اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع

تبیین تفاوت میان زمان اعتباری و تقدم و تأخر ذاتی اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت زمان و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تفکیک میان زمان به عنوان یک امر اعتباری و متدرج، و تقدم و تأخر ذاتی میان علت و معلول آغاز می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌هایی همچون نگارش کتاب و نزول قرآن کریم، نشان می‌دهند که اگرچه برای ادراک و ظهور حقایق در عالم ماده نیاز به گذشت زمان و رعایت ترتیب است، اما در مقام ابداع و تحقق، حقایق هستی به اراده واحده الهی و بدون نیاز به زمانِ متدرج صورت می‌پذیرند. در ادامه، تفاوت میان ابزارهای ادراک عادی و ادراک باطنی بررسی شده و روشن می‌گردد که زمان، تنها بر استمرارِ بقای موجودات در عالم شهادت بار می‌شود و در اصلِ تحققِ خارجیِ اشیاء، دخالتی ندارد. این مباحث به مخاطب کمک می‌کند تا نسبت میان اختیار انسان، اراده الهی و حقایق غیبی را در پرتو توحید افعالی بهتر درک کند.

حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع

3
  • اطلاعی که افراد الآن بر آن حقایق ماوراء الطبیعت پیدا می‌کنند اختصاصی به شیعه و اسلام و اینها ندارد و این مطالب حتی برای مسیحیت و یهودیت و حتی غیر از متدیّنین هم مطالبی است که واضح و آشکار شده و صحت آن به ثبوت رسیده است و انکارش صرفاً یک نوع مکاوره است و هیچ پایۀ علمی در این زمینه نیست. اگر یادتان باشد من آنجا یک مثالی زدم البته الآن یک مثال روشن‌تری هم در اینجا می‌شود زد؛ در آنجا گفتم که اگر یک نویسندۀ کتاب و یک شخصی که کتابی را می‌نویسد درنظر بگیرید، افراد برای مطالعۀ این کتاب نمی‌توانند کتاب را از آخر بخوانند و کتاب باید از اول خوانده شود به‌طوری‌که فهمیدن هر مطلبی مترتب بر فهمیدن صفحۀ قبل است. تا شما صفحۀ هفده را نخوانید صفحۀ هجده را متوجه نمی‌شوید و تا صفحۀ هجده را مطالعه نکنید صفحۀ نوزده را نمی‌فهمید. این کتاب باید ورق ورق و صفحه صفحه مطالعه بشود تا به آخر برسد. این برای افرادی است که اینها قاری هستند و برای افرادی است که این کتاب به‌دستشان می‌رسد. شما نمی‌توانید از وسط کتاب باز کنید و همین‌طوری شروع به خواندن کنید و بگویید که خب مطلب در اینجا هست بلکه سیر ترتّبی مطلب اقتضاء می‌کند که یک مسئله حتماً بعد از مسئلۀ دیگری قرائت بشود و ادراک هر مسئله‌ای حتماً باید مترتب بر ادراک مطلب ماقبل باشد. خب در این مسئله شما زمان را احساس می‌کنید یعنی وقتی که کتاب را دست می‌گیرید هرچه هم که سریع باشید دیگر کتاب هفتصد صفحه‌ای را در عرض سه روز زودتر نمی‌توانید بخوانید. سه روز وقت می‌گذرد تااینکه اوراق یکی‌یکی پس از دیگری مورد مطالعه قرار بگیرند و شما از ابتدا به انتها برسید.

  • ذاتی بودن تأخر و تقدم

  • بنابراین شما برای فهمیدن مطالب احتیاج به زمان دارید. شما برای فهمیدن مطالب نیاز به گذران وقت و گذشت زمان دارید که آن مطالب را بفهمید. این نیاز هست و شما در این نیاز ناچار هستید که از آن قانون خلقت پیروی کنید و نمی‌توانید خود را از این قانون بیرون بیاورید. حالا در تحت یک شرایط خاص آن بماند ولی فعلاً شرایط همین شرایط عام است. در این شرایط عام باید زمان بگذرد و باید سه روز بگذرد تااینکه شما به آن صفحۀ آخر برسید. اما برای کسی که خودش مؤلف این کتاب هست آیا برای او هم بین صفحۀ اول و صفحۀ ۲۱ تفاوت است؟ آیا بین صفحۀ ۲۱ و صفحۀ 4۷ تفاوت است؟ یعنی اگر الآن از این شخص بخواهند بپرسند که آیا صفحۀ 4۷ کتابی که نوشتی چیست؟ او می‌نشیند و می‌گوید که صبر کنید فکر کنم و اول شروع می‌کند صفحۀ اول را ورق زدن و صفحۀ دوم و سوم را ورق زدن تا به صفحۀ 4۷ می‌رسد و می‌گوید که هان! بنده در صفحۀ 4۷ این مطلب را نوشتم. آیا او این‌گونه فکر می‌کند؟! یااینکه اگر حافظه‌اش حافظۀ خوبی باشد و بتواند در احضار آن اقتدار کافی را داشته باشد تا از او بپرسند که شما در صفحۀ 4۷ چه نوشتی، شروع به گفتن می‌کند که آقا این مطلب در صفحۀ 4۷ هست؟! کتاب را باز می‌کنید می‌بینید که درست است؟! تا از او بپرسند که آقا در صفحۀ ۱۹۱ چه نوشتی؟! می‌گوید که در صفحۀ ۱۹۱ [این مطالب را نوشتم.] هیچ نیاز نیست در احضار صفحۀ ۱۹۱ صفحات قبل را هم در ذهنش مرور کند. هیچ‌وقت این کار را انجام نمی‌دهد بلکه صاف [می‌گوید که] در صفحۀ 191 این [مطالب] هست. بله، صفحۀ 191 که در ذهن اوست این صفحه از صفحۀ ۱۹۰ متأخر است و در تأخر آن [شکی نیست] چون همان‌طور ‌که عرض کردم این تأخر تأخر ذاتی است چون تأخر به کم و عدد برمی‌گردد. تا صفحۀ ۱۹۰ در ذهن او نباشد نمی‌تواند صفحۀ ۱۹۱ را بیاورد و اصلاً معنا ندارد که یک‌دفعه صفحۀ 190 بگویند خب چرا به‌جای صفحۀ ۱۹۰ صفحۀ ۲5۰ را نیاورد؟! پس معلوم می‌شود که در این مسئلۀ عدد تأخر یک عدد بر عدد دیگر یک مطلب ذاتی است و خدا هم نمی‌تواند جای ۱۹۰ را با ۱۹۱ عوض کند چون صفحۀ ۱۹۱ یعنی یک پدیده‌ای که در ذات خودش متأخر از پدیدۀ دیگر است لذا قاعدۀ علیت می‌ماند. علت باید مقدم باشد. وقتی که شما می‌گویید: اکبر آقا پدر اصغر آقا است، وقتی این مطلب را می‌گویید یعنی حیثیت علت در اکبر آقا متحقق هست و آن اصغر آقا معلول شده است و این دوتا دیگر نمی‌توانند جایشان را عوض کنند چون این معلول برای اوست. چطور ممکن است که معلول جایش برگردد و اصغر آقا که پسر است علت برای پدر بشود! اِ پس تو کجا بودی؟!