
کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال
تبیین جایگاه مثال متصل و منفصل در تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» میپردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم میداند، آغاز میشود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره میکنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثالهای متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آنها به شمار میروند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین میشود که چگونه ماده در برابر ارادهی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال میانجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.
کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال
3علت تأثیر محیط روی بچه
اینکه مىگویند که بچه را به هرجا نبرید و هر شخصى بچه را در بغل خودش نگیرد، بچه را در محیط مساعد باید قرار بدهید، بچه در جایى که موسیقى هست نباید باشد، بچه را در مجالس ذکر و مجالس اهلبیت علیهمالسّلام ببرید و آنجایى که نماز میخوانید بچه را آنجا بگذارید بهخاطر چیست؟! او که در عالم خودش هست، بهخاطر این است که این صداها بدون انتباه او مىآید و در ذهن او نقش مىبندد و این نقش بستن بعداً مىآید کار انجام مىدهد و تأثیرات خودش را باقى مىگذارد نهاینکه همینطوری بچه را هرجا ببریم. حالا این یک مسئله است و بالاتر از این مسئله هم هست. بله، حتى خود آن بچه در آن موقع یک نحوه انتباهى دارد، گرچه از نقطهنظر ظاهر چیزى نمىفهمیم و مشاهده نمىکنیم. این توجهی که الآن حاصل مىشود توجه زمانى نیست بلکه استفاده از ابزار و آلات است که این در زمان واقع مىشود. خود نفس انتباه یعنى توجه نفس به حقایق خارجیه که این توجه نفس در این برهه انجام شده است ولى نهاینکه حتماً باید این توجه در این برهه باشد، توجه خارج از زمان و مکان است.
کیفیت اتصال نفس با مثال منفصل
جنبۀ آلیّتِ اعیان خارجی
این صورتى که الآن از این مدرسه در ذهن انسان نقش مىبندد بهواسطۀ اتصال نفس با آن مثال است که این صورت در ذهن انسان نقش مىبندد. اگر [این اتصال] نبود این نقش بسته نمىشد و انسان ملتفت نمىشد. پس این صورت براى رسیدن به آن مثال منفصل حکم وسیله و را آلت دارد که نفس بهواسطۀ اتصال با مثال منفصل، مثال متصل خود را تقویت مىکند و این صورت خارجى را در آن مثال منفصل با خود متصل مىکند و وحدت مىبخشد. بنابراین هیچ چیزى از اعیان خارجى به انسان منتقل نمىشود و اعیان خارجى براى خودشان هستند. تمام این اشجار و ابنیه و این مصالح همه در جاى خودشان قرار دارند و هیچ چیزى تغییر پیدا نمىکند بلکه انسان بهواسطۀ رؤیت این [اعیان خارجی] به آن مثال مىرسد و آن مثال است که با آن همیشه متحد است و به آن مثال ارتباط پیدا مىکند یعنى با همان حیثیت مثالى خودش ارتباط پیدا مىکند.
