اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۱۳

3
  •  آن كسی كه یك بار هسته خرما را سوار الاغ و استرش می‌كرد و به نخلستان و به بیابان می‌برد كه آنها را بكارد وقتی كه از او سوال كردند چه بار داری گفت یك نخلستان علی بود نه بنده و امثال بنده آن علی بود علی كه خیلی زیاد است آن علی كه امیرالمومنین است آن وقتی می‌گوید یك نخلستان دارم می‌برم خودش دارد این را می‌بیند كاشتن او را دارد می‌بیند در آمدن او را از زمین می‌بیند بیرون آمدنش را هم دارد می‌بیند باردادنش هم می‌بیند مسائلی كه بر آن می‌گذرد اینها را می‌بیند وقفی كه را هم می‌كند كه این مال ایتام فلان عائله باشد او را هم دارد می‌بیند آن علی بله می‌تواند بگوید كه من یك نخلستان دارم می‌برم در حالتی كه دو خورجین هسته خرما با خودش می‌برد ولی بنده كه به اندازه ناخن هم نمی‌توانم ببینم كه ناخن از كجا درآمده آیا بنده می‌توانم یك همچنین ادعایی بكنم بعد اسمش را بگذارم مقام اجمال و مقام تفصیل می‌دانید چه می‌فهمم من خبر ندارم ناخنم تا دو روز دیگر باقی می‌ماند یا می‌افتد چگونه می‌توانم بگویم كه درخت خرما بعد از صد سال چه هست و دارم یك نخلستان می‌برم این حرفها از كجا درمی‌آید تمام این مطالبی كه ما می‌گوییم حدسیات است بله حدس می‌زنم بر اساس این گردش فلك دوار اگر بذر را بكارم هر روز آبش بدهم، كود بدهم مواظب باشم مورچه نخورد موش صحرایی نیاید حسابش را برسد و آفت نخورد وسم بزنم و امثال ذالك، حدس می‌زنم كه این در ذهن خودم نقش می‌بندد فرض كنید كه این بعد از دو ماه دیگر سبز می‌شود بعد از یك سال دیگر درخت بزرگی می‌شود و بعد از چند سال دیگر به بار می‌نشیند تمام اینها حدسی است چه ربطی به آن حقیقت علمیه خارجی دارد بله اگر چشم من هم باز شود و همان دیدی كه آن علی مرتضی دارد برای من هم عنایت كند من هم می‌بینم آن چه را كه او می‌بیند درست شد.