
جلسه ۷۱۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت ربط حادث به قدیم1 نکتهها و گفتههای استاد: ـ 8/6/1431
جلسه ۷۱۱
8تلمیذ: تشخیص موضوع عرف دخالت دارد
استاد: بله
تلمیذ:
استاد: خیلی اصلا مسائل زمین تا آسمان تغییر میكند فقط قضیه به نماز و روزه ختم نمیشود به دماء برمیگردد به نفوس برمیگردد به اعراض برمیگردد آن جاها را میخواهیم چه كنیم صاف بگوید فلانی اعدام یك حرف میزند مرتد است یعنی چه آخر این والذين يحاربون الله از كجا درآید يحاربون الله لا یحاربونی همین ها است مسائلی كه صدای همه درآمده خیلی قضایا هر كسی آمده دارد فتوا میدهد هر كسی آمده دارد نظر میدهد هر كسی آمده دارد تعیین میكند ریش به صورتش درنیامده طرف دارد میآید حكم بیان میكند فتوا میدهد الان یكی از مسائلی كه خب هست دو نفر بیایند كار خلاف انجام بدهد بیاید به شما بگویند این خودش دارد اربع مرات اقرار میكند و آن از ترس قیامت مثل آن زنی كه رفت پیش امیرالمومنین دیگر كسی مجبورش نكرده بود خودش رفت ولی امیرالمومنین نگاه میكند میبیند این عقوبت برای این نیست به این سیما نمیخورد این آن چیزی است كه مجتهد باید بفهمد كه این قیافه به این میخورد یا نمیخورد گرچه آمده گرچه خودش تقاضا كرده گرچه خودش اقدام كرده خودش طلب میكند و آن جوانی كه آمده و میگوید مرا از آتش رها كن اینها چیزهایی است كه اگر ما باشیم میگوییم كه چهار مرتبه خودش آمده شهادت داده این به اصطلاح واجب است عقابش بكنیم اما اگر من باشم یكی از این موارد اگر بیاید فلان است یك نگاه باید بكنیم دو تا كلمه صحبت بكنیم به او این را میگویم این دفعه اگر آمدی شهادت خواستی بدهی این دفعه حدت میزنم اصلا از ادای شهادت من آن را نگه میدارم كه به دفعه دوم نرسد نه این كه حالا بلند شو برو این حرفها چیست كه میزنی ممكن است كار دست خودش بدهد بعدا یك جایی دیگر برود علی كل حال چهار دفعه هم شهادت داده چهل دفعه شهادت بدهد وقتی كه این بر او مترتب نیست چهل دفعه هم شهادت بدهد دیگر هر چه میخواهد اصلا بزند در روزنامه برو بابا چرا چون این در چه وضعیتی بوده حالش چه بوده چه جهتی برای او پیش آمده توانسته خودش را كنترل كند یا نتوانسته آقا زمین تا آسمان مسئله همین گونه كه نمیزنند بكشند هر كسی را یا این كه كاری انجام بدهند به همین راحتی كه نیست قضیه اینها آن چیزهایی است كه از لابه لای مطالب، تاریخ، ارتباط انسان با بزرگان اینها درمیآید به دست میآید توضیحاتی كه ممكن است بعضی از بزرگان بدهند وقایعی كه ممكن است نقل بكنند تجربهای كه ممكن است برای انسان پیدا بشود اصلا یكدفعه میبینی فهم یك فقیه نسبت به یك مسئله یك جور دیگر و یك قسم دیگر است و من میدانم مرحوم آقا مطالبی داشتند كه حتی تا آخر هم بیان نكردند اظهار نكردند حتی به من هم نگفتند منتهی اگر زمینه ای پیدا بشود یا مثلا یك چیزی این كه دائم وقتی حضرت تشریف می آورند یأتی بدین جدید این بخاطر همین قضیه است طرف یك جور دیگر فكر میكرده حالا یك جور دیگر است.
