اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام

ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و مسائل اجتماعی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تبیین جایگاه فقیه و کیفیت استنباط احکام شرعی می‌پردازند. ایشان با نقد رویکردهای سطحی و خشک در اجتهاد که تنها به ظواهر روایات اکتفا می‌کنند، بر ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و شرایط اجتماعی تأکید می‌ورزند. بحث با محوریت نماز استسقاء و نقد نگاه‌های متولی‌مآبانه به دین آغاز شده و به این نتیجه می‌رسد که فقیه باید با درک صحیح از ولایت امام زمان علیه‌السّلام، به جایگاه واقعی خود به عنوان یک واسطه و آگاه‌کننده پی ببرد. در ادامه، استاد ضرورت تحول در بیان مسائل فلسفی و فقهی را مطرح کرده و بیان می‌دارند که استنباط صحیح، نیازمند پیوند میان مبانی نظری و حقایق عینی و خارجی است. این جلسه در نهایت، راهکاری برای خروج از جمود فکری در فتاوا و رسیدن به فهمی عمیق‌تر از دین ارائه می‌دهد که در آن، مصالح واقعی جامعه و شعائر ولایت بر اساس بینش صحیح فقیه، جایگاه اصلی خود را باز می‌یابند.

تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام

4
  • در زمان مرحوم آقا سید محمدتقى خوانسارى ـ رحمةالله‌علیه ـ ایشان رفتند و دو مرتبه هم نماز خواندند ـ مستحب است آدم دو مرتبه برود و بخواند1 ـ و بعد هم مسخره مى‌کردند و این انگلیسی‌ها که اینجا بودند توپ و تانک‌ها را آماده کرده بودند و خیال مى‌کردند مى‌خواهد تظاهرات بشود و مردم علیه آنها [قیام کنند]! گفتند که آخر با نماز [که] باران نمى‌آید که اینها بیرون رفته‌اند و دارند نماز مى‌خوانند. بعد که ایشان برگشتند، باران آمده بود به حدی که نزدیک بود سیل راه بیفتد! در جایى ‌که یک لکه ابر هم در آسمان در هیچ کجا دیده نمى‌شد! وسط تابستان بود، اصلاً خیلى عجیب بود! باید این مسئله در فقه مورد توجه قرار بگیرد که نماز باران خواندن، شواهدى دارد و شواهدش در اینجا و آنجاست و باید براین‌اساس خوانده بشود. لذا در این مواردى که شما ذکر کردید [که] این از بحث فقهى خارج است، به یک معنا بله [این‌طور است] این داستانی است و مسائل اجتماعى است و مى‌توانیم این را جزو مسائل اخلاقى به‌حساب بیاوریم و مثلاً جزو کرامات و از این‌گونه مسائل نسبت به اشخاص و اینها [به‌حساب بیاوریم] ولى مطلب بالاتر از حیطۀ کرامات است، در اینجا عرض بنده این است که چرا ما قضیه را به نفس تکلیف برنگردانیم؟!‌ حالا شخص کرامتى داشته است خب فلان شخص هم داشته است! البته خیلى از این نماز باران‌ها براساس کرامت هم نبوده است یعنى گاهی در همین کشورهاى سنّى اتفاق مى‌افتد که نماز مى‌خوانند و باران هم مى‌آید. بنده خودم یادم هست یک سال که من عمره مشرف بودم، گفتند که آنجا قحطى و فلان و این چیزهاست و درخواست شده بود که افراد [صلاة استسقاء] بخوانند و اتفاقاً خود ما هم در همان نماز استسقاء که در مسجدالحرام بود حاضر شدیم و رفتیم نماز خواندیم. بعد از یک‌ روز یا دو روز [باران آمد] که اصلاً براى خود ما عجیب بود که اهل تسنن نماز بخوانند باران می‌آید و ما مى‌خوانیم نمى‌آید! قضیه چیست؟! خیلى عجیب است، باران آمد که [قطره‌های آن بزرگ بود] و اصلاً چیز عجیبی بود و آب راه افتاده بود و چه وضعى [شده بود] و مردم خیلى شادى مى‌کردند. یادم هست که در خیابان‌ها چه هلهله‌اى مى‌کردند و ماشین‌ها بوق مى‌زدند که باران آمده است! نماز باران خوانده بودند.

    1. مفتاح الکرامة، ج 9، ص 183؛ الحدائق الناضرة، ج 10، ص 495.