اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۰۹

2
  •  عرض كنم این مسئله‌ای كه الان دارد در خواب مشاهده می‌كند فردا نفس او به او می‌گوید من همین را دیدم نه این كه مشابه او را برای خود بنده خیلی اتفاق می‌افتاد مخصوصا در سنین كودكی برای من خیلی اتفاق می‌افتاد كه مسائل خارجی را من در خواب می‌دیدم به رفقا هم گفته‌ام و بعد طبق همانی كه در خواب دیدم می‌رفتم سراغش این طور نبود كه بگویم این با آن كه من دیدم دو تا است احساس عینیت بین آن معلوم بالعرض و بین آن معلوم بالذاتی كه در نفس نقش بسته و حك شده، احساس عینیت و وحدت برای انسان حاصل می‌شود كه این كه الان دارد می‌بیند همانی است كه دیشب دیده نمی‌تواند بین این معلوم بالعرض خارجی و بین آن معلوم بالذات ذهنی خود انفكاك قائل بشود در حالتی كه دو منشأ داشتند آن منشأش منشأ مثالی بوده و این منشأش منشأ مادی است آن منشأ علمی‌كه قبلا برایش دیشب پیدا شده آن منشأش خواب بوده و امور از عالم شهادت به عالم مثال و برزخ بوده آن منشأیی كه الان دارد مشاهده می‌كند منشأ شهودی است و یك منشأ عینی و تعینی و مشمول كون وفساد است ولیكن آن منشأیی كه دیشب با او برخورد داشته آن كه دیگر منشأ كون و فساد نبوده منشأ طبیعی نبوده خب راجع به ما به این كیفیت است حالا راجع به پروردگار پروردگار كه علم دارد نسبت به این واقعه خارجی نسبت به واقعه خارجی علم دارد من وقتی كه صبح از خواب برمی‌خیزم هنوز با آن واقعه ای كه دیشب در خواب دیدم برخورد نكردم تا ببینم رویای من صادقه بوده یا نه هنوز در رختخوابم هستم هنوز در اتاقم هستم هنوز از منزل خارج نشدم وقتی كه از منزل خارج شوم بیایم بیرون و بروم سر كوچه ببینم آقای فلان دارد از این جا رد می‌شود من دیشب این را در خواب دیدم منتظرم ببینم كه آن حرفی كه دیشب رد خواب به من زد می‌زند یا نمی‌زند می‌بینم، یكدفعه آن حرف را زد الان می‌بینم هان این را من دیشب در خواب دیدم پس قبل از این كه من با آن صورت خارجی بخواهم برخورد كنم نسبت به خوابی كه دیشب دیدم جاهلم، نمی‌دانم خوابم از رویاهای صادقه است یا غیر صادقه وقتی كه برخورد كردم آن وقت صدق رویای صادقه برای من ثابت می‌شود در مورد پروردگار آن صورتی را كه در علم عنائی و در مقام علمی‌پروردگار نسبت به این جلسه و نسبت به این افراد و نسبت به این مطالبی كه الان به عنوان متدرج الحصول یك به یك و كلمه بعد از كلمه ظهور پیدا می‌كند علم پروردگار نسبت به اینها تعلق گرفته است یا نگرفته؟ دیگر نمی‌توانیم بگوییم نگرفته است پس گرفته است حالا كه نسبت به این عین كلمات عین او تعلق پیدا كرده است پس چطور علم او نسبت به امور زمانی كه هنوز حاصل نشده پیدا كرده است این تعلق علم به مجهول است این كه محال و مستحیل است كه علم تعلق پیدا بكند به یك امر مجهول، یعنی آن علمی‌كه الان در ذات پروردگار نسبت به حقایق خارجیه هست نسبت به زمانیات هست نسبت به .. خب آن خیلی مایه ندارد نسبت به زمانیات نسبت به همین جلسه كه این زمانی است دیگر متدرج الحصول است دیگر آناً فآناً حاصل می‌شود كلماتی كه من دارم صحبت می‌كنم ادراكات شما نسبت به این كلمات هر كدام آناً فآناً دارد حاصل می‌شود شما اطلاع ندارید بر این كه من چه می‌خواهم بگویم من هم اطلاع ندارم كه چه می‌خواهم بگویم می‌دانید كه در ضمیر من الان دارد می‌گذرد كه خودتان را برای شنیدن آن آماده بكنید خب آیا به این حالت خارجی آیا ذات پروردگار اطلاع دارد یا نه اگر بگوییم ندارد كه جاهل است پس این علم به چه تعلق گرفته است چگونه ممكن است علم به او تعلق بگیرد پس بنابراین علم عنائی حق در یك مقام واحد نه اسمش را مقام اجمال می‌گذاریم نه مقام ابهام می‌گذاریم و نه مقام تفصیل می‌گذاریم هیچ اسمی‌برای این نمی‌گذاریم فقط اسم می‌گذاریم علم ذاتی حق نسبت به آثار و شعائر وجودی خود این علم باید در مقام علمی‌عیناً مطابق با معلوم بالعرض حالا در اصطلاح ما عینا باید مطابق با معلوم بالعرض خارجی باشد هیچ تفاوتی نباید داشته باشد و لذا می‌گوییم نسبت به كسی كه بصیرت مثالی ندارد دیدن اشیاء خارجی مستحیل است ولی نسبت به كسی كه بصیرت مثالی دارد این رویت اشیاء خارجی مانند رویت اشیاء خارجی برای سایر افراد به یك نسق واحد و به یك میزان واحد یعنی همان طوری كه در افراد خارجی علم تعلق می‌گیرد به یك امر آنی و دیگر بین آن امر آنی فرق نمی‌كند كه امر شهودی و طبیعی باشد یا این كه مثالی و برزخی باشد در این قضیه فرق نمی‌كند چون هر دو یكی است یك واحد است چه صورت خارجی ببیند چه صورت برزخی ببیند این یكی است وقتی كه این طور نیست این یك جای دقیقی است كه همه صحبت به این جا برمیگردد و آن اتحاد بین مثال و معلوم بالخارج است این فقط حلقه وصل كننده بین دو حادث و بین حادث و قدیم در این جا شكل پیدا می‌كند وقتی كه آن حقیقت علمی به واسطه آنی می‌خواهد در خارج ظهور پیدا كند دیگر فرق بین مثال و اینها نیست چون هر دو علم است تعلق به علم پیدا می‌كند این ضعف ما است كه نمی‌گذارد از آن به غیر آن كه مثال است برسیم اگر این ضعف برداشته بشود یا به واسطه منامات یا به واسطه همین انكشافات روحانیه و صور برزخی و اینها انسان چشمش و ادراكش از آن می‌گذرد و به مابعد آن و ماقبل آن یك امر واحد و حقیقت علمی‌خارج بر او پیدا می‌كند اطلاع پیدا می‌كند وقتی كه شخص در مقام مكاشفه می‌آید و این حالت كشف برای او حاصل می‌شود این طور نیست كه شخص تصور كند یك صورتی را می‌بیند و بعد بر اساس آن صورت دارد می‌رود جلو نه همان حقیقت مادی دقت كنید همان حقیقت مادی حسی لمسی شهودی عینی سمعی خارجی را نسبت به او اطلاع پیدا می‌كند شما الان در این جا نشسته‌اید یك وقتی این دری كه روبروی من است در كمد است باز است بین من و بین آن جا تقریبا سه متر فاصله است این در كمد باز است من چشمم الان دارد آن محتویات كمد را می‌بیند در باز است دیگر آیا می‌توانید بگویید قضیه در این جا قضیه مثالی و برزخی و این حرفها است نه دیگر این الان فرض كنید كه سه متر فاصله است و شما دارید می‌بینید كه آن جا یك جانماز و قرآن و یك قوطی دوا است یك كاسه و ظرف است و آن چیزهایی كه محتویات كمد است الان دارید می‌بینید كسی هم نمی‌تواند بگوید كه این الان صورت برزخی مثالی است نه همان رویت خارجی است كه به واسطه انعكاس نور آمده خورده به قرنیه ما و آن هم رفته به شبكیه و خلاصه یك چیزهایی فهمیدیم كه آن جا این خبرها هست حالا شما در را ببندید حالا كه در را می‌بندید یكدفعه تمام آن چه را كه در این جا هست همه آنها چه می‌شود محو می‌شود برای افرادی كه چشم آنها نمی‌تواند عبور كند برای افرادی كه به واسطه بسته شدن در آن نور می‌آید و مانع می‌شود و دیگر حاجب می‌شود برای باز شدن این انكشاف بعدی دوباره نیاز و احتیاج به باز شدن در كمد خواهد بود درست شد