
حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع
تبیین تفاوت میان زمان اعتباری و تقدم و تأخر ذاتی اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت زمان و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تفکیک میان زمان به عنوان یک امر اعتباری و متدرج، و تقدم و تأخر ذاتی میان علت و معلول آغاز میشود. استاد با بهرهگیری از مثالهایی همچون نگارش کتاب و نزول قرآن کریم، نشان میدهند که اگرچه برای ادراک و ظهور حقایق در عالم ماده نیاز به گذشت زمان و رعایت ترتیب است، اما در مقام ابداع و تحقق، حقایق هستی به اراده واحده الهی و بدون نیاز به زمانِ متدرج صورت میپذیرند. در ادامه، تفاوت میان ابزارهای ادراک عادی و ادراک باطنی بررسی شده و روشن میگردد که زمان، تنها بر استمرارِ بقای موجودات در عالم شهادت بار میشود و در اصلِ تحققِ خارجیِ اشیاء، دخالتی ندارد. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان اختیار انسان، اراده الهی و حقایق غیبی را در پرتو توحید افعالی بهتر درک کند.
حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع
4علیٰکلّحال این مسئله نمیتواند جایش را برگرداند و تغییر دهد و نمیتواند موضع را عوض کند یعنی از حیثیت علّی برگردد و به حیثیت معلولی برسد.
این دیگر در این نقطهنظر تفاوتی نمیکند چه بین ما و چه خود نویسنده پس از نوشتن کتاب نه قبل از نوشتن کتاب چون قبل از نوشتن کتاب نویسنده هم مانند ما است؛ یعنی همانطوریکه ما برای خواندن و قرائت کتاب نیاز به زمان داریم و باید صفحات را یکی پس از دیگری ورق بزنیم نویسندۀ کتاب هم برای نوشتن کتاب مانند ما نیاز به زمان دارد و باید صفحات را یکی پس از دیگری بنویسد و یکدفعه نمیتواند صفحۀ ۱۹۱ را بنویسد خب هنوز صفحۀ ۱۹۰ را ننوشتی، هنوز صفحۀ ۱۸۰ را ننوشتی، هنوز صفحۀ شانزده را ننوشتی، پس باید همانطور مانند ما جلو بیاید تا به آن نقطه برسد. این از نقطهنظر ترتّب است. از نقطهنظر ترتّب یک عدد بر عدد دیگر بین ما و آن نویسنده در اینجا فرقی نیست و هردوی ما در این مسئله شریک هستیم. از نقطهنظر ترتّب یک صفحه بر صفحۀ دیگر بین نوشتن کتاب ما و قرآن کریم که بر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم دفعتاً نازل شده است فرقی نیست، هم ما باید صفحۀ دو را متأخر از صفحۀ یک بنگاریم و هم در کتاب کریم باید فلان سوره پس از فلان سوره آمده باشد. در این قضیه دقت کنید! امکان ندارد اگر قرار بر این باشد که دفعتاً واحده باشد، تدریجی باشد، انزال باشد، تنزیل باشد و یا هرچه میخواهد باشد اگر قرار بر این است که سورۀ علق ﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ* خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ * ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾1 سورۀ اول باشد دیگر نمیشود سورۀ بقره سورۀ اول باشد. اگر قرار باشد سورۀ آل عمران سورۀ سوم باشد نمیتواند جای خودش را با سورۀ ایلاف عوض کند. قرآن باشد یا کتاب عادی باشد از نقطهنظر کیفیت نگارش یا کیفیت ترتیب تفاوتی ندارند و یکی مقدم و یکی مؤخر است. اینطور نیست که تقدم و تأخر چون مسئلۀ انزال است و ﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا﴾2 در لیلة القدر چون قضیۀ انزال است در آنجا باید تقدم و تأخری در کار نباشد ولی در مقام تنزیل چرا [باید باشد]. در مقام تنزیل اول سورۀ قلم میآید بر رسول خدا نازل میشود و بعد در آخر هم سورۀ نصر که ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَهِ وَٱلۡفَتۡحُ﴾3 باشد منبابمثال آنجا بیاید نازل بشود. این مسئله به این کیفیت نیست بلکه مسئلۀ تقدم و تأخر یک امر ذاتی است و ذاتی لا یَتغیرُ و لا یَتعلل؛ نیاز به علت و نیاز به تغییر و تبدل ندارد و نمیتواند علت بگیرد چون خود شما در آن مفهومِ ترکیب صور، لحاظ ترتیب و تأخر و تقدم را کردید. تقدم و تأخر یک مسئلۀ ذاتی است و فرقی نمیکند.
- . سوره علق (96) آیات 1 تا 3. امام شناسى، ج 11، ص 20:
«بخوان به اسم پروردگارت آن که آفریده است. انسان را از علق (خون بسته شده و یا سِلّولى شبیه به کرم که نطفه باشد) آفریده است؛ بخوان! و پروردگار تو بزرگترین و بزرگوارترین و گرامىترین کریمان است.» - . سوره حجر(15) آیه 9. امام شناسى، ج 14، ص 84:
«بهدرستىکه ما حقّاً و حقیقةً قرآن را فرو فرستادیم.» - . سوره نصر (110) آیه 1.
«چون هنگام فتح و فیروزى با یارى خدا فرا رسد (مراد فتح مکه است).» (محقق)
- . سوره علق (96) آیات 1 تا 3. امام شناسى، ج 11، ص 20:
