اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت ربط حادث به قدیم1 نکته‌ها و گفته‌های استاد: ـ 8/6/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۱۱

3
  •  یك سری مسائلی كه فقط در جنبه فلسفه بحث می‌كند و نسبت به مطالب فلسفی خشك و دو دو تا چهار تا می‌آید جلو و مطالب را به اصطلاح دسته بندی می‌كند خب این البته روشی بوده كه تا به حال بر این اساس بوده ما نسبت به مسائل دیگر یك همچنین مسئله ای هم داریم.

  •  یكی از مسائلی كه از مدتها مورد نظر من بود و این را نسبت به مسائل فلسفی من می‌خواستم اعمال كنم اگر خدا بخواهد شاید یك مقداری كه از حجم اشتغالات ما كم بشود ما به این قضیه بپردازیم البته اگر خدا بخواهد دیگر و او این است كه مسائل فلسفی همراه با سایر جهات و آن حقایق خارجی نفس الامری چه در مسائل تكوینی یا مسائل تشریعی و امثال ذلك مورد بررسی قرار بگیرد یعنی همراه با او باید این مسائل مطرح باشد یك فیلسوفی كه نسبت به مسئله علت و معلول می‌خواهد بررسی كند بدون اطلاع بر اعجاز انبیاء و خوارق عادات نمی‌تواند این مسئله را بررسی كند یعنی اگر یك شخصی بیاید و مسئله علیت را فقط از یك دریچه یا در مقام استعداد و فعلیت همین طور بخصوص حالا در حركت جوهری و اینها كه در آن جا صحبت شد و اینها اگر بخواهد انسان بررسی كند نمی‌تواند فقط و فقط بر اساس مشاهدات عینیه روزمره خودش نگاه كند من حیث المجموع زیرا پدیده‌هایی كه اتفاق می‌افتد فقط منحصر در یك مجرا نیست یكی از آنها را ما داریم می‌بینیم كه الان این درخت سبز می‌شود فرض كنید كه باغبان می‌كارد یك نهال بوده می‌رود بالا این یكی از آنها است هزاران هزار پدیده داریم كه این پدیده ها از دیدگان ما غائب است و پدیده خارج است و مگر مبانی فلسفی ما نباید بر اساس حقایق و عینیت تكوینی خارجی باشد.

  •  وقتی علامه طباطبایی در مسئله علیت به این نقطه می‌رسد كه در مسئله علیت فقط برداشت زمان هست ولی نفس آن حقایق عرضیه كه عبارت است از تبدل جوهر به جوهر دیگری تا وصول به آن فعلیت باید باشد وقتی به این نتیجه می‌رسد از كجا می‌رسد از همین برداشتی كه نسبت به وقایع خارجیه دارد انسان پیدا می‌كند و این وقایع خارجیه را می‌خواهد در ماوراء طبیعه تسری بدهد ولی وقتی كه انسان از دیدگاه دیگری می‌خواهد به این قضیه نگاه بكند و خودش مشاهده می‌كند یا خودش تجربه می‌كند یا خود آن شخصی كه می‌خواهد نظریه بدهد تجربه این مسئله را می‌كند این كه خودش بیاید یك خا رق عادتی از او سربزند یا این كه نه خودش مشاهده می‌كند و مطلب را می‌فهمد و یا این كه از او سوال می‌كند و به كنه مطلب می‌رسد كه قضیه این طور نیست اصلا تبدل جوهر به جوهری نیست تبدل یك جوهر به جوهر دیگر است همین بین دیگر این دو فاصلی نمی‌تواند بیفتد آن وقت از این جا پی می‌برد به این كه در تحقق اعیان خارجی نیاز به حصول جواهر متدرجه الحصول نیست برای رسیدن به یك فعلیت و به یك حصول فعل زمین تا آسمان یك مرتبه یك نظریه فلسفی تغییر پیدا می‌كند خب این از كجا پیدا می‌شود وقتی كه این را می‌بینی این را هم ببین نه این كه این را تنها ببینی این را هم ببین و موارد دیگر را امام رضا علیه السلام كه اشاره می‌كند به صورت اسد برقماش امام رضا چه می‌كند می‌آید سلسله طولیه را طی می‌كند سلسله عرضیه را عرضیه كجا بود خاكی نیست صورتی نیست مسئله‌ای نیست هیچی نیست اگر به امام رضا بگوید این صورت را تو چیز كردی حضرت بالاخره شاعر هست نسبت به فعلی كه انجام می‌دهد یا نه نعوذبالله شاعر است خودش شاعر براین است كه این اراده او اولا به چه تعلق گرفته و ثانیا به چه و هلم جرا اگر از حضرت سوال بكنی من دارم از طرف حضرت جواب می‌دهم اگر سوال بكنید حضرت هم می‌گوید من یك اراده بیشتر نكردم این صورت را تبدیل به عینیت كردم تمام شد