اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز می‌شود و این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چگونه پدیده‌های متدرج‌الحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند می‌خورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح می‌دهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته می‌شود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک می‌کنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز می‌شود و این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چگونه پدیده‌های متدرج‌الحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند می‌خورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح می‌دهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته می‌شود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک می‌کنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی

19
  • بنابراین آنچه را که یک شخص مى‌بیند اگر بر آن علت اخیره اطلاع پیدا کرده باشد لامحالَ این در خارج هم تحقق پیدا خواهد کرد. اگر نه، بر یک صورتى اطلاع پیدا کرده است اما پشت آن صورت، آن علت اخیره را ندیده است که قرار است یک صورت دیگر بیاید به‌ جاى این بنشیند که آن علت اخیره بشود، آنجاست که اشتباه پیش مى‌آید یعنى یک صورتى تحقق دارد اما آن صورت هنوز علت اخیره نیست؛ تحقق برزخى دارد ولی تحقق خارجى ندارد و باید براى تحقق خارجى، تبدیل به علت اخیره بشود، نمى‌شود! قرار است یک مسئله اتفاق بیفتد، حالا آن کار بر اثر تأثیرى که مى‌گذارد مى‌آید آن را تبدیل به علت اخیر مى‌کند. یا مثلاً قرار است که این بچه زنده متولد شود ولی یک کارى انجام مى‌شود و یک واقعه‌ای اتفاق مى‌افتاد که بچه مرده به دنیا مى‌آید! چون این عمل نمى‌بایست انجام بشود این کار خلاف نمى‌بایست انجام بشود این مسئله نمى‌بایست انجام بشود! آن آمد این حیات طفل را که در هنگام تولد بود کنار زد [و] به علت اخیره تبدیل کرد و بین نفس و بدن او فاصله انداخت؛ بچه به دنیا مى‌آید [ولی] مرده به دنیا مى‌آید.

  • این قضیه و مسئله هم همین است یعنى وقتى که انسان مى‌بیند روز شنبه، یکشنبه، دوشنبه، همین‌طوری دارد اتفاق مى‌افتد باید ببیند که این شنبه و یکشنبه و اینها در مثال اتفاق افتاده است؛ در مثال و در برزخ، یکى پس از دیگرى اتفاق افتاده است منتها در مثال که مى‌رود به‌صورت ثابت مى‌بیند چون در آنجا زمان نیست! در آنجا برحسب قدرت روحى‌ای که دارد و برحسب قدرت نفسى‌ای که دارد همه را باهم مى‌بیند؛ مى‌بیند عجب، روز شنبه این قضایا هست! در عین اینکه اینها را روز شنبه مى‌بیند، روز دوشنبه را هم همراه با آن مشاهده مى‌کند روز پنجشنبه را هم همراه با آن مشاهده مى‌کند. در عالم مثال این‌طور نیست که اول ببیند این روز شنبه چه قضیه‌اى اتفاق مى‌افتد حالا سرش را برگرداند بعد ببیند یکشنبه چه مسائلى هست بعد اینجا هم دوشنبه [را ببیند] نه، با نفس اطلاع بر یوم الأحد، یوم‌ الاثنین هم در آنجا براى انسان مشاهَد خواهد بود یوم‌ الثلاثاء هم براى انسان مشاهَد خواهد بود و این احتیاج به تدرّج زمان ندارد چون اطلاع بر آنها اطلاع بر مجردات است! اطلاع بر مجردات که پس‌وپیش ندارد.

/ 260