جلسه ۷۱۵
1مقدمات بحث مثل
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز به عنوان مقدمه بحث، مطالبی را خارج از بحث ـ البته غیر مربوط به بحث هم نیست ـ مُثُل افلاطونی خدمت رفقا عرض میكنیم تا انشاءالله فردا خود بحث متنی را دنبال كنیم.
فصل: فی التحقیق الصور و المثل الأفلاطونیة
قد نسب إلی أفلاطون الإلهی إنه قال فی کثیر من أقاویله موافقاً لاستاذه سقراط: إن للموجودات صوراً مجردة فی العالم الإله و ربما یسمیا المثل الإلهّیه و إنها لاتدثر و لاتفسدو لکنها باقیة و إن الذی یدقر و یفسدو إنما هی الموجودات التی هی کائنة.
مطلبی كه به عنوان مقدمه در شروع بحث مُثُل افلاطونیه كه خیلی مورد نقد و ایراد متكلمین واقع شده است و یكی از اشكالاتی كه بر حكمای یونانیین گرفته میشود همین مسئله و قضیه مثل افلاطونی است كه دلیلی برای اثبات این مسئله پیدا نشده و صرفا یك ادعا مطرح شده است ـ البته بنابر زعم متكلمین ـ ولی در غیر حكمای یونانیین، حكمای اسلام هم مانند میر فندرسك و حتی شیخ اشراق اینها نیز قائل به مثل افلاطونی هستند منتهی با یك توضیح بهتر و یك روش قابل پذیرشتری.
صحبت در مثل افلاطونی به این كیفیت است كه آن چه را كه ما در عالم ماده مشاهده میكنیم عبارت است از تركیب مواد در عالم شهادت به واسطه همین تركیب ماهیات در حدودات جزئیه این صورت خارجی پیدا میكند. در انسان طبعا تركیب از حیوانیت است و فصل.
در مورد سایر حیوانات جمادات و نباتات و آن چه كه در عالم ماده مشاهده میشود مسئله به همین كیفیت است و از آن جایی كه این مواد و آن چه كه در این عالم هست جنبه مادی دارند و در وجود بحت و بسیط و اطلاقی پروردگار كه از لوازم آن علم عنائی نسبت به وجودات جزئیه است وجود مادی راه ندارد و مسئله امكان در آن جا راه ندارد از این نقطه نظر طبعا باید سنخیتی بین حقایق جزئیه مادی خارجی و بین آن مبدأ اول و علت الاولی و علةالعلل كه همان علم عنایی حق است وجود داشته باشد و بدون سنخیت، هیچ وجودی در خارج تحقق خارجی نخواهد داشت.

