اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۱۳

2
  •  من در روزهای گذشته وقتی كه نسبت به این قضیه توحید علمی و عینی كه مرحوم آقا شیخ محمد حسین در آن موارد اشتباه كرده و خیلی شدید مرحوم سید احمد روی این مسئله دست می‌گذارد البته مسئله حادث و قدیم در آن جا كه مطرح می‌شود در یكی دو جمله در آن جا مرحوم آقا سید احمد دارند و نسبت به بسط این مطالب نپرداختند و این مطلب در آن جا هنوز به اعتقاد بنده مبهم و مجمل مانده و هنوز حواشی كه من در آن جا زدم البته نه در آن جا در قسمت تذلیلات مرحوم علامه در مسئله ربط حادث و قدیم كه البته دو ثلثش هنوز مانده به اصطلاح تذلیلات و حواشی كه زدیم قضیه عدم به عنوان العدم یك واقعیت غیرقابل درك است حتی اسم واقعیت بر او گذاشتن غلط است چون واقعیت عبارت است از تحقق عین خارجی و عدم لیس بشیء حتی یحكم علیه بأنه تحقق عینی علمی‌خارجی و معلوم بالذات زیرا به هر چیزی كه علم بداریم یا با ید حقیقت علمیه را به طور كلی مفهومش را عوض كنیم و بگوییم علم به معنای آگاهی نیست چه آگاهی حضوری چه آگاهی حصولی هیچ كدام از اینها علم نیست یا اینكه علم عبارت است از یك واقعیتی كه ما نمی‌دانیم خب چیزی را كه نمی‌دانید چرا اسم آن را علم می‌گذارید روی آن نباید اسم گذاشت آن چه را كه علم است و قابل درك است برای انسان و انسان آن را احساس می‌كند و همان احساس را به خدای متعال منتهی با آن حقیقت دقیق تر و عمق تر نسبت می‌دهد خدا هم آگاهی دارد كه نسبت به اشیاء مثل آگاهی ما است خدا هم آگاهی كه دارد نسبت به اشیاء نظیر آگاهی و شبیه ما است بلكه آگاهی ما شبیه آگاهی و اطلاع و علم به او است با این تفاوت كه آگاهی و اطلاع ما آگاهی اكتسابی است و بعد از اكتسابی تبدیل می‌شود به حضوری كه عبارت است از همان حیثیت تكوینیه عینیه علمیه ذاتیه در نفس كه از او تعبیر به علم حضوری می‌شود و تا آن علم اكتسابی و حصولی نباشد آن حضوری كه پیدا نمی‌شود حاصل نمی‌شود شما كه چشمتان را ببندید نسبت به حقایق اشیاء اطلاع پیدا نمی‌كنید گوشتان را وقتی بگیرید نسبت به اصوات كه اطلاع پیدا نمی‌كنید باید این اصوات ابزار وجود داشته باشد تا این كه اكتساب حاصل بشود پس از حصول اكتساب است كه این حیثیت اكتسابیه متبدل می‌شود به حیثیت حضوریه و اندكاكیه منتهی در ذات حضرت حق حیثیت حصولی و اكتسابی علّیه نیست بلكه در آن جا حیثیت حیثیت اراده تكوینی است یعنی نفس اراده تكوینی مساوق لإرادة التكوینیه العینیه، چون اتحاد بین علم و معلوم لازم است چاره‌ای نیست از این كه بگوییم اراده حق بر علمیت شیء مساوق لاراده الحق بر عینة الشیء همان علمیت باید عینیت داشته باشد والا علم به معدوم است چطور خدا علم به معدوم پیدا می‌كند مگر می‌شود كه علم به معدوم پیدا بشود این قضیه‌ای است كه همه افراد را منگ و گنگ نگه داشته، یكی آمده اشكال می‌كند، یكی اعتراض می‌كند و یكی می‌گوید نمی‌فهمیم «یرد علمه الی الله و رسوله» یكی آمده مطلب را خواسته با مقام اجمال و تفصیل توجیه كند در حالتی كه در مقام اجمال هم حیثیت عدمیه اعیان را شما نتوانستید توجیه كنید چكار می‌خواهید بكنید حالا بر فرض بگویید كه اجمال است اجمال چه؟ شما بگویید همه اینها اجمال است مثال می‌زنند می‌گویند یك تخمی‌كه الان دانه سیبی كه شما در زمین می‌كارید این در حیثیت اجمالیه خودش یك درختی است با این مقدار سیب با این مقدار شاخه با این مقدار برگ و امثال ذلك الان این مقام، مقام اجمال است نسبت به آن، عزیز من این اجمال اجمال حدسی است نه اجمال علمی، شما كجا می‌توانید یك دانه سیب در دستتان بگیرید و بگویید كه این چیست؟