اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

17
  • استاد: خدا رحمت کند مرحوم الهی‌قمشه‌ای بود و یک شخص شاه‌ عبدالعظیمى بود و یک حرف‌هایی مى‌زد و درس ایشان مى‌آمد ـ ظاهراً درس فلسفه بود ـ آن موقع ایشان مدرسۀ حاج میرزا ابوالفتح در خیابان رى درس مى‌گفتند و عدۀ کمى بودند چند نفر بودند که شرکت می‌کردند و بعضى از آنها هنوز حیات دارند و زنده هستند. خلاصه یک حرف‌هایی مى‌زد و یک کارهایى هم مى‌کرد حالا یا به‌خاطر رد گم کردن بود یا چه بود، نمی‌دانم ولی غیرمتعارف بود. بعضى از این کارها این بود که گاهى اوقات که درس سخت مى‌شد و او هم اشکال مى‌کرد و فلان، یک‌دفعه مى‌دیدند از جلسه بیرون مى‌رفت و مى‌رفت یکى دو کیلو انار مى‌خرید و مى‌آورد جلوى مرحوم الهی‌قمشه‌ای مى‌ریخت و مى‌گفت: این انارها را بخور، کمی کله‌ات باز شود بفهمى به ما چه دارى مى‌گویى! البته خب این مطالب ادامه دارد حالا من طرح مسئله را کردم علىٰ‌کلّ‌حال بالأخره نسبت به خود و اصلش باز نیاز به یک مثال‌هایى دارد و همین‌طور نسبت به بعضى از کلمات بزرگان براى رفع شبهه از آن کلمات، چاره‌اى نیست که بیشتر این مسائل [روشن] بشود. علیٰ‌کلّ‌حال این قضیه مشکل‌ترین مسئلۀ فلسفى است.‌

  • تلمیذ: ولى خروج از معناى لغوى مى‌شود چون علم در لغت به معناى ادراک است طبق تقریر حضرت‌عالی به‌عنوان تطبیق مى‌شود.

  • استاد: فقط حضور است؛ نفس الحضور است ما براساس اصطلاحات خودمان وضع مى‌کنیم ولى خب آن در آنجا فرق مى‌کند. خبیر در ذات پروردگار با خبیر ما فرق مى‌کند. سمع در آنجا با سمع ما فرق مى‌کند.

  • أللهم صل علی محمد و آل محمد

/ 260