جلسه ۷۱۵
6این طور نیست كه هر چیزی كه متصف به وصف امكان است و دارای امكان است، متصف به وصف ماهیت باشد، اشتباه مرحوم علامه در این جا این است كه آمدند امكان و ماهیت را متساوقین فرض كردند در حالتی كه لازمه ماهیت اتصاف به امكان است اما این مسئله از این طرف نیست علی كل حال عام و خاص مطلق است نه مسئله تساوی.
ربّ امكان له ماهیة و بعض الامكان لیس له ماهیة و كل ماهیه له امكان، لذا در مراتب وجودی در آنهایی كه فرض كنید كه ماهیت ندارند مثلا در مورد اشتداد شما چه میفرمایید؟ خورشید دارای ماهیت است و ماهیت او هم مشخص است ما كاری به ماهیت او نداریم به همان نفس نور به حقیقت نوریه داریم حقیقت نوریه كه متفاوت نیست نفس نور حقیقت واحده است آن حقیقت نوریه در یك مرتبه دارای این مقدار از اشتداد در فوتونهای نوری است لذا دست شما را میسوزاند همان حقیقت نوریه در مرتبه دیگر وقتی از آن اشتداد فوتونهای او كم میشود دست شما را نمیسوزاند چیزی به او اضافه نمیشود كه تا به واسطه اضافه شدن او این دارای ماهیت بشود، از اشتداد وجودی او كم میشود و عدم كه ماهیت نیست عدم، عدم است شما در ماهیت تركب جزئین را میخواهید شیء به اضافه شیء دیگر الان در این جا یك مرتبه وجودی است به اضافه عدم مرتبه مافوق، و عدم مرتبه مافوق كه لیس بشیء.
با عدم ایجاد ماهیت، شما نمیتوانید بكنید بلكه به وسیله عدم رتبه مافوق میتوانید مرتبه جدیدی را با اشتداد مخصوص به خودش ایجاد كنید وهو لیس بماهیت پس بنابراین در حقایق نوریه همان طوری كه نظر مرحوم آخوند نظر مرحوم شیخ اشراق است در آن جا ما هیت نداریم بلكه اختلاف مراتب به اختلاف در خود نحوه وجود و شدت و ضعف است اگر شما اسم ماهیت را به این میگذارید كه ما در این جا كه اعتراضی نداریم یعنی اگر شما ماهیت را به این نحوه توسعه میدهید بسیار خب در این جا دیگر تحاشی نیست نسبت به تقبل ماهیت به این نحو.

