اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۰۹

6
  •  تلمیذ: ما نفهمیدیم بایستی یك دور دیگر ...

  •  استاد: خدا رحمت كند مرحوم الهی قمشه ای بود یك شیخ عبدالعظیمی بود و یك حرفهایی می‌زد و می‌آمد درس ایشان درس فلسفه ظاهراً آن موقع مدرسه حاج میرزا ابوالفضل در خیابان ری ایشان درس می‌گفتند عده كمی بودند چند نفر بودند كه بعضی از آنها هنوز حیات دارند زنده هستند این خلاصه یك حرفهایی می‌زد یك كارهایی هم می‌كرد كه یا به خاطر رد گم كردن بود چه بود همچنین غیرمتعارف بود بعضی از این كارها گاهی اوقات كه درس ختم می‌شد و این هم اشكال می‌كرد و فلان یكدفعه می‌دیدند رفت از جلسه می‌رفت بیرون می‌رفت یكی دو كیلو انار می‌خرید و می‌آورد می‌ریخت جلوی الهی قمشه‌ای می‌گفت این انارها را بخور كه یك خرده كله‌ات باز شود بفهمی به ما چه داری می‌گویة البته خب این مطالب ادامه دارد حالا من امروز طرح مسئله را كردم علی كل حال بالاخره چه نسبت به خود اصلش باز این نیاز به یك مثالهایی دارد همین طور نسبت به بعضی از كلمات بزرگان برای رفع شبهه از آن كلمات خب چاره‌ای نیست كه بیشتر این مسائل چیز بشود ولی عل كل حال این قضیه مشكلترین مسئله فلسفی است

  •  تلمیذ: ولی خروج از معنای لغوی می‌شود چون علم در لغت به معنای ادراك است طبق تقریر حضرت عالی به عنوان تطبیق می‌شود

  •  استاد: فقط حضور است نفس الحضور است ما بر اساس اصطلاحات خودمان وضع می‌كنیم ولی خب آن در آن جا فرق می‌كند خبیر در ذات پرودگار با خبیر ما فرق می‌كند سمع در آنجا با سمع ما فرق می‌كند.