جلسه ۷۱۵
5این یك مسئلهای است كه ایشان به اصطلاح مطرح میكنند و مرحوم آخوند هم این مطلب را میپذیرند خب در این جا مرحوم علامه اشكالی كه وارد میكنند بر مرحوم شیخ شهاب این است كه چطور ممكن است كه شما بر یك حقیقت امكانیه حكم بر ماهیت كنید؟ در حالتی كه ماهیت را از او بردارید، درحالی كه شما اولا خودتان اثبات امكان را بر آن حقیقت كردید و ماهیت از لوازم امكان است پس بنابراین چه بخواهی و چه نخواهی باید برای همین حقایق نوریه شما یك ماهیت امكانیه تصور كنید كه ماهیت امكانیه آن بتواند قابلیت صفت امكان را در این جا داشته باشد شما دیگر نمیتوانید در این جا بگویید كه اینها ماهیت ندارند اینها حقایق نوریه بسیطه هستند.
خب سوال ما از مرحوم علامه این است كه شما در باب قاعده علیت و معلولیت چه میفرمایید؟ آیا معلول را داخل در موارد متصفه به امكان میدانید یا این كه نه، ما كه دو چیز نداریم ما یا امكان داریم یا وجود داریم یا امتناع، خب معلول كه نمیشود كه بالنسبة به علت، محكوم به امتناع باشد، پس بنابراین از امتناع بیرون است. میماند دو چیز یا واجب است یا ممكن، واجب كه واجب بالذات آن فقط ذات باری است معلول كه نمیتواند، اگر واجب هم بخواهد باشد وجوبش وجوب بالعرض است وجوب بالعرض وجوب را از ناحیه علت اكتساب میكند خودش فی حد نفسه امكان دارد. تجلی علت موجب عروض معلول است، تجلی بكند معلول هست، تجلی نكند معلول نیست، هذا نفس الامكان خب پس چه ماهیتی شما برای این در نظر میگیرید؟ شما در اینجا میفرمایید معلول عبارت است از نفس العلة در مرتبه مادون آیا مرتبه مادونی مگر ماهیت درست میكند؟ ماهیت درست نمیكند یعنی شما آن حكمی را كه روی علت كردید و همان حكمی كه روی علت است روی معلول هم همین است، منتهی فقط یك رتبه پایین تر، زورش كمتر، قدرت او كمتر، اشتداد او كمتر، فرض كنید كه اولیت و اولویت آن در آن جا كمتر، تقدم و تأخر فقط در آن جا میآید و اینها همه لازمه علت و معلولیت است، چه ماهیتی را شما برای معلول به واسطه تجلی علت تصور میكنید كه به واسطه آن ماهیت به او امكان میدهید؟ در هیچی، ما هیچ ماهیتی برای او تصور نمیكنیم در حالی كه به او امكان میدهیم هر چیزی كه دارای ماهیت است دارای امكان است لا بالعكس.

