اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۰۷

1
  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  خدا رحمت كند این‌ها را كه آمدند یك مقداری اندكی ما را به اعتبارها و اعتباریات و حقایق آشنا كردند اگر اینها نبودند معلوم نبود ما كجا بودیم كامپیوتر را بالای منبر می‌بردیم و مردم را با كامپیوتر ارشاد می‌فرمودیم آمدند به ما گفتند همه اینها كشك است همه اینها اعتبارات و دنیا است یك روز نشسته بودم پشت میزم در مشهد داشتم می‌نوشتم زمان مرحوم آقا بود داشتم چیز می‌نوشتم مطالعه می‌كردم چون همه مطالعاتم را روی زمین می‌كنم برای نوشتن هم روی زمین می‌نشینم از این میزهای چیز دارم كه می‌نشینم روی زمین گاهی اوقات احساس می‌كنم كه شاید برای كمرم خوب نباشد چون یك قدری خمیدگی دارد می‌آیم پشت میزآن موقع رفتم روی میز مطالعه می‌كردم و می‌نوشتم خدا رحمت كند مرحوم آقا یك مرتبه در زدند و در زدندو این بچه ها رفتند در را باز كردند و آمدند تو و اول آمدند در همان قسمت كتابخانه ما آمدند یك نگاهی كردند و خب به به و اینها كردند و یكدفعه رسیدند به این میز و گفتند كه پشت میز مطالعه می‌كنید و می‌نویسید گفتم كه بله برای خستگی هست گفتند خب اگر برای خستگی باشد اشكال ندارد و الا بركت در نشستن است این عبارت از ایشان است بركت در نشستن است این جمله را اگر ما بگوییم خیلی ها می‌خندند ای بابا این شیخها مال هزار سال پیش است میز دیگر این حرفها را ندارد بابا از این چیزها ولی آن كسی كه یك سر كی كشیده نسبت به كیفیت مسائل و مطالب و میزان اتقان و روحانیت و نورانیت آن می‌فهمد فرق بین دو نحوه تألیفی كه بالای میز و پایین میز انجام شده آن می‌تواند تشخیص بدهد شما وقتی كه روی صندلی و مبل نشستید حالت نشستنتان و حالت صحبت كردنتان با آن وقتی كه روی زمین نشستید فرق می‌كند تفاوت دارد این است عرض كردم خیلی‌ها نمی‌فهمند بابا این حرفها و این مسائل چیست ما برای آنها كه نمی‌گوییم یا آنها هم بروند امتحان كنند تجربه كنند آنها هم بالاخره مسئله این طور نیست حال و هوای نشستن بر روی میز انّی من العبید و احب جلسه العبید بعضی‌ها می‌آمدند روی سنگی می‌نشستند چیزی باشد بلند باشد با دیگران فرق داشته باشد پیغمبر می‌آمدند می‌رفتند روی زمین می‌نشستند و می‌فرمودند كه من این طور هستم آن ارتباطی كه بین انسان و بین كل نظام هست در كیفیت تعامل و كیفیت تصرفات آن اقتضا می‌كند كه انسان از آن مسیری كه این جنبه عقولیت را در او تقویت می‌كند خارج نشود بله یك وقتی شخص مریض است بله بایستی كه به طوری كه خود ایشان هم نوشتنی‌هایشان را پشت میز می‌نوشتند زیرا كه دیسك گرفته بودند یا این كه خب همین صندلی و اینها برای سالمندان كسانی كه بیماری دارند آرتروز دارند چیز دارند خب این ها بلند شدن فشار می‌آورد اینها را قبول داریم اما این كه به عنوان یك سنت می‌گذاریم كه شویم بعدا نشویم نه بابا شما كارتان را بكن راهت را برو غذای مناسب بخور نمی‌شوی و این طور هم نیست كه حالا كسی كه روی صندلی بنشیند تا آخر عمر نشود نه آنها هم این طوری نیست علی كل حال آن چه را كه انسان در این گونه تصرفات از دست می‌دهد بیش از آن مقداری است كه به دست می‌آورد و بعدهم بیان كردند و روشن كردند كه اگر می‌خواهید این است وضع اگر هم نمی‌خواهید نخواهید جور دیگر هست تضمین نیست كه حتما فرض بكنید كه حالا بخواهد چیز كند مقام عزت و رفعت او به كبریائیت و به مرتبه‌ای است كه هزار هزار ولی باید التماس كند تا این كه در آن جا سرسوزنی راه به او بدهد آن وقت حالا ما كه به اندازه بله ذره ای در این ارض و سماء به حساب نمی‌آییم برای خدا ناز می‌كنیم آن جورش را می‌خواهیم این جورش را می‌خواهیم ما دین این جوری می‌خواهیم دین آن جوری می‌خو اهیم برو پی كارت اصلا كسی به تو نگاه نمی‌كند كه حالا بگویی ما این جوری می‌خواهیم آن جوری می‌خواهیم.