
جلسه ۷۱۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية 8/11/1431
جلسه ۷۱۵
12و اختلاف بین ما و بین مثل افلاطونی در آن جا به اصطلاح مشهود خواهد شد برای رفقا كه گرچه این به اصطلاح مطالب خب ممكن است محل مناقشه باشد ولی بی هیچی نیست. مسئله واقعیتی دارد یا فرض كنید وقتی كه شما میبینید این دیك الان در این موقعیت و در این وقت شروع میكند به صیحه زدن و خواندن چه احساسی برای او پیدا شده؟ چه قضیه برای او پیدا شده و چه فكری و چه تصوری برای او پیدا شده كه شروع میكند به خواندن؟ و او هم همین طور چه اتصالی برای او پیدا شده یا بقیه حیوانات وقتی كه اینها حركاتی از آنها سر میزند كه حكایت میكند از یك واقعه محتمل الوقوع و قریب الوقوع چه احساسی برای آنها پیدا میشود كه آن احساس برای ما پیدا نمیشود؟ اینها همه جهات اتصالی است كه اینها به واسطه اتصالشان با همان حقیقت خودشان نه با سایر مسائل دیگر و جاهای دیگر، اینها میتوانند كه به این مطالب دسترسی پیدا كنند.
یك وقتی یادم میآید كه مرحوم آقا میفرمودند كه ما با یك بنده خدایی كه الان هم زنده است و معمم و از ارحام هم هست، بعدازظهر بود یا قبل ظهر بود او وسیله داشت گفتند كه یكی از آشنایان ایشان فوت كرده برویم با هم برای تشییع خلاصه حركت كردند با هم رفتند برای تشییع آن شخص كه از اقربا بود در بهشت زهرا و او به مرحوم آقا گفت كه من جای ماشین را درست میكنم و میآیم و مرحوم آقا حركت كردند و آمدند منتظر شدند، ولی او نیامد و تاخیر كرد تا اینكه جنازه را برداشتند و تشییع كردند، از آمبولانس تشییع كردند آوردند تا دم آنجا و ایشان هم نماز خواندند و دفن كردند و برگشتند همان جایی كه محل قرار بود وقتی كه برگشتند دیدند كه این كنار گرفته نشسته و تفسیر المیزان دستش است گفتند كه آقا شما چرا اینجا هستید تشییع نیامدی؟ گفت من گفتم كه از فرصت استفاده كنم و مطالعه كنم! از فرصت استفاده كنم و مطالعه كنم! ایشان گفتند كه آخر مطالعه! هر چیزی جای خودش را دارد، ببینید! پیغمبر هم میتوانست در خانهاش بنشیند مطالعه كند ولی بلند میشود میآید در تشییع سعد بن معاذ شركت میكند در تشییع اصحاب شركت میكند در تشییع فاطمه بنت اسد شركت میكند و میفرماید كه ملائكه در این تشییع بگونهای حضور داشتند كه من میخواستم به نحوی پایم را جایی بگذارم كه ملائكه پرشان ... و این حرفها
