جلسه ۷۱۵
3پس ببیند چقدر راحت این مسئله قابل ترسیم است كه از آن جایی كه ما مشاهده میكنیم اشیاء خارجی و جزئیات خارجی اینها در عین اختلافشان و تمایزشان با یكدیگر در همان ماهیت مشتركه با همدیگر اشتراك دارند از این جا متوجه میشویم كه باید یك اصل اولی در رأس و در فوق تمام این جزئیات خارجی وجود داشته باشد و اراده ازلی در خلق جزئیات خارجی منطبق بر آن اصل كلی باشد فرض كید كه وقتی كه اراده پرودگار بر خلقت انسان است نمیتواند فرض كنید كه خارج از آن اصل كه حیوانیت و ناطقیت باشد یك حیوانی درست كند كه با حیوانیت و ناهقیت ...،
البته ظاهرا حالا برخلاف این اتفاق افتاده، مسائلی را كه آدم میبیند گاهی اوقات استثناهایی در خلقت میشود! البته گاهی اوقات استثناء بیشتر از مستثنی منه میشود! گاهی اوقات! میگویند از نظر ادبی مستثنی باید اقل از مستثنیمنه باشد، فرض كنید این مثالی كه ادبا میزنند میگویند كه جاءالقوم الا حمارا، حمار طبعا افرادش از آن قوم كمتر است و حالا اگر آن قوم بیشترشان حمار بودند این چه جور میشود؟! یكی دو نفر ته قضیه میماند! این صحیح نیست، یعنی به كار بردن این جمله از نظر ادبی ... خلاصه گاهی اوقات آدم میبیند كه افراد حمار از افراد قوم بیشتر هستند!
امیرالمؤمنین دارند" یا اشباح الرجال و لا رجال" یعنی فقط قیافه شما به مردها میخورد، ولیكن آن چه را كه از مردی كه عبارت است از تعقل و تفكر و تأمل و آثار مردانگی و حریت است یك قدری ماشاءالله یك قدری عرض كنم كه این مسئله خب در این جا بایستی كه مورد توجه قرار بگیرد ...
اگر آن اراده و مشیت بر ایجاد و خلق زید است باید خلق زید و این انسان را خلق كند دیگر نمیتواند فصل او را فصل دیگری قرار بدهد، ادخال فصل دیگر غیر از فصل انسانیت كه همان تصویر كلی و صورت و مثال كلی در علم عنایی هست نسبت به حقایق نوعیه متفاوته این خروج زید است از تحت دایره انسانیت و ادخال او در تحت نوع آخر این دیگر به انسانیت برنمیگردد به زید برنمیگردد به انسانیت او برنمیگردد.

