جلسه ۷۱۵
7ولی شما در این جا قائل به ماهیت هستید و امكان را لازم و ملزوم برای ماهیت میدانید این جا این اشكال پیش میآید كه ما حقایق خارجیه ماهویه داریم در حالی كه متصف به آن هستند شما ازآن صادر اول كه بگیرید ممكن الوجود است الی این ادنی مراتبی كه این مراتب فرض كنید كه عالم ماده و شهادت است.
پس بنابراین روشن شد كه اشكال مرحوم علامه دراین جا جایی ندارد اشكال در جایی است كه ممكن را مساوی با ماهیت بدانید در حالتی كه ممكن اعم است حتی نسبت به صادر اول شما حكم به وجود ذاتی برای صادر اول حتی نمیتوانید بكنید صادر اول یا عقل اول بنابر اختلاف در اصطلاحات گرچه اینها تجرد تامه دارند ولی بالاخره در مرتبه مفاض از علت اولی هستند این را نمیشود كاری كرد، حتی نسبت به صفات لاینفك از باری كه علم و حیات و قدرت باشد كه البته به استثناء از حیات، علم و قدرت باشد و سایر صفات همه اینها دارای مراتب مادون مرتبه ذات هستند چطور شما یك همچنین مطلبی را میفرمایید؟!، پس بفرمایید كه در آنجا علم اطلاقی حق هم داخل ماهیت است! آن هم معلول است، آن هم معلول برای وجود بحت و بسیط است، آن هم معلول است بر ذات یعنی آثار ذات آن حیثیت اقتدار و حیثیت علمی در ذات آن است، لولا ذات، علم به چه میخواهد تعلق بگیرد؟ لولا نفس ذات اقتدار به چه میخواهد تعلق بگیرد؟ لولا ذات، رحمت و عطوفت كه در مراتب صفتی است به چه میخواهد تعلق بگیرد؟ به هیچی.
پس تمام اینها گرچه صفات لاینفك ذات هستند ولی در رتبه متأخر از ذات قرار دارند و تأخر رتبه جنبه معلولی به آنها میدهد ولی در عین حال آن جنبه معلولی باعث تحقق و اتصاف به ماهیت نمیشود، آن از این نقطه نظر واجب است به وجوب ذات و بقا دارد به بقای ذات.

