
حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع
تبیین تفاوت میان زمان اعتباری و تقدم و تأخر ذاتی اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت زمان و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تفکیک میان زمان به عنوان یک امر اعتباری و متدرج، و تقدم و تأخر ذاتی میان علت و معلول آغاز میشود. استاد با بهرهگیری از مثالهایی همچون نگارش کتاب و نزول قرآن کریم، نشان میدهند که اگرچه برای ادراک و ظهور حقایق در عالم ماده نیاز به گذشت زمان و رعایت ترتیب است، اما در مقام ابداع و تحقق، حقایق هستی به اراده واحده الهی و بدون نیاز به زمانِ متدرج صورت میپذیرند. در ادامه، تفاوت میان ابزارهای ادراک عادی و ادراک باطنی بررسی شده و روشن میگردد که زمان، تنها بر استمرارِ بقای موجودات در عالم شهادت بار میشود و در اصلِ تحققِ خارجیِ اشیاء، دخالتی ندارد. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان اختیار انسان، اراده الهی و حقایق غیبی را در پرتو توحید افعالی بهتر درک کند.
حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت زمان و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تفکیک میان زمان به عنوان یک امر اعتباری و متدرج، و تقدم و تأخر ذاتی میان علت و معلول آغاز میشود. استاد با بهرهگیری از مثالهایی همچون نگارش کتاب و نزول قرآن کریم، نشان میدهند که اگرچه برای ادراک و ظهور حقایق در عالم ماده نیاز به گذشت زمان و رعایت ترتیب است، اما در مقام ابداع و تحقق، حقایق هستی به اراده واحده الهی و بدون نیاز به زمانِ متدرج صورت میپذیرند. در ادامه، تفاوت میان ابزارهای ادراک عادی و ادراک باطنی بررسی شده و روشن میگردد که زمان، تنها بر استمرارِ بقای موجودات در عالم شهادت بار میشود و در اصلِ تحققِ خارجیِ اشیاء، دخالتی ندارد. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان اختیار انسان، اراده الهی و حقایق غیبی را در پرتو توحید افعالی بهتر درک کند.
حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع
12یک مدت گذشت و بعد از یک مدتی دیدیم اِ پردۀ اول پیش آمد و عیناً همانی بود که من دیدم! خب اینکه دیگر حدس نیست و اینکه دیگر شعبده و سحر نیست بلکه واقعیت خارجی است. یکدفعه چند روز دیگر دیدم اِ پردۀ دوم و سوم پیش آمد یکییکی پردهها پیش آمد. دیدم هان این قرار است که فلان شود. یکدفعه دیدم پیش ما هست بعد غیبش زد! چه شد؟ نیست رفت! گفت که دیدی؟ تمام. خب اینکه الآن یکبهیک تمام این واقعیت را در وجود خودش دیده و عکس هم ندیده است نهاینکه عکس ببیند بلکه در وجود خود این حقیقت خارجیه را دیده است، چقدر زمان طول کشید؟! یک! لذا اینجا دیگر خیلی مسائل زیاد است و مطالب جای بسیار [بحث] دارد. آن صحنههای آخر هم یکبهیک پیش آمد و بالأخره او دیگر به رحمت خدا رفت. این واقعیتی را که الآن دیده که این قضیهها [اتفاق خواهد افتاد] خب این معلوم است از ابداع است. القاء این مسئله در نفس او مانند رؤیت ظاهری نیست. چشم در رؤیت ظاهری باید زمان ببرد گوش باید زمان ببرد و این ادراک، معلولِ برای ابزاری است که در آن ابزار، گذشت زمان یکی پس از دیگری لحاظ است ولی برای چشمِ دل و برای او اینطور نیست و او نفس واقعهای که در خارج هست همان واقعه را میبیند. الآن شما اینجا نشستهاید یک واقعیتی است یا نه شما شخص دیگر هستید و نمایندهتان را در اینجا فرستادید؟! میگویید که بابا این کیست با این حرفهای چرتوپرتش بگذار خودم بروم به کارهای بهتر و مسائل مفیدتر برسم و یکی را در اینجا میفرستم بیاید به این لاطائلات گوش بدهد و نگاه کند. خیلی خب بالأخره هرچه هست؛ چه خود سرکار مبارک فیض آثار هستید چه نمایندهتان هست یا شعبۀ دوم با حفظ سمت یا شعبۀ سوم و چهارمتان در اینجا آمده است هرچه هست بالأخره یک واقعیت خارجی است که من الآن دارم او را میبینم و مشاهده میکنم.
