اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۱۰

4
  •  این صورتی كه الان از این مدرسه در این در ذهن انسان نقش می‌بندد این صورت به واسطه اتصال نفس با آن مثال است كه این صورت در ذهن انسان نقش می‌بندد اگر نبود این نقش بسته نمی‌شد اگر نبود انسان ملتفت نمی‌شد پس این صورت، حكم وسیله و آلت را دارد برای رسیدن به آن مثال منفصل كه نفس به واسطه اتصال با مثال منفصل، مثال متصل خود را تقویت می‌كند و این صورت خارجی را در آن مثال منفصل با خود متصل می‌كند و وحدت می‌بخشد بنابراین هیچ چیزی از اعیان خارجی به انسان منتقل نمی‌شود اعیان خارجی برای خودشان هستند تمام این اشجار و ابنیه و این مصالح و همه در جای خودشان قرار دارند هیچ چیزی تغییر پیدا نمی‌كند بلكه انسان به واسطه رویت این به آن مثال می‌رسد و آن مثال است كه با آن همیشه متحد است و به آن مثال ارتباط پیدا می‌كند یعنی با همان حیثیت مثالی خودش ارتباط پیدا می‌كند پس بنابراین خود این اشیاء و اعیان خارجی از نقطه نظر حدوث زمانی، دخالتی در آن ادراك انسان ندارند بلكه اینها فقط جنبه آلیت برای این مسئله دارند حال كه این قضیه روشن شد نتیجه می‌گیریم كه این اشیاء خارجی در تحت علیت با آن مثال قرار دارند كه آن مثال بایستی ثابت و برقرار باشد و هیچ گاه آن مثال از آن ثبوت یعنی نه به معنای ثبوت چون خود آن مثال هم دارای مراتب مختلفی است یك مثال برای زمین قبل از بنا داریم یك مثال برای بنا داریم یك مثال برای رشد این ساختمان داریم یك مثال برای تخریب داریم در هر ثانیه‌ای مثالی متحقق است كه یا حكایت از رشد می‌كند و یا حكایت از تخریب می‌كند لذا یك مثال نیست، آن وقت شما ببینید این عالم مثال چیست و اصلا كسی قادر نیست بر این كه این عالم مثال را ارزیابی كند و ببینید كه به چه كیفیتی و به چه نحوی هست امام صادق علیه السلام وقتی كه می‌فرمایند ارتباط عالم ماده با این وسعتی كه دارد نسبت به عالم مثال مثل قطره ای است كه در دریا است آن وقت ما ببینیم كه این مسئله از چه باب است كه امام علیه السلام این را می‌فرماید الان شما دارید یك وجود مادی را می‌بینید ولی این وجود مادی دیروز دیگر نیست این وجود مادی پریروز دیگر نیست ببینید عمق مسئله كجاست اصلا شما می‌توانید تصور بكنید این قضیه را یا نه، این وجود مادی كه الان در این جا در كره ماه در این جا قرار گرفته یك مقدار از فضا را اشغال كرده ولی این كره ماه اگر به اضافه كره ماه دیروز بود چقدر از فضا را اشغال می‌كرد، اگر به اضافه كره دیروز و پریروز بود چه فضایی را اشغال می‌كرد و اگر به اضافه كره هفته پیش بود چه فضایی را اشغال می‌كرد شما الان یك كره ماه می‌بینید یك كره زمین می‌بینید یك كره زهره و عطارد می‌بینید ولی كره زهره وعطارد، كره زهره و عطارد فعلی است آن حیثیت اتصالیه ای كه در هر لحظه این كره دارد خلق می‌شود و استمرار پیدا میكند كه را نمی‌بینید این خلق و استمرار او در عالم مثال است حالا شما بیایید نگاه كنید و ببینید تمام این عالم در بدو و وسط و انتها همه در هر ثانیه و در هر لحظه‌ای به نحو استمرار در آن مثال وجود دارد الان كه كره و ماه دیروز را نمی‌بینید الان كره و ماه امروز را می‌بینید ولی آیا دیروز كره ماه بوده یا نبوده طبعاً این بقایش و انتقالش به روز بعد آیا وجود باقی می‌خواهد یا نمی‌خواهد شما آن وجود باقی را كه نمی‌بینید یعنی در هر ثانیه‌ای كه اصلا این از باب ضیق خناق است ثانیه معنا ندارد یك وجود مستمری این كرات را به هم وصل كرده مثل این آتش گردانی كه شما این آتش گردان را دارید می‌چرخانید و یك دایره قرمز در شب مشاهده می‌كنید دایره قرمزی وجود ندارد شما یك دایره در این جا می‌بینید و یك اشغال فضا را در این جا مشاهده می‌كنید كه به صورت یك دایره به خاطر عدم انطباق صوری كه از شبكیه می‌خواهد در مغز قرار بگیرد با آن سرعتی كه این آتش گردان دارد انجام می‌دهد چون این دو با هم منطبق نیست لذا قبل از این كه مغز بیاید تجزیه كند صورت قبلی را از صورت بعدی جدا كند بگوید این آتش گردان در این نقطه به جای خود همین آتش گردان در یك میلیمتر بعد به جای خود نمی‌تواند این كاررا به خاطر شدت بكند كه در هر بیست و چهار ثانیه بیست و چهار مرتبه باید این انجام بشود واین سرعت از بیست و چهار مرتبه بیشتر است لذا شما فقط یك حركت دایره قرمز در شب می‌بینید كه دارد می‌گردد ولی این دایره تشكیل شده است از نقاطی كه نقاط بسیاری كه لذا اگر شما آتش گیر را در یك نقطه دیگر نگه دارید آن نقطه دیگر خطی مشاهده نمی‌كنید حالا یكخورده بیایید بالاتر خطی نیست یكخورده بالاتر خطی نیست اگر دست شما به نحوی باشد كه در انطباق با این چراغها دیدید كه فرض كنید یكی یكی لامپهایی كه یكی پس از دیگری روشن می‌شود اگر فاصله بین روشن شدن یك لامپ با لامپ بعدی این فاصله به میزانی باشد كه ذهن سالم بتواند نه ذهن آدم خنگ خدا كه اگر یكی از آنها اول روشن بشود یكی آخر همه را یك خط می‌بیند نه آن ذهن آدم عادی خب آن ذهن فلان آن یكی بود گفت كه خدا رحمت كند مرحوم آقا شیخ هادی تألهی بود در همدان خیلی مرد بسیار بزرگی بود بله خیلی مرد بزرگی بود.