
جلسه ۷۱۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت ربط حادث به قدیم1 نکتهها و گفتههای استاد: ـ 8/6/1431
جلسه ۷۱۱
2یكدفعه آبرویمان رفت یعنی چه این نفس است كه ما دین را به خودمان مرتبط میكنیم، دین ارتباطی به ما ندارد إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ1
حضرت موسی میگوید دین به من ارتباط و تو ارتباط ندارد ما میرویم پای كوه سینا و برمیگردیم همه خلق سامری میشوند یك تغییر و تبدل پیدا میشود بشود مگر قرار بر این است كه از اول همه مردم سلمان باشند تا آخر نه آقا پس این امتحان ها برای چیست این بالا و پایین ها برای چیست این نوسانات برای چیست تا مردم نبینند مواردی كه بتواند آن موارد قابلیت این را داشته باشد كه آنها را در آن مسیری كه هستند نگاه دارند پس از كجا بین كافر و بین مؤمن آن جا حد فاصل میآید اگر قرار باشد با فرستادن هر پیغمبری ظفر و نصر و غلبه همراه باشد پس دیگر میزان برای ایمان و كفر از كجا برای انسان حاصل میشود طرف تا میآید پیش آن تا یك نگاه میكند فوت میكند میشود دیگر كافری نمیماند كسی نمیماند دیگر نه ابوسفیان میماند نه ابوجهل میماند میگویند تا به هر كسی نگاه كرد كه بود خدا به حضرت ابراهیم علم غیب داد نگاه كرد دارند آن جا كار خلاف میكنند گفت خدا نسل این فلان فلان شدهها كه دارند خلاف میكنند را از دنیا بردار دوباره نگاه كرد چای دیگر و نابودشان كرد. ندا آمد چه خبر است بابا یكخورده چشمانت را باز كردیم داری كل خلایق را از ما میگیری بابا بندههای من همین هستند پس من توبه را برای چه گذاشتم استغفار را برای كه گذاشتم اگر این طور است در هر خانهای نگاه میكند باید آن را ببرد هوا چون كم خانهای میماند علی میماند و حوضش خدا میگوید چشمت را باز كردیم نمیتوانی طاقت بیاوری ما این همه داریم نگاه میكنیم ملائكه ما دارند نگاه میكنند چشمهایشان را میبندد حالا مسئله به این كیفیت است این قضیه قضیهای است كه بخصوص برای یك فقیه در مقام اجتهاد و خیلی خطرناكتر و خیلی خطرناكتر در مقام افتاء حالا اجتهاد برای خودش است افتاء برای بقیه است در مقام افتاء باید مواظب باشد بر این كه این نه تنها دین ربطی به او ندارد به اندازه سر سوزنی ارتباط به او ندارد همه آنها دربست و صد درصد مربوط به صاحب العصر است والسلام یك سر سوزنی ارتباط به ما ندارد و باید در مقام اجتهاد این را داشته باشد كه ای امام زمان این كه الان من دارم این مدرك و این مرجع را میبینم به خاطر این كه خودت گفتی بیایم ببینم والا من نفهمم من جاهلم من هیچی سرم نمیشود با این دید باید مدارك و نسبت به مراجع نگاه كرد آن وقت آن هم لطف میكند و یا عین یا نزدیك به آن چه كه مورد نظر او است القاء میكند دیگر سر از آن جا درنمیآورد كه بگوید كه وقتی كه دخترها بروند در دانشگاه برای این كه دیگران نروند عیب ندارد حجابشان را بردارند دست شما درد نكند عجب یعنی همانی كه خود استعمار میخوهد همانی كه كفر میخواهد ما با دست خودمان آن كه كفر میخواهد داریم انجام میدهیم آن هم همان را میخواهد همان را میخواهد كه بی حجابی باشد و بیبند و باری باشد و در به دری باشد هتك نوامیس باشد یعنی الان اگر امام زمان علیه السلام حضور داشت امام زمان فتوا میداد ای دختران مسلمان و شیعه در تركیه همه چادرهایتان را بردارید خلاص راحت بشوید كه دیگر باكی بر شما نیست زیرا اگر شما نروید آن جا كسان دیگر میروند به اصطلاح فردا هم به همین ملاك میگویند كه شلوارهایتان را بكنید اگر نكنید كسان دیگر میكنند پس شما زودتر از آنها بكنید ملاك این است دیگر ملاك این است كه دیگران خودش میشود مثل دیگران همین را به اصطلاح اینها به خاطر چیست همه اینها به خاطر دور بودن از ولایت است همه اینها به خاطر این است كه این مشكل و این معظل حل نشده این معظل ما در این جا فقط صرف آگاهی را باید داشته باشیم و به طور كلی وقتی كه بخصوص در مبانی فقهیه مسئله یك مسئله اتفاقا مهمیاست كه من این مطلب را اگر خدا توفیق بدهد البته به دنبالش هستم نه این كه وعده سر خرمن نیست نبوده و خودم پیگیر هستم مطالبی كه به طور كلی تا به حال مطرح میشده چه در كلیه مباحث نظری چه مباحث فقهی و این یك چیزی است كه به نظر من جایش در فقه ما و در فلسفه ما خالی است و او این است كه مسائل فقهی ما فقط یك مسائل و روند خاص خودش را دارد كه یك سری فرض كنید مداركی هست چه آیات باشد سنت باشد روایات باشد و رجال و امثال ذلك كه این یك روندی دارد كه شخص از یك نقطه به نقطه دیگر میرسد و طبعا در این سیر گاهی اوقات به نتیجه میرسد گاهی اوقات نتیجه خلاف برای او حاصل میشود همین طور در مسائل فلسفی هم همین طور است.
- سوره الاعراف (٧) قسمتى از آيه ١٥٥
