جلسه ۷۱۵
8بنابراین این نكته كه بزرگانی مانند شیخ اشراق و همین طور مرحوم میر فندرسك و همین طور مرحوم آخوند و مرحوم حاجی سبزواری در مقام اثبات این مسئله برآمدند و ما باید ریشه این مسئله به دست بیاوریم كه این چه انگیزهای برای طرح این مسئله بود البته به همان دیدگاه اولیه و ابتداییه خب ممكن است مسئله قابل نقاش باشد و قابل نقد باشد چه دلیلی داریم بر این كه حتما چون جزئیات خارجیه همه به یك صورت و به یك شكل در مابه الاشتراك سهیم هستند پس بنابراین باید یك حقیقت نوعیه معرّای از ماده داشته باشیم، حتی معرّای از صورت.
فرض كنید كه یك مهندس در ذهن خودش نقش بندی میكند برای خلق نقشههای متعدد آن چه صورتی است؟، اصلا صورت ندارد، شما بگویید كه صورت است، میتوانید تصور كنید این چه صورتی است كه یك نفر در ذهن خودش آن صورت را بپروراند؟ در ذهن خودش ترسیم كند و به واسطه آن صورت بیاید و نقشه خارجی را فرض كنید كه ایجاد كند این چه شكلی است؟ اصلا معنا ندارد شكل داشته باشد در عین حال كه قطعا در پرداخت این نقشه خارجی آن صورت اولیه دخالت دارد شكی در این نیست اگر دخالت نداشته باشد به جای صورت یك منزل صورت یك طویله در خارج نشان میدهدف صورت یك كارخانه، در حالتی كه كارخانه با آن بنا تفاوت دارد، كارخانه یك دیوار فرض كنید كه این طرف است و یك سقف از آهن و حلبی بیاندازد آن شیروانی و میشود كارخانه و چیز دیگر ندارد و دستگاه بیاورند و بگذارند یا كه فرض كنید كه به جای صورت یك بنا فرض كنید كه صورت یك سگ را تشكیل بدهد در صورتی كه مطلب به این كیفیت نیست این در نقش و خطوطی كه میكشد از آن صورت اول در ذهن خود دارد بهره میگیرد از آن دارد استفاده میكند، حالا شما به من بگویید این صورت چه شكلی است؟ اتاقش كجاست؟ دستشویی آن كجاست؟ هالش كجا است؟ اتاق ندارد، دستشویی ندارد، هالش شكل ندارد، یك هال كلی در ذهن او است، یك اتاق كلی در ذهن او است، یك مطبخ كلی در ذهن او است، یك پله و وسایل كلی فقط در ذهن او است ولی آن پله چند سانت است یك متر است؟ نه، دو متر است؟ نه، آن پله متر ندارد اندازه ندارد، اتاق اندازه ندارد، در عین حال این صورت كلی در ذهن او و در آن خطوطی كه بر روی كاغذ میكشد آن نقش اساسی دارد آن را اسمش را میگذارند مُثُل افلاطونی.

