اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۰۷

2
  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • راجع به علم عنایی حق

  •  صحبت در مثل افلاطونی یا مثل نوریه الهیه در این قضیه بود كه افراد و فلاسفه حكمای سابق و همین طور حتی بسیاری از متأخرین نظرشان در علم عنائی حق نظر نظر اجمال بود و آن جنبه صوریه حقایق خارجیه در واقع بین آن صورت و بین آن حقیقت افتراق قائل می‌شدند و آن حقایق و تعینات خارجی را به او اسم حقیقت و واقعیت و نفس الا مر می‌دادند و عالم شهادت و بروز و ظهور می‌دادند ولی نسبت به نفس صورت حاكی از این تعین جنبه علمی و جنبه عنائی و جنبه غیبی می‌دادند و جنبه اجمال و ابهام این تعبیری كه بین این دو نشئه یكی نشئه علمی‌و دیگری نشئه شهودی در بین فلاسفه و حكما رایج ودارج بود این مسئله را برای انسان به شبهه می‌انداخت و می‌اندازد كه پس فاصله‌ای بین این مسائل و صور علمیه و بین این حقایق خارجی وجود دارد نفس می‌آمد و برای این دو مرتبه یك دیواری و حائلی قائل بود یك طرف این دیوار فقط نقوش بودند و صور و طرف دیگر این دیوار اعیان بودند و مظاهر بعد بین این دو می‌خواست اتصال و ارتباط برقرار كند چطور این صور از عالم اعیان از عالم حقیقت علمیه تبدیل به حقیقت شهودیه و حقیقت تعینیه و تكونیه خارجیه می‌شوند لذا دیگر این جا باب این مسائل پیش می آید ربط حادث به قدیم پیش می‌آید مسئله تجرد و عدم تجرد تعینات پیش می‌آید مسئله كیفیت تصور زمان پیش می‌آید حدوث زمانی را چگونه باید تصور كرد و امثال ذلك كیفیت ربط حادث ذاتی با قدیم ذاتی این كیفیت ربط كه معركه آراء است و ان‌شاءالله در فصل خودش ما راجع به این مسئله صحبت می‌كنیم گرچه در این جا هم باید به این نكته پرداخت و مرحوم آخوند در این فصل به این قضیه نمی‌پردازند مگر در بعضی عبارات به نحو موجز در این مسئله خب اشكالاتی است كه طبعا پیش می‌آید و به نظر می‌رسد كه نتوانستند افراد و بزرگان از كیفیت تبیین و توضیح این مسئله آن طوری كه باید و شاید از عهده بربیایند و همین طور این قضیه به صورت عباراتی كه در آن یك نوع شك و تردید وجود دارد مطرح می‌شود و در كتبی كه متعهد این قضیه هستند این نكته را ما مشاهده می‌كنیم و از اختلافی كه در كیفیت تعبیر هست به عدم وضوح این مسئله در نفس خود این مولف ما پی می‌بریم آن مطلبی كه به در آن قضیه شك و شبهه‌ای وجود ندارد این است كه علی كل حال از آن جایی كه حقیقت ذات دارای اسم علیم است و مسئله علم از اسامی‌و لوازم لاینفك ذات است ذات نسبت به آثار خود قدم علمی‌دارد حالا ما كاری فعلا به آن حقایق خارجیه نداریم آن حقایق خارجیه ازلا بوده است و تحقق داشته است یا این كه نه آنها بعدا این پیدا شده بعدا این به واسطه وجود این واقعیتی به نام زمان متدرج الحصول بوده ولی نسبت به آن اصل صورت علمیه شكی نیست این كه حالا نیازی به این مسئله ندارد كه ذات نسبت به این جلسه‌ای كه ما الان در این جا در روز سه شنبه ساعت ٩ ساعت ٨ اینها در این جا حضور داریم این ذات ازلًا نسبت به تحقق خارجی این جلسه این عالمی‌بوده اگر عالم نباشد مسائلی پیش می‌آید آن وقت مسئله جنبه نیاز و احتیاج و فقر و جهل پیش می‌آید و در آن جا جنبه دیگر ورود ماهیت است در مرتبه فعلیت به استعداد است برای تبدل استعداد به فعلیت نیاز و علت است و مسائل و تبعات توالی فاسدی كه مترتب بر این مسئله خواهد شد اماء ذاتی و واجب الوجودی از بین می‌رود عرض می‌شود كه همان مبدأیت و منشأیت خلق آنها همه دستخوش بطلان قرار می‌گیرد و هلم جرا پس بنابراین در این كه این صورت این مجلس این را من دارم به این نحوه توضیح می‌دهم برای این كه همان حقیقت خارجیه را كاملا ملموس كنم این صورت این مجلس قبل از تحققش در علم عنا حق موجود است حالا ما نمی‌گوییم سابقا موجود است یا این كه نه قبل از تحقق ما به این تعبیر می‌آوریم یعنی قبل از فرض كنید كه فرض كنید كه روز سه شنبه است دیروز كه ما در این جا آمدیم ما اطلاع نداشتیم كه این هیئت تركیبی این مجلس به همین كیفیت خواهد بود یا در روز سه شنبه تغییر می‌كند آیا افراد و دوستانی در روز سه شنبه اضافه خواهند شد یا نه یا بعضی از افراد نمی‌آیند یا بعد جای آنها در این هیئت تركیبیه و وضع تغییر پیدا كرد دیرزو فرد آن جا نشسته حالا امروز این جا می‌نشیند دیروز فرض كنید كه در كنارش فلان شخص بود امروز در كنارش شخص دیگری است ما هیچ گونه اطلاعی از این هیئت تركیبیه بحث در روز سه شنبه نداشتیم ولكن در علم عنائی حق همین موقعیت و وضعیت وجود داشته است یعنی آن وجود وجود علمی‌داشته در این قضیه شكی نیست صحبت در این است كه این حضور علمی‌كی بوده این چه زمانی بوده و آیا مشمول زمان بوده یا نه اصلا مافوق زمان وقتی كه ما قائل به تجرد ذات بشویم طبعا این حقیقت ذاتیه مافوق زمان خواهد بود پس وعائی را باید در نظر بگیریم كه در آن وعاء این صور علمیه محقق بودند ولی خود آن حقیقت تعنیه و عینیه خارجیه محقق نبوده چون این حقیقت عینیه مربوط به زمان است باید زمان بر این حقایق عینیه بگذرد تا این كه صورت یك همچنین جلسه‌ای پیدا بشود دیروز ما نمی‌توانستیم جلسه روز سه شنبه را در خارج محقق كنیم چون دیروز دوشنبه بود وقتی كه دیروز دوشنبه است چطور می‌شود كه سه شنبه را در بطن دوشنبه قرار بدهید چون فرض بر این است كه دوشنبه مقدم بر سه شنبه باشد خدا هم نمی‌تواند یك همچنین كاری بكند شما وقتی كه می‌خواهید بگویید دو و بعد از دو سه یعنی دو در یك مرتبه ای است كه سه را نمی‌پذیرد و سه در مرتبه‌ای است كه دو را نمی‌پذیرد همین طور است دیگر یعنی شما اگر یك مرتبه دو تصور كنید یعنی در آن مرتبه نه یك وجود دارد و نه سه وجود دارد و وقتی مرتبه سه را تصور می‌كنید مترتب بر این است كه قبل از او دو بوده و الا شما یك دفعه فرض كنید كه دستتان را بیاورید در این جا بگویید این مرتبه سه است خب دوی آن كجاست یكش كجاست باید بگویید كه آقا تا این مرتبه را یك اعبتارا اعلام می‌كنم از این مرتبه تا این جا دو و از این جا بسیار خب در این جا شما سه مرتبه را لحاظ كردید ولی یكدفعه بگویید این سه است خب دو ست یا این كه بگویید یكدفعه این یك است دوی این را چگونه می‌شود تصور كرد یك را هم یابد در جایی بگویید كه تصور دو بشود.