
جلسه ۷۱۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت ربط حادث به قدیم2 9/6/1431
جلسه ۷۱۲
3تلمیذ: تخلف مشاهده
استاد: عوضی دیده
تلمیذ: یعنی در واقع نبوده
استاد: نخیر
تلمیذ: یك بار فرمودید آنهایی كه میمیرند در عالم مثال علت بالا را مشاهده نمیكنند كه باز ممكن است تغییر كند
استاد: بله
تلمیذ: در عالم مثال یك حقیقتی تحقق دارد به علتش تعلق گرفته و متحقق شد و بعد از آن علت تغییر كرده آن شئ رفته جای دیگر
استاد: بله همه صور همین است دیگر اصلا مسئله بدا همین است مسئله علیت همین است اینها كه در مثال عرض كردم این جنبه تودرتویی كه دارد همان باعث میشود كه انسان نتواند نسبت به آن حوادث و مسائل نتواند اظهار نظر كند آن چرا كه انجام میشود از مثال و برزخ آن علیت اخیره متصله به عالم شهادت است آن منظور بنده است یعنی همان آن حیثیتی كه در مرتبه علیت به تكامل میرسد و بعد از تكاملش تكامل او مساوقٌ للوجود الخارجی آن منظور بنده است
اما این كه علت خودش تا به این جا برسد چه مراتبی طی میكند آن هم هزار تا تو درتو دارد خود عالم اسبات خود عالم علل نمیدانم بدا كل این سلسله عللی كه در خارج هست و اینها هر كدامشان تأثیرگذار هستند در اشیاء خارجی اینها همه كه بیكار نیستند صله رحمها، مردم آزاریها، محبتها، غضبها، قساوتها، لطفها هر كدام از اینها در عالم تضارب و در عالم تصادف منشأ یك اثری هستند تا این كه مسئله میرسد به آن علت أخیره و تحقق علت اخیره مساوق است با تحقق آن شیء خارجی بنابراین آن چه را كه یك شخص میبیند اگر اطلاع پیدا كرده باشد بر آن علت أخیره لامحاله این در خارج هم تحقق پیدا خواهد كرد اگر نه اطلاع پیدا كرده بر یك صورتی اما پشت آن صورت آن علت اخیره قرار است یك صورت دیگر بیاید به جای این بنشیند كه آن بشود علت اخیره آن جا است كه اشتباه پیش میآید یعنی یك صورتی تحقق دارد اما هنوز علت اخیره نیست تحقق برزخی دارد، تحقق خارجی ندارد آن صورت و باید برای تحقق خارجی این تبدیل به علت اخیره بشود نمیشود قرار است یك مسئله اتفاق بیافتد حالا بر اثر تأثیری كه میگذارد آن میآید آن را تبدیل به علت اخیر میكند یا مثلا قرار است كه این بچه زنده متولد بشود یك كاری انجام میشود یك واقعه اتفاق میافتاد بچه مرده به دنیا میآید چرا چون این عمل نمیبایست انجام بشود این كار خلاف نمیبایست انجام بشود این مسئله نمیبایست انجام بشود آن آمد این حیات طفل را كه در هنگام تولد بود كنار زد تبدیل كرد به علت اخیره و بین نفس و بین بدن او فاصله انداخت بچه به دنیا میآید بچه مرده به دنیا میآید درست این قضیه این مسئله هم همین است یعنی وقتی كه انسان میبیند روز شنبه یكشنبه دوشنبه همین طوری دارد اتفاق میافتد باید ببیند این شنبه و یكشنبه و اینها در مثال اتفاق افتاده در مثال و در برزخ اتفاق افتاده یكی پس از دیگری منتهی در مثال كه میرود به صورت ثابت میبیند در آن جا زمان نیست در آن جا بر حسب قدرت روحی و قدرت نفسی كه دارد همه را با هم میبیند میبیند روز شنبه این قضایا هست در عین این كه اینها را میبیند در روز شنبه همراه با آن روز دوشنبه را هم روز مشاهده میكند روز پنجشنبه را هم همراه با آن مشاهده میكند این طور نیست در عالم مثال كه اول ببیند این روز شنبه چه قضیهای اتفاق میافتد حالا سرش را برگرداند بعد ببیند یكشنبه چه مسائلی است بعد این جا هم دوشنبه با نفس اطلاع بر یوم الاحد یوم الاثنین هم در آن جا برای انسان مشاهد خواهد بود یوم الثلاثا هم برای اینها مشاهد خواهد بود و این احتیاج به تدرج زمان ندارد چون اطلاع بر آنها ا طلاع بر مجردات است اطلاع بر مجردات كه پس و پیش ندارد مثل این كه شما در یك وهله من یكدفعه یك پنج به شما نشان میدهم ولی یكدفعه یكی یكی به شما نشان میدهم این یك دو سه چهار پنج این زمان میخواهد ولی یكدفعه همین كه هست یكدفعه نشان میدهم در یكدفعه نشان دادن شما كدام را زودتر دیدید شما این را زودتر دیدید یا این را هیچ كدام همه را به یك لحظه مشاهده كردید در حالتی كه یكی متأخر بر دیگری است آن چه كه در عالم مثال است مثل این است مثل پنجه من میماند شنبه یكشنبه دوشنبه همه را یكدفعه شما چه مشاهده میكنید بعضی ها چشمشان ضعیف است یك را نمیبینند دو را نمیبینند سه را نمیبینند فقط یكدانه را مشاهده میكنند پس این مسئله هم بنابراین روشن شد كه چگونه بین حادث و بین قدیم ما باید ارتباط برقرار كنیم و حادث عبارت است از آن چه را كه در این جا هست عبارت است از حدوث ذاتی و قدم زمانی ما اصلا حدوث زمانی نداریم چیزی به عنوان حدوث زمانی وجود داشته باشد كه در یك زمانی نباشد نبودی نیست از دید ما مخفی است از دید ما خیلی چیزها مخفی است خیلی مسائل از دید ما مخفی است الان این كه در خیابان مینشینیم از دید اینها مخفی هست ولی الان هست ماشین ها دارند میروند مسافر سوار میكنند، دستفروش دارد میفروشد، مغازهها باز هستند از دید ما مخفی است ولی هست در زمان هم هست در مكان هم هست این هم همین طور است روز دوشنبه كه فردا هست الان هست از دید ما مخفی است چشمتان را باز كنید ببینید باز نكنید نمیبینید این به قدم ذاتی و زمانی و حدوث زمانی ارتباط ندارد پس تمام اشیاء خارجی به قدم ذاتی پروردگار اینها حدوث ذاتی دارند یعنی حدوث ذاتی اشیاء زمانی این مساوقٌ لقدم ذاتی ذات حضرت احدیت پس تا برهه ای كه آن ذات متصف به قدم ذاتی است روز شنبه و روز یكشنبه و روز دوشنبه هم در همان مرحله تعین وجود داشته در همان جا وجود داشته لذا میفرماید:
