
علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی
تبیین اتحاد علم الهی به صور علمیه و حقایق عینی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» نسبت به صور علمیه و اعیان خارجی میپردازند. بحث با اثبات قدم زمانی و ذاتی صور علمیه در صقع ربوبی آغاز میشود و با طرح این پرسش کلیدی ادامه مییابد که آیا علم خداوند به صور اشیاء، همانند علم انسان به نقوش و تصاویر، از واقعیت خارجی منفک است یا خیر. استاد با نقد نگاههای سطحی و عامیانه، بر این نکته تأکید میکنند که در ساحت ربوبی، اطلاع بر صورت علمیه، عین اطلاع بر حقیقت عینیه است و هیچگونه انفکاک یا جهلی در این میان راه ندارد. در نهایت، با اشاره به قانون علیت و نفی فاصله میان علت و معلول، این نتیجه حاصل میشود که تمام پدیدهها و اعیان خارجی، به نحو عینیت در ذات حق تحقق دارند و علم الهی به آنها، علمی حضوری و احاطی است که با تحقق خارجی آنها اتحاد دارد.
علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» نسبت به صور علمیه و اعیان خارجی میپردازند. بحث با اثبات قدم زمانی و ذاتی صور علمیه در صقع ربوبی آغاز میشود و با طرح این پرسش کلیدی ادامه مییابد که آیا علم خداوند به صور اشیاء، همانند علم انسان به نقوش و تصاویر، از واقعیت خارجی منفک است یا خیر. استاد با نقد نگاههای سطحی و عامیانه، بر این نکته تأکید میکنند که در ساحت ربوبی، اطلاع بر صورت علمیه، عین اطلاع بر حقیقت عینیه است و هیچگونه انفکاک یا جهلی در این میان راه ندارد. در نهایت، با اشاره به قانون علیت و نفی فاصله میان علت و معلول، این نتیجه حاصل میشود که تمام پدیدهها و اعیان خارجی، به نحو عینیت در ذات حق تحقق دارند و علم الهی به آنها، علمی حضوری و احاطی است که با تحقق خارجی آنها اتحاد دارد.
علم عنایی حق و کیفیت علم به اعیان خارجی
11منبابمثال افرادى هستند که شخصى که بهدنیا مىآید را قبلاً در خواب مىبینند؛ صورت او را مىبینند و شکل او را میبینند و همانجا مىکِشند و مىگویند که آقا وقتى که بهدنیا مىآید شکلش اینطوری است و وقتى که بهدنیا مىآید معلوم مىشود همین است. اگر نبود پس چطور کشیده است؟! عدم که دیگر قابل ارتسام نیست، عدم که قابل تصویر نیست! اینکه الآن این صورت را مىکشد از کجاست؟! پس این صورت برزخى داشت و آن صورت برزخى که همان حقیقت برزخیه است، علت براى تحقق خارجى این عین است و آن جنبۀ علیت نسبت به این قضیه دارد.
حالا صحبت در این است که آیا علم بارى نسبت به وجود خارجى اشیاء علمِ صورىِ عکاسىِ نقاشى است؟ چون از دو حال خارج نیست. مثل علمى است که من پیدا مىکنم فرض کنید عکسى را به من مىدهند و مىگویند که یک همچنین شخصى در شیراز هست بنده که او را ندیدم ولى همینکه عکس را به من مىدهند من فقط عکس را مىبینم و یک صورتى مىبینم و مىگویم که من مىروم شیراز و او را پیدا کنم. مىروم ببینم که این عکسى را که به من دادند این جمال دلآرا کجاست و در کدام نقطه از این بقاع ارض قرار دارد! یک کفش آهنین و یک عصاى آهنین که در قصهها قبلاً مىخواندیم مىپوشیم تا دنبال این وجود ذىجودِ سراسر مفیذِ ـ یا مستفیذه! ـ در شهرها و بلاد برویم و پیدایش بکنیم، آن بسته که «تا یار که را خواهد و میلش به که باشد»!1
حالا آیا این علم حضرت نسبت به اشیای خارجى ـ اینجا باید توجه کنیم داریم به مسئله مىرسیم! ـ مانند علم من و امثال من به صورِ اشیاء است که هیچ ارتباطى با آن وجود خارجى ندارد؟! لعلّ اینکه اصلاً وجود خارجى نباشد و وجود خارجى نداشته باشد بلکه فقط یک صورتى را نقاش کشیده و آنقدر هم طبیعى کشیده که قابل تشخیص نیست. این مقام، مقام جهل است. یعنى علم عنائى حق نسبت به صورت اشیاء هست ولى نسبت به خود اشیاء نیست! یعنى او نسبت به تحقق خارجى اشیاء اطلاع ندارد ولى نسبت به خود صورت اطلاع دارد، مثل ما! دقت کنید! اینجا را نبایستی بگذاریم که از مغزمان فرار کند! آیا علم عنائى حق نسبت به اشیاء خارجى مثل علم ما نسبت به صورتى که در کاغذ است میباشد درحالیکه مابإزاء خارجى یا دارد یا ندارد؟! اصلاً مىگوییم که دارد ولکن ما ندیدیم ما نسبت به صورت او علم داریم ولى نسبت به تعیّن او علم داریم؟! علم نداریم لعلّ تااینکه ما به آنجا برسیم و به وصالش برسیم بمیرد!
- . منسوب به دولتشاه:
در بزم وصالش همه کس طالب دیدار *** تا یار کرا خواهد و میلش به که باشد
- . منسوب به دولتشاه:
