جلسه ۷۱۰
3حادث زمانی و حادث ذاتی
بسم الله الرحمن الرحیم
راجع به مسئله ارتباط بین حادث و قدیم كه از او تعبیر به ربط بین حدوث و قدم میآورند قدم زمانی و حدوث ذاتی آن چه كه در میان افهام جا افتاده و یك قدری از نظر مفهومی فاصله گرفتن از آن مشكل مینماید از نظر مفهومی این است كه همیشه ما در مسئله حدوث توجه به خلق بعد از عدم است یعنی خلق بعد از عدم به معنای تصور برههای و حینی از احیان در عدم آن شیء این را ما به معنای حدوث تلقی میكنیم مثلا فرض كنید كه الان این چراغ در این جا روشن شده قبل از این كه رفقا به این مدرس بیایند این چراغ خاموش بود اولین شخصی كه وارد میشود این دگمه را میزند و این چراغ روشن میشود و این معنا معنای حدوث ضوء پس از ظلمت كه مفهوم عامیانه خودش را دارد هر كسی در حدوث یك همچنین تصوری را دارد كه بعد از عدم یك پدیده ای متحقق بشود كه این تصور عدم در ذهن بیش از تصور وجود جا گرفته و دلیلش هم همین این است كه ما مدركات خود را از زمانیات انتزاع میكنیم و این گذشت زمان و حدوث زمان است كه حقایق را برای ما روشن میكند و خیال میكنیم كه این زمان در این مسئله دخالت دارد در حالتی كه زمان فقط یك وسیله و آلت است برای این انتزاع و برای این تصور و تصدیقات ولی نفس خود مفهوم منتزع و آن حقیقت منتزعی كه متحد با ذهن است آن خارج از زمان است یعنی ما به واسطه ارتباطی كه با زمان و زمانیات داریم كه نتیجه اتصال مثال متصل با جسم مادی و شهودی و زمانی است این مثال متصل انتزاعش به واسطه جسم و اجزاء جسمانی در بستر زمان خواهد بود ولكن نفس خود آن اتصال هیچ ارتباطی با زمان و زمانیات ندارد چون الان آن مثال با بدن اتحاد پیدا كرده است و دریچه ورود این خواطر و تصورات و اتحاد آن و انتزاع آن از اجزاء مادی است تصور ما این است كه آن انتزاع هم در بستر زمان انجام گرفته است در حالتی كه فقط خود این وسیله و آلت است كه به واسطه زمان و زمانی انتزاع آن مفهوم را میكند در واقع این طور میتوانیم بگوییم كه این مثال خارجی كه عبارت است از همان مفهومیكه متحد با مثال متصل است آن تحقق خارجی دارد تحقق مثال منفصل را دارد چون در مثال منفصل ارتباطی با انسان نیست عالم مثال عالمیاست كه با شخص ارتباط ندارد بلكه مثال انسان با او مرتبط است خود اشیاء خارجی هر كدام دارای مثال خاص خود هستند هر فردی دارای مثال خاص به خود است هر شیء دارای مثال خاص به خود است چه من به آن مثال برسم یا نرسم تفاوتی در این مسئله وجود ندارد این شكلی كه الان شما در این جا مشاهده میكنید این صحن مدرسه با این حجراتش خودش دارای مثال است و آن مثال است كه این صحن و سرا را نگه داشته آن مثال اگر از بین برود همانی را كه شما در عالم خواب میبینید اگر فردا بیایید در این مدرسه فیضیه یك آجر مشاهده نمیكنید نگویید آن چه را كه من دیدم خواب بوده و از بین رفته به این آجرهای مدرسه چكار دارد به این در و دیوار چه ارتباطی دارد به این صحن وصحرا چه ارتباطی دارد علت برای تحقق خارجی اعیان همان مثال خود آنها است كه متصل با آنها است و از دید ما منفصل است یعنی خود مثال این مدرسه یك مثال متصلی است كه علت بقاء این مدرسه است و آن علت بقاء همان حیات باقی او است كه انسان به واسطه رویت آن به آن مثال اتصال پیدا میكند بنابراین شما مشاهده میكنید در بعضی اوقات چشمتان باز است این عكس را مشاهده میكنید ولی شما به مثال این مدرسه اتصال پیدا نمیكنید زیرا حواستان یك جای دیگر است، ببینید این جا همان نكته دقیقی است كه این دو قضیه باید به هم دیگر ارتباط داده بشود، باز بودن چشم به معنای كاركردن اعضا موجود است الان چشم باز است اعضا هم دارد كار میكند و نور وارد قرنیه و شبكیه و غیره میشود از آن طرف دارد به مغز متصل میشود اینها همه هست لذا اگرچه شما حواستان نیست اما اگر از مغز شما بكنید كه عكسی بردارند یك نواری بگیرند میبینند عكس صورت این ساختمان در مغز نقش بسته است منتهی صحبت در این است كه آیا ادراك هم میكند یا نمیكند آن ادراك مبتنی بر توجه و التفات است و همین كه نفس ملتفت بشود ادراك هم میكند و الا میگوییم حواست كجاست؟ من الان پنج دقیقه است كه دارم حرف میزنم تو حواست یك جای دیگر است این التفات یك مسئله دیگر است این كه میگویند بچه را هر جا نبرید بچه را هر شخصی فرض كنید كه بغل خودش نگیرد بچه را در محیط مساعد بایستی قرار بدهید در جایی كه موسیقی هست بچه نباید باشد در مجالس ذكر و مجالس اهل بیت بچه را ببرید آن جایی كه نماز میخوانید بچه را بگذارید آن جا به خاطر چیست این كه فرض كنید كه در عالم خودش است این صداها و این ها بدون انتباه او میآید و در ذهن او نقش میبندد و این نقش بستن بعدا میآید كار انجام میدهد بعدا میآید تأثیرات خودش را باقی میگذارد نه این كه همین طوری ببریم هر جا و یك مسئله بالاتر از این مسئله هم هست بله كه حتی خود آن بچه در آن موقع یك نحوه انتباهی دارد گرچه از نقطه نظر ما چیزی نمیفهمیم و مشاهده نمیكنیم این توجهی كه الان حاصل میشود توجه زمانی نیست بلكه استفاده از ابزار و آلات است كه این در زمان واقع میشود خود نفس انتباه یعنی توجه نفس به حقایق خارجیه كه این توجه نفس در این برهه انجام شده ولی نه این كه حتما باید این توجه در این برهه باشد، توجه خارج از زمان و مكان است

