
اتحاد صورت مثالی با عین خارجی
نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و جایگاه عقلانیت در مکتب اهلبیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مُثل افلاطونی» و نسبت آن با عالم خارج میپردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که عالم مثال را مکانی جداگانه و نیازمندِ انتقالِ نفس از طریق خواب یا مکاشفه میدانند، بر این نکته تأکید میکنند که صورت مثالی با عین خارجی اتحاد وجودی دارد و تفاوت در ادراک، ناشی از ضعف و قوتِ نفسِ انسان است. در ادامه، این مبحثِ دقیقِ فلسفی به حوزه عمل و اخلاق پیوند میخورد؛ جایی که استاد با استناد به وصیت امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر «نورانیتِ دل به حکمت»، ضرورتِ عقلانیت، درایت و پرهیز از هیئتبازی و شعارزدگی را در مکتب اهلبیت(ع) تبیین میکنند. ایشان با نقدِ رفتارهای کورکورانه، بر لزومِ تفکر و اتقان در فهمِ مبانی دینی و ارتباطاتِ اجتماعی تأکید میورزند تا انسان از ورطه شایعات و وهمیات نجات یابد.
اتحاد صورت مثالی با عین خارجی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مُثل افلاطونی» و نسبت آن با عالم خارج میپردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که عالم مثال را مکانی جداگانه و نیازمندِ انتقالِ نفس از طریق خواب یا مکاشفه میدانند، بر این نکته تأکید میکنند که صورت مثالی با عین خارجی اتحاد وجودی دارد و تفاوت در ادراک، ناشی از ضعف و قوتِ نفسِ انسان است. در ادامه، این مبحثِ دقیقِ فلسفی به حوزه عمل و اخلاق پیوند میخورد؛ جایی که استاد با استناد به وصیت امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر «نورانیتِ دل به حکمت»، ضرورتِ عقلانیت، درایت و پرهیز از هیئتبازی و شعارزدگی را در مکتب اهلبیت(ع) تبیین میکنند. ایشان با نقدِ رفتارهای کورکورانه، بر لزومِ تفکر و اتقان در فهمِ مبانی دینی و ارتباطاتِ اجتماعی تأکید میورزند تا انسان از ورطه شایعات و وهمیات نجات یابد.
اتحاد صورت مثالی با عین خارجی
11این قضیهاى که بنده امروز بهعنوان اتحاد بین صورت مثالیه با جسم خارجى مطرح کردم، آن صورت مثالیۀ وجودیه است یعنى صورت مثالى وجود خارجى با وجود خارجى اتحاد دارد. آن مسئلۀ دقیقه این بود که شما این خارج را چه تصور مىکنید؟ آیا خارج در خواب تصور مىکنید؟ آیا این است؟ یعنى اگر کسى به خواب برود و انفصالى با این عالم پیدا کند، مدرکِ صورت مثالى مىشود؟ [یعنی] آن ظرف و آن وعاء شرط براى اتصال است، تا کسى از این نشئه به نشئه دیگر نرود و صداى خرخر او درنیاید و چشمانش را روى هم نرود این اتصال برقرار نمىشود؟! [آیا] به این نحو است که رفتن در این وعاء یا بهصورت خوابیدن و خرخر کردن است یا بهصورت ـ حالا خرخر هم فرق مىکند؛ بعضى چنان خرخر مىکنند که سقف مىخواهد پایین بیاید! بعضى نه یکقدرى پایینتر است و بعضى هم که بیچارهها ندارند ـ کشف است؛ یعنى اتصال با آن عالم در کشف برقرار مىشود؟ این نحوه است که خیلىها فرمودند یا نه؟
اتحاد عالم مثال با عین خارجی
عرض بنده در این جلسه این بود که عالم دیگرى بهعنوان عالم مثال نداریم؛ مثال و عین خارج یکى است و ما اطلاع بر این عین خارج و مثال نداریم و تصور مىکنیم که براى اتصال با مثال و صورت مثالیه باید به خواب رفت و این تصور، تصور غلط است. این از ضعف ما است نه از تحقق یک عالم دیگرى به نام عالم مثال که در پشت این عالم قرار دارد و براى اتصال به آن عالم مثال، انسان باید از این عالم به آن عالم با خواب یا بهوسیلۀ مکاشفات و انکشافات صوریه و مثالیه انتقال پیدا کند. نه، این مربوط به ضعف ما است.
یک مثالى برای شما مىزنم، چشمهاى عادى چقدر مىبینند؟ آنهایی که دهدهم یا یازدهدهم هستند چقدر مىبینند؟ چیزهایى را از یک مسافت بعید مشاهده مىکنند. فرض کنید شخصى که چشمش چهاردهم یا پنجدهم یا ششدهم است، او نمىتواند آن فاصله را از آنطرف نگاه کند. باید چهکار کند؟ باید راه برود. این راه رفتن، آن واقع را از آن واقعیت خودش خارج نمىکند! آن شخص سر جای خود ایستاده و یک سانت هم حرکت نکرده است، شما باید راه بروید و این راه رفتن مربوط به ضعف شما است والاّ [جای] او که تغییر نکرده است. شما باید راه بروید تا چهاردهم تبدیل به هفتدهم و هشتدهم و نُهدهم بشود، به دهدهم که رسیدید آنوقت آن صحنه براى شما کاملاً واضح و آشکار خواهد شد، به واقع خارجى کار ندارد و واقعى در خارج وجود ندارد و غیر از او عالَمى در خارج وجود ندارد بلکه عالم شما با آنچه که در خارج هست تفاوت مىکند! ولى آنچه که در خارج هست خارج است و هیچ مسئلهاى در اینجا نیست.
