اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» می‌پردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم می‌داند، آغاز می‌شود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره می‌کنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثال‌های متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آن‌ها به شمار می‌روند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین می‌شود که چگونه ماده در برابر اراده‌ی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال می‌انجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» می‌پردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم می‌داند، آغاز می‌شود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره می‌کنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثال‌های متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آن‌ها به شمار می‌روند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین می‌شود که چگونه ماده در برابر اراده‌ی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال می‌انجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال

20
  • تلمیذ: در مسئلۀ معاد جسمانى که مرحوم علامه در معاد شناسى دارند ظاهراً یک مقدار تفاوت مى‌کند. ایشان معاد جسمانى را اشراف ...

  • استاد: بله، این‌طور که بنده عرض کردم خود نفس اتحاد است. شاید منظور ایشان هم همین است منتها با آن عبارت بیان کردند ولى اشراف بدون این اتحاد معنا ندارد.

  • تلمیذ: مقدمات همین است. یعنى مقدمات را همان قضایاى مسجد قائم و پدرشان و این مسائل را فرمودند قضیۀ رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم که از کربلا خاکى آوردند.

  • استاد: بله، اینها همین است. یعنى رسول خدا که رفتند و خاک را آوردند مى‌گویند که من در کربلا رفتم و حسین را در آنجا دیدم! خب همین‌جا مى‌نشستى مى‌دیدى! اینکه شما رفتى در آنجا دیدى آیا مثال را دیدى؟! خب مثال از همین‌جا هم پیدا بود دیگر رفتن ندارد. این رفتن یعنى رفتن در کربلاى 61 سال بعد نه کربلاى الآن که سنگ و خاک و این چیزهاست. حضرت از مدینه حرکت کردند و رفتند به کربلاى 61 سال بعد رسیدند نه به کربلاى آن موقع.1 اگر برای کربلاى آن موقع بود خب همین‌طور که نشسته بودند مثل آدمى که مکاشفه مى‌کند کشف مى‌کند و مى‌بیند. براى امیرالمؤمنین علیه‌السّلام مگر این قضیه پیش نیامد؟! حضرت وقتى از جنگ صفین برمى‌گشتند چرتی زدند، از قضایاى معروف است.2 حضرت در مثال سیر کردند اما قضیۀ پیغمبر این‌طور نبود و این قضیه قضیۀ خارجى بود که در آنجا رفتند و امام حسین را دیدند و یک مقدار از خاکش را برداشتند آوردند. این خاکى که آوردند خاک کربلاى الآن نیست! لذا الآن هم روز عاشورا تبدیل به خون نمى‌شود چون این خاک برای کربلاى سال 61 است و آن موقع باید تبدیل به خون بشود. این خاک، خاک کربلاى الآن نیست. اگر الآن بروى خاک کربلا را نگاه کنى شاید اصلاً این خاک با آن خاک نمى‌خواند! اگر دقت کنید و تجزیه کنید، مقدار گیرندگى نور را در آن ببینید، خورشید را ببینید و تغییر رنگ و اینها را ببینید مى‌گویید که اِ مثلاً الآن کربلا خاکش زرد است ولی این یک قدرى تیره است، این چرا با آن نمى‌خواند؟ این باید 61 سال از او بگذرد تا او مثل این بشود! آن‌وقت آن‌ موقع این خاک قرمز می‌شود.

    1. . الإرشاد، ج ۲، ص ۱۳۰.
    2. . الملاحم و الفتن، سید بن طاووس، ص 172.
/ 613