
جلسه ۷۱۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت ربط حادث به قدیم1 نکتهها و گفتههای استاد: ـ 8/6/1431
جلسه ۷۱۱
1اعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سوال: مسئله صلاة استسقاء كه میخوانند چگونه است؟ و احیاناً بارانی هم نمیآید؟ و آیا در جایی كه اصلًا احتمال بارانی نیست باید خوانده شود؟
استاد: آن چه كه ما در شرع داریم تعبد مكلفین است به اتیان این فریضه به همین كیفیت و به همان نحوهای كه درج شده در آن با رعایت موازین و مستحبات و غیره و این یك حكم فقهی و تكلیفی است كه باید به این مسئله پرداخته بشود و چه بسا در بعضی از اوقات ممكن است كه باران هم نیاید ولكن تكلیف بر اتیان به صلاه استسقاء هست بعضیها این مسئله صلاه استسقا را بیش از آن كه مشروعیت و اولویت آن را مرتبط به شارع بدانند این را به خودشان برمیگردانند لذا از این استیحاش دارند كه یك وقتی نماز استسقا بخوانند و باران نیاید، من یادم است در بعضی از نوشتههایی كه میخواندم در آن جا نوشته بود كه بعضی خاطرات مربوط به یعنی آقایان بود كه فوت كردند البته مدتی است كه فوت كردند كه ما در جایی بودیم و مدتها باران نیامد و مردم هم نگران بودند لذا بعضیها آمدند پیش ما و از ما درخواست كردند كه صلاه استسقا بخوانیم و ما استنكاف كردیم و دلیلش هم این بود كه گفتم اگر ما نماز بخوانیم و باران نیاید این ضعف شیعه تلقی خواهد شد كه در جایی كه اكثرا اینها از اهالی سنی مذهب هستند و شیعه بیاید نماز بخواند و بعد هم باران نیاید ببینید یك فقیه نظرش نسبت به احكام چگونه است چه قدر باید ما دور و پرت باشیم از مسئله كه شارع وقتی كه تكلیف به صلاه استسقا میكند به ما مربوط نیست كه میآید یا نمیآید دیدگاه اهل معرفت و توحید را در این مورد باید ببینیم كه اهل معرفت اصلا از خود، خودی و استقلالی نمیبینند كه بگویند حالا صلاه استسقا بر آن استسقا مترتب میشود یا نمیشود میگوید شارع حكم كرده به استحباب صلاه استسقا و السلام تمام شد ما باید بخوانیم، نمیآید به ما مربوط نیست مگر ما قیم دین هستیم ببینید اینها همه مسائلی است كه ریشه در نفس دارد و بعد كار دست میدهد یعنی فقط مسئله به صلاه استسقا منتهی نمیشود قضیه برمیگردد به مسائل اجرایی، قضیه برمیگردد به بعضی از فتاوای بسیار مهم و حیاتی كه شخص خود را متولی اسلام میداند و برای این كه كم نیاورد از بعضی از مسائل مهم استنكاف میكند، متولی اسلام بنده و جنابعالی نیستید متولی یك نفر است آن هم امام زمان است و غائب است تمام شد رفت متولی دین امام زمان است نه بنده نه امثال بنده و همه ما وسائط هستیم وسائلی هستیم به مقدار تقرب به آن مرتبه ما فقط آگاهی داریم لكن ولایت نداریم ولایت فقط مال او است ولایت بر دین و ولایت بر شرع فقط اختصاص به صاحب الامر دارد و بس تمام ما به میزان قرب به آن ساحت و به آن حریم اطلاع داریم كه در آن جا چه خبر است یك كسی خیلی اطلاع دارد اطلاعش اطلاع به عنوان وحدت و عینیت است و آن شخصی است كه عارف بالله و ولی الهی باشد و مستنبط احكام از مبدأ باشد این فرد طبعا به واسطه قرب و وحدتی كه دارد، وحدت در مسیر و در تجلی و مجلی به واسطه این وحدت آن چه را كه مُنشأ از عالم ملاكات هست همان طور تشخیص میدهد و حالا یا مصلحت در اظهار دارد یا ندارد بالاخره در تشخیص حرفی نیست ولی برخیها نه علی حسب مراتب التشكیكیه اینها به آن میزان ارتباط دارند و آن كسی كه دور باشد از مرحله و پرت باشد فتاوای خلاف ما أنزل الله میدهد چنان كه مشاهده میشود كه چه مسائلی هست و آن كسی كه نزدیكتر باشد نزدیكتر ولی باز این مصون از خطا و اشتباه نیست ما فقط همین هستیم یعنی فقط كاری كه یك فرد انجام میدهد به عنوان یك عالم دین، فقط اطلاع خود و دوم اطلاع دیگران است، بس، نه ولایتی دارد، نه وكالتی دارد، نه وصایتی دارد هیچی ندارد تبلیغ میكند یك دفتر آگهی روزنامه را ندیدید میآیند پیش او میگویند آقا فلان آگهی را برای ما در روزنامه بزن یك مغازه میخواهیم بفروشیم یك مغازه میخواهیم بخریم فرض كنید كه فلان دستگاه را نیاز داریم فقط نشسته نه ارتباط دارد با آن شخص میگوید آقا آگهی این قدر پولش میدهد پس فردا هم در روزنامه آگهی درمیآید دیگر نه وكیل از طرف اوست نه ولی است هیچی نیست نشسته در دفتر و آگهی میدهد در همین مقدار كارمان ما فقط همین است كارمان این است كه نشستیم در دفتر و آگهی میدهیم به افراد كه مطلب این است حالا باران نیامد لعل این كه امام زمان نخواهد الان در فلان جا باران بیاید به ما چه ربطی دارد مگر ما در این جا قیم دین هستیم مگر ولی دین هستیم ما چه جایگاهی باید داشته باشیم در ارتباط با احكام همین جایگاه فقط صرف اطلاع یافتن كما هو هو علی حسب الاستعداد و الظرفیة و السعة این یك مسئله است كه طبعاً یكی به واسطه اطلاع بر مسائل و دوم هم به واسطه آن تهذیب و نورانیت پیدا میشود و اصلا مشخص است كه هر مقدار انسان مراقبهاش بیشتر باشد به آن ملاك بهتر میتواند برسد و اما شما كه الان در این جا میگویید من اگر بخواهم نماز بخوانم به عنوان یك عالم شیعه هستم و بعد اگر باران نیاید این وهن شیعه است به تو چه مربوط است آیا خدا در وقتی كه تشریع كرده گفته كه اگر در شأن خود نمیدانی كه بر صلاه تو استسقایی شود نخوان بسیار اگر این طور است هیچكس نباید بخواند غیر از امام زمان چه كسی در شأن خود میبیند همه باید بروند پی كارشان، خدا كه نگفته اگر تو واجد شرایط هستی بخوان اگر نیستی نخوان آدم نمیخواند میگوید آقا ما نیستیم یعنی حكم الهی در این ظرف تشریع شده و گفته در این جا مستحب است بخواند امام جماعت و امام جماعت هم كه در روایات داریم همین ائمه جماعات و صلحا هستند همین افراد اتقیا هستند همین هایی كه بالاخره شیعه هستند با هزار خطا و اشتباه همینها هستند این باید برود بخواند و نیت خودش را خالص كند و با این قصد برود كه من كارهای نیستم و تكلیفم را انجام میدهم به من چه مربوط است به من چه ارتباط دارد اتفاقا خیلی قضایای بود نظایر این مسئله اتفاق میافتاد حتی در زمان ائمه هم اتفاق میافتاد كه یك نماز استسقایی خوانده میشود و باران نمیآید و مردم شروع میكردند به اعتراض و شك یكدفعه باران شروع میشد و قضیه اصلا از این رو به آن رو میشد در زمان مرحوم آقا سید محمدتقی خوانساری ایشان رفتند و دو مرتبه نماز خواندند مستحب است آدم دو مرتبه برود و بخواند و بعد هم مسخره میكردند و این انگلیسها كه این جا بودند خیال میكردند كه توپ و تانكها را آماده كرده بودند كه خیال میكردند میخواهد تظاهرات بشود مردم بر علیه آنها میخواهد چه بشود و گفتند كه آخر نماز هم باران نمیآید اینها بلند شدند رفتند بیرون دارند نماز میخوانند بعد كه ایشان برگشتند باران آمده بود به حدی كه نزدیك بود سیل راه بیافتد در جایی كه یك لكه ابر هم در آسمان دیده نمیشد در هیچ كجا وسط تابستان بود دیگر اصلا خیلی عجیب بود این مسئله در فقه باید مورد توجه قرار بگیرد كه نماز باران خواندن این نماز باران این شواهدی دارد و شواهدش در این جا و آن جا است و باید بر این اساس خوانده بشود لذا در این مواردی كه شما ذكر كردید این به اصطلاح از بحث فقهی خارج است به یك معنا اجتماعی است میتوانیم جزو مسائل اخلاقی به حساب بیاوریم و جزو به كراماتی مثلا از اینگونه مسائل نسبت به اشخاص و ولی مطلب بالاتر است از حیطه كرامات است در اینجا عرض بنده این است كه چرا ما قضیه را به نفس تكلیف برنگردانیم حالا شخص كراماتی داشته البته خیلی از این نماز بارانها بر اساس كرامت هم نبوده یعنی در همین كشورهای سنی گاهی خب اتفاق میافتد كه نماز میخوانند و باران میآید بنده خودم یادم است یك سال كه من عمره مشرف بودم آن جا گفتند قحطی است و درخواست شده بود كه افراد بخوانند اتفاقا خود ما هم در همان نماز استسقا كه در مسجدالحرام بود حاضر شدیم بعد از یك روز یا دو روز كه اصلا برای خود ما عجیب بود اهل تسنن نماز بخوانند باران میآید ما میخوانیم نمیآید قضیه چیست خیلی عجیب باران آمد و آب راه افتاده بود چه وضعی و خیلی مردم شادی میكردند یادم است در خیابانها چه هلهلهای میكردند بوق میزدند ماشین ها كه باران آمده نماز باران خوانده بودند التفات كردید اینها مطالبی است كه خلاصه نشان میدهد ما در كار خدا فضولی نباید بكنیم و ما نباید تصور كنیم كه محور عالم قرار گرفتیم این مسئله است ما محوریت نداریم ما فقط یك آگاه كننده هستیم تمام شد و وَ ما عَلَي الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ1 فقط همین است خدا به آن كه پیغمبرش است این را میگوید ما آمدیم یا بالاتر از جای رسول خدا میگذاریم میگوییم به وجود ما بستگی دارد و اگر ما نباشیم دینی وجود ندارد اگر لذا گاهی اوقات اتفاق میافتد یك بنده خدایی بود چندی پیش شنیده بودم نماز استسقا خوانده بود نیامده بود گفته بودند دوباره بخوان گفت بابا یكدفعه رفتیم آبرویمان رفت دیگر نمیرویم یكی دیگر برود
- سوره النور (٢٤) ذيل آيه ٥٤
