اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکته‌ها و گفته‌های استاد: قضیه کمال الملک و مباحث اخلاقی 20/5/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۸

1
  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • تمام صور موجودات ازلا در علم عنایی حق موجود بوده اند

  •  عرض شد كه صور علمیه در صقع ربوبی در مقام تحفظ به اسماء و همین طور صفات به نحو قدیم زمانی در اصطلاح اهل فن و یا قدیم ذاتی نه به معنای استغناء از علّت بلكه به معنای بقاء به بقاء علّت این قبل از تحقق حقایق عینیه خارجیه موجود است و تا جایی كه خدا خدایی می‌كرده و خدایی خواهد كرد این صور علمیه موجود بوده یعنی ما نمی‌توانیم برهه‌ای در حیات حضرت احدیت تصور كنیم كه در آن برهه ذات اقدس حق فاقد صور علمیه نسبت به عالم خلق بوده باشد این تصور مستحیل است و این عدم تحقق محال است پس بنابراین در ذات اقدس حق به بقاء آن حیات اولا و استدامتاً چون در ابتدایی كه نبوده ابتدایی كه برای ذات متصور نیست پس می‌توانیم این گونه تعبیر كنیم كه صور علمیه حدوثا و بقاءاً وجودشان به بقاء و حیات حضرت حق متعلق است و چون حیات حضرت حق ابتدا ندارد پس بنابراین صور علمیه در علم عنائی حق ابتداً ندارد این می‌شود قدم زمانی یا قدم ذاتی البته با اختلاف در اصطلاح چون در قدم ذاتی در مواردی گفتیم كه خود ذات بی نیاز از علّت است ما نسبت به او بحث نمی‌كنیم قدم را در این جا به معنای شیء بلا اول له تصور می‌كنیم چه آن اولیت، اولیت زمانی باشد یا اولیت رتبی باشد اولی برای او محقق نیست این مسئله اول كه در این مسئله هیچ جای شكی وجود ندارد با برهانی كه گفته شد و تردیدی در این مطلب نیست و وارد این مباحث دیگر نمی‌شویم چرا كه مطلب به اطاله كشیده می‌شود حالا كیفیت نزول این اسم از مقام ذات و همین طور آن حقایق اسمیه در این اسم كلی و اتحاد اسم با ذات یا اختلاف رتبی اسماء با ذات اینها دیگر مطالبی است كه خب طبعا در مفصلات و همین طور در كتاب علمی‌و عینی مرحوم والد رضوان الله در آن جا صحبت شده نسبت به این قضیه و بعد ارتباطی هم به بحث ندارد یعنی خیلی مرتبط با این مطلب نیست آن چه كه فعلا به ما مربوط است و باید نسبت به مثل نوریه الهیه یا به تعبیر دیگر مثل افلاطونیه مورد توجه قرار بدهیم این مقدار از بحث است كه ابتداءاً بدون توجه به كیفیت آن مثل نوریه كه آیا آن مثل به نحو كلی است یا به نحو جزئی ما بحث عام در این جا مطرح می‌كنیم كه انسان كلی باشد كه این حكایت از همان حقیقت نوریه كلیه است یا انسان های جزئی باشند مثل افراد انسان افرادی كه در این جا نشستند صورت مجلسی كه در این جا وجود دارد كه تمام اینها صور جزئیه است بحث بحث كلی و سعی است شامل همه صور و همه انواع تعینات خواهد شد در این قضیه پس شكی نیست كه تمام صور اشیاء چه به نحو كلیت و چه به نحو جزئیت در علم عنائی حق شیء بلا اول له و حقیقت بلا اول له و صرفاً این صور فقط اختلافش با ذات احدیت اختلاف علّی و معلولی است تا جایی كه خدا خدایی می‌كرد این صور بوده و همین طور صور هم خواهد بود و شكی در این قضیه نیست این یك مسئله مطلب بعد می‌رسیم به این نكته كه حالا این صور حكایت از چه می‌كند آیا این صور فقط یك نقوشی هستند و یك اشیائی هستند یك تصوراتی كه هستند فرض كنید كه یك نقاش تصورات خودش را به صورت كاغذ درمی‌آورد حالا چه این كه آن تصور، تصور ذهنی باشد قبل از انتقال به كاغذها و قرطاس و اینها یا این كه صور نقوشی باشند پس از انتقال درهر دو صورت این ها یك نقوشی هستند كه یك مابه ازاء دارند ما به ازاء حقیقی یا مابه ازاء اعتباری حقیقی این است كه فرض بكنید كه الان این اشیائی كه در این مدرسه فیضیه هست از اشجار از صحن و سنگ و كیفیت حجرات و اینها اینها را انسان به صورت به اصطلاح عكس دربیاورد و بعد در كاغذ نشان بدهد این عكس حكایت از این حقایق می‌كند نقوش اعتباری این است كه نه انسان خودش یك مدرسه‌ای را در ذهن تصور می‌كند بدون این كه وجود خارجی داشته باشد و بعد آن نقش را منتقل می‌كند این وجود خارجی ندارد ولی بالاخره هر كسی نگاه می‌كند در این نگاه فقط رنگ را نمی‌بیند، یعنی نمی‌بیند این جا آبی و قرمز و این جا سیاه است نه در پس این سیاهی و آبی و قرمز و زردی یك واقعیت خارجیه را می‌بیند چه آن واقعیت خارجیه باشد یا نباشد یعنی ذهن منتقل می‌شود به یك واقعیت خارجیه كه بین این واقعیت خارجیه دقت كنید چه می‌خواهم بگویم اینجا خیلی بزنگاه مسئله است كه بین این واقعیت خارجیه و بین این نقش اختلاف است یعنی نقش یك مسئله است در ذهن من یا در این كاغذ و واقعیت خارجیه یك مسئله دیگری است امر دیگری است یك مسئله دیگری است یا این وجود دارد یا وجود ندارد آن دیگر بحثی در او نیست ولی وقتی كه ذهن مخاطب به این نقش می‌افتد به آن واقعیت خارجیه توجه می‌كند می‌گوید این عكسی كه شما در این جا كشیدید در كدام شهر است و كشور است چه زمانی بوده این مدرسه چند تا دانشجو یا طلبه داشته این سوالاتی كه می‌كند سوالات از نقش نمی‌كند اگر بخواهد سوالات از نقش بخواهد بكند یك مسئله دیگری است كه بخواهد به خود نقش نگاه بكند یعنی وقتی كه مطمئن شد از این كه یك قضیه‌ای ماوراء آن هست یا نیست آن وقت می‌آید نگاه می‌كند و می‌گوید كه حالا ببینم كه چه میزان مهارت به خرج داده در این نقش یعنی مسئله نقش و صورت با مسئله آن واقعیت خارجیه دو حقیقت متفاوت است این حقیقت حقیقت صوریه است و برای خودش استقلال دارد چه آن مدرسه در خارج باشد یا نباشد آن مدرسه هم برای خودش استقلال دارد چه این نقش باشد یا نباشد دو حقیقت جدا هستند و هیچ ارتباطی هم به هم ندارند بله این حكایت از او می‌كند و گاهی انسان به خود نقش نگاه می‌كند یعنی برای او خود نقش مهم است این نقاشهایی كه خیلی ماهر هستند و خیلی بزرگ صورتهایی كه انسان می‌بیند ذهنش به آن شخص خارجی اگر هم برود خیلی به نحو گذرا می‌رود ولی به خود نقش خیلی توجه می‌كند دیدید تابلوهایی كه می‌كشند این تابلوها خیلی ارزش دارد ارزش تابلوها به این نیست كه یك مابه ازاء خارجی دارد به خود این تابلو ارزش می‌دهند خود این نقاش چقدر ماهر بوده این تابلوهایی كه قیمت‌هایش می‌گویند فرض كنید كه كمال المك آن نقاش خیلی معروف ایرانی كه در حدود ١٠٠ سال پیش بوده و اینها و خیلی از نقاشهایی كه زبردست بودند شاگردان او بودند او خیلی عجیب بوده و نقاشی‌های او و آن تصاویرش تصاویر خیلی ارزشمند است و یك داستانی هم نقل می‌كنند كه یك چند نفری رفته بودند پیش او و خیلی آدم تعجب می‌كند كه واقعا چه مردانگی‌هایی و لوطی منش‌هایی وجود دارد كه این اشخاص این اوصاف را دارند و مایی كه این همه مدعی هستیم از این مسائل بی بهره هستیم رفته بودند پیش او و یك شب چون ایشان در نیشابور بوده و الان قبرش در نیشابور است كنار قبر شیخ محمد فریدالدین عطار نیشابوری فریدالدین عطار كه آن عارف بزرگ و بسیار جلالت هم دارد خیلی خیلی جلالت دارد ظاهرا قبرش همان جا باید باشد رفته بودند پیش او و صحبت این بود كه یكی از افراد یك كار خلافی كرده بود قضیه درست یاد من نیست و من جایی می‌خواندم كه ظاهراً برای اینكه كسی تعقیبش نكند و اینها البته یك حساب و كتابی داشته با همین كمال الملك یك حساب و كتابی داشته كه می‌خواسته سوء استفاده‌ای بكند یك نامه‌ای جعل می‌كند و عجیب این كه چطور امضای كمال الملك و آن مهر را پیدا می‌كند و به این نامه می‌زند و امضایی كه می‌كند و كه از تعقیب این فرد شما صرف نظر كنید این نامه می‌رود تهران و می‌دهد به آنها وقتی كه آنها كه بررسی می‌كند یك نفر كه خوب دست خط او را می‌شناخته یكدفعه متوجه می‌شود كه این نباید دست خط او باشد گرچه خیلی سعی در تقلید داشته ولی طبعا خوب فرق می‌كند حالا دیگر آن موقع كه لرزه نگاری و اینها كه نبوده بله تشخیص نمی‌دادند بلند شدند سه نفری آمدند نیشابور یعنی از تهران بلند شدند آن مسئول و نمی‌دانم آن مأمور دولتی و اینها آمدند نیشابور كه پیش این بیایند و نامه را نشان بدهند كه آیا این نامه شما است یا این كه نه نامه شما نیست و ما او را تحت تعقیب قرار بدهیم این نامه را برمیدارد و نگاه می‌كند و می‌گوید نخیر این نامه من نیست و من یك همچنین چیزی را ننوشتم ولكن اجازه نمی‌دهم كسی را كه خواسته از عنوان من و موقعیت من استفاده بكند برای این منظور خودش من او را بی نصیب بگذارم و او را به واسطه خودم و به واسطه تعدی كه در فلان مالم كرده به واسطه من تحت تعقیب قرار بگیرد این اجازه را به شما نخواهم داد ببینید چقدر این عمل و بزرگ منشانه و كریمانه است كه در حالتی كه خب این یك آدمی‌بوده كه فرض كنید كه در خانه او همه چیز پیدا می‌شده یك آدمی كه عكسهای ایشان هست و خب شما دارید می‌بینید و جالب این كه وقتی كه این سه نفر آن جا ماندند آنها را نگه داشت گفت بخواهید برگردید نمی‌شود و كالسكه نیست آن زمان كالسكه و اینها بوده نگه داشت و برای ایشان همراه با غذا مشروب آورد ولی خودش نخورد و گفت كه من مدتی است كه مشروب نمی‌خورم ولی هست برای میهمانان ما اگر اهلش باشند از این جور چیزها هم داریم مشروب را برداشته آورده بودند آنها هم به سلامتی بله دیگر هر كسی در عالم خودش است حالا صحبت این كه خواستیم این را بگوییم كه راجع به كیفیت نقش صحبت عكش شد و كشیدن عكس و اینها و گفت كه فلان چیزی را كه من اخیرا تمام كردم آن را به خدمتكارش گفت بیاورند آوردند و یك تصویری بود تصویر یك منظره بوده كه یك شكارچی با آن تفنگ خودش دارد یك حیوانی را شكار می‌كند كشیده بود بعد وقتی كه اینها نگاه كردند و به به و چه چه واینها همین طور كردند گفت نه شما پی نبردید این جوری نباید به این نگاه كرد بعد خودش برداشت یك كاغذ را لوله كرد آمد گرفت كنار چشمش و گفت باید نقش را این جوری نگاه كرد از روی مقدار خاص این جوری نگاه كنید تا ببینید فرق بین یك سره نگاه كردن و دقت كردن چقدر است اینها نگاه كردند و گفتند آهان یك چیزهایی گفت هنر را این طور در ریزه كاریها می‌توان یافت كه چگونه یك هنرمند در این ریزه كاریهای خودش چه ظرایفی را مدّ نظر قرار داده علی كل حال اینها هم بودند دیگر اینها هم این قسم بودند و حالا در پیشگاه عدل الهی به كدام دو مسئله خدا توجه می‌كند به شرب خمری كه این می‌كرده یا به این كاری كه این انجام داده به این گذشتی كه این در این جا كرده خدا به كدام عمل می‌دهد خدا به كدام پاداش می‌دهد به كدام یك از این دو نحوه فعل و كار خدا نگاه می‌كند و با بنده‌اش برخورد می‌كند بله من كه خیال می‌كنم كه به آن باطن خدا نگاه كند و این طور من تصور می‌كنم حالا آقایان شاید جور دیگری شما یا كسان دیگر تصور دارید و اینها آن را بنده نمی‌دانم مسئله را موكول می‌كنیم به روز قیامت تا در آن جا ببینیم كه حكم الهی و داوری الهی نسبت به افراد و نسبت به اشخاص چگونه است.