اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز می‌شود و این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چگونه پدیده‌های متدرج‌الحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند می‌خورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح می‌دهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته می‌شود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک می‌کنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز می‌شود و این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چگونه پدیده‌های متدرج‌الحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند می‌خورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح می‌دهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته می‌شود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک می‌کنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی

15
  • ببینید یوم الاثنین بعد یوم الأحد، نه‌اینکه یوم الاثنین با یوم الأحد در اینجا یکسان هست، یکسان نیست! یوم الأحد یعنى یک روز قبل، یوم الاثنین یعنى یک روز بعد، اینها یکسان نیست. ولى صحبت در این است آیا ارادۀ بر یوم الاثنین از ارادۀ بر یوم الأحد متأخر بوده است یا در عرض هم بوده‌اند؟! یکى بوده است اصلاً در عرض هم معنا ندارد! یعنى این‌طور نبوده است که ذات باری بنشیند بگوید که اول من یوم الأحد را با این خصوصیات و این مسائل و این جریانات خارجى درست کردم حالا بعد یوم الاثنین را درست می‌کنم! این‌گونه بوده است یا نه؟! به یک اراده گفت: أحد و اثنین و ثلاث و اربعاء و خمیس و جمعه و اینها، همۀ اینها مترتباً بر یک اراده خلق شد و اراده بر آن تعلق گرفت و در مقام انشاء تنجّز پیدا کرد. کدام بوده است؟! مشخص است دیگر از این واضح‌تر نمى‌شود گفت!

  • عدم تقدّم و تأخّر اراده در نفس بارى تعالیٰ

  • در نفس بارى تقدّم و تأخّر اراده معنا ندارد که یک روز اراده بکند و یک روز نکند؛ ارادۀ دوم در وقت ارادۀ اولىٰ در مقام جهل است ولى در مقام ارادۀ اولىٰ اگر ارادۀ ثانى حضور داشته باشد، نفس همان اراده است پس دیگر دوتا نیست.

  • یک بندۀ خدایى با یک کسى داشت معامله کرد و مى‌گفت: این کیف را به من بفروش تا یک هفته پولش را مى‌دهم. اگر تا یک هفته نشد تا یک ماه مى‌دهم! گفت: از اول بگو تا یک ماه دیگر،‌ چرا این‌طوری می‌کنی؟! این را من تا یک هفته مى‌دهم ولى اگر یک هفته جور نشد یک ماه بعد مى‌دهم! پس از اول عقد معامله روى یک ماه رفته است! حالا شما اول این‌طور مى‌گویى و‌ دارى بنگاهی‌اش را درمى‌آورى!

  • علم بر مراد مترتب بر ارادۀ بر مراد

  • اینکه ارادۀ ذات بارى الآن بر یکشنبه تعلق گرفته است در همان وقت که اراده بر روز شنبه است آیا مى‌داند که روز یکشنبه‌ای هم خواهد آمد یا نمى‌داند؟! [اگر] نداند که هیچ! اگر می‌داند این دانستن از کجا آمده است؟! قبل از اینکه ذات بارى اراده کند این علم از کجا آمده است؟! علم نیست! آیا ممکن است تا ارادۀ بر انشاء نباشد علم بر مراد براى انسان محقق بشود؟! نه، محقق نمى‌شود! علم بر مراد مترتب بر ارادۀ بر مراد است. باید اول اراده بر مراد باشد که آن انجام بشود وقتى شد آن‌وقت انسان نسبت به این امر خارجى علم پیدا مى‌کند. وقتی‌ که امر، امر معدوم است علم به چه تعلق بگیرد؟! علم که به امر معلومِ معدوم تعلق نمى‌گیرد! معلومِ معدوم که نداریم! [نداریم که] یک چیز معلومِ معدوم باشد! پس علم بارى بر تکوّن یا بر تکوینِ یوم ‌السبت مساوقٌ لِعلمِه بِتکوّن یوم‌ الأحد و إرادةُ البارى بتکوینِ یوم ‌السبت مساوقٌ بِنفسِ الإرادةِ بیوم ‌السبت و یوم‌ الأحد و هَلُّم جرّاً.

/ 0