اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۰۶

1
  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • قد نسب الی الافلاطون الإلهی أنه قال فی کثیر من أقاویله موافقاً لاستاذه سقراط: أنّ للموجودات صوراً فی عالم الاله و ربما بسمیها المثل الالهیة

  •  روز گذشته راجع به مسئله مثل افلاطونی صحبت شد و عرض شد كه داشتیم در راه می‌آمدیم چشممان افتاد به یك عكسی از صور صور افلاطونی!! بله یك وقت من تهران بودم رفته بودم یك جایی حجامت یكی بود آدم خوبی است پزشك هم هست می‌گفت كه آمدند دنبال ما كه برویم قم یك بنده خدایی را حجامت كنیم ما هم دم و دستگاهمان را برداشتیم و آن روز را تعطیل كردیم و خلاصه گفتیم لابد پولش را می‌دهند دیگر تعطیل كه بشود افرادی كه می‌آیند این آقایان اللهم اهل الكبریاء و العظمه و اهل الجود لابد اینها بالاخره جبران می‌كنند گفت ما را بردند در اندرونی و این آقا هم آمد می‌گفت تا این آقا چشمش افتاد به این تشكیلات و وسایل حجامت، رنگ از او پرسید این سیمای همچون ارغوانی و گل رنگ ایشان تبدیل به اصفرار، زردی و بیاض و سفید شد آمد و از حال رفت و گفتیم آقا چه كنیم؟ گفت نه نه من نمی‌توانم گفتم آقا ما از تهران بلند شدیم آمدیم این جا مطب را تعطیل كردیم ... گفت نه نه اصلا من نمی‌توانم می‌گفت آن چه كردیم كه بابا این اصلا نه دردی دارد نه ترسی دارد امّا نشد كه نشد ما هم تشكیلاتمان را جمع كردیم و دست از پا درازتر برگشتیم تهران و در راه كه می‌آمدیم خب دیگر ذكر خیر ایشان بود علی كل حال بله من یاد این افتادم در یك جریانی در بعضی مسائل ما از ایشان می‌شنیدیم كه باید رفت و با كفار باید چه كرد و بله قیام كرد و مجاهده كرد و در آن وقتی كه این یهودیها آمده بودند همین چند سال پیش و تعدی كرده بودند به بلاد چه مسائلی ما شنیدیم چه احكامی شنیدیم چه فتواهایی شنیدیم در تحریص بر جهاد فی سبیل الله با خود گفتیم بله ظاهراً مثل این كه همه مال دیگران است كسی كه از یك حجامت می‌ترسد و رنگش سفید می‌شود آن وقت دیگران بروند و در راه خدا جهاد كنند بله این اینها دیگر از همین قبیل است دكور درست كردنهای ما هم در همین مایه‌ها است عرض كنم حضورتان كه آن امیرالمومنین بیخود امیرالمومنین نشد در جنگ احد نود زخم بر بدن امیرالمومنین خورد و از همه افراد به رسول خدا نزدیكتر بود، خود رسول خدا كه رسول خدا بود و پیامبر بود و شریعت به او وابسته بود از رسول خدا اولی‌تر و اقدم به بقاء شریعت چه كسی بود حتی از امیرالمومنین هم او اولی بود چون امیرالمومنین در رتبه متأخره از شریعت قرار داشت و او مدیم شریعت رسول خدا بود اصلش از او ست ولی می‌بینیم این رسول خدا از همه افراد به دشمن نزدیكتر است امیرالمومنین در نهج البلاغه و كان اقرب الی العدوّ منا جمیعا از همه افراد هیچ وقت نگفتند كه نه رسول خدا چون رسول خدا است باید در خانه بنشیند اگر از بین برود دیگر چه می‌ماند هیچی دیگر نمی‌ماند این حرفها را ما از رسول خدا نشنیدیم یا امیرالمومنین وقتی كه به حكومت رسید از همه افراد او به لشگریان نزدیكتر بود وقتی می‌خواستند امیرالمومنین را در جنگ جمل پیدا بكنند نگاه به وسط جبهه می‌كردند هر جا می‌دیدند كه وضعیت جبهه آن تلاطمش بیشتر است می‌گفتند علی آن جاست یا فرض كنید كه در جنگ صفین وقتی كه می‌خواستند ببینند كه امیرالمومنین كجاست و كان ینظرون الی العدو در هر جا كه آن دشمن در آن جا تلاطمش بیشتر بود در آن جا امیرالمومنین را پیدا می‌كردند این جوری بود قضیه در جنگ احد وقتی كه همه فرار كردند رسول خدا با هشت نفر ماندند در میان دشمن كه یكی از آنها امیرالمومنین بوده یكی طلحه بود یكی زبیر بود یكی ابودجانه انصاری بود چند نفر بودند و امیرالمومنین تقسیم كرده بودند آن افراد را طلحه را یك جا و گفتند خود عثمان مسئولیت دفاع از پیغمبر را داشتند مسئولیت دفاع از پیغمبر یعنی برای امیرالمومنین وجود رسول خدا ملاك بود خودش ملاك نبود بایستد دور پیغمبر و وقتی كه دارد حمله می‌شود بیاید و از پیغمبر محافظت كند بقاء رسول خدا این ملاك بود درست اینها را ما در تاریخ می‌خوانیم دیگر در جریان عاشورا و كربلا هم كیفیت اداره این روز توسط امام حسین هم می‌خوانیم به چه نحوه نسبت به افراد دیگر و اشخاص و اهل بیت خود حضرت نظر داشتند اینها همه را ما می‌خوانیم خب بالاخره یك روزی هم باید آن چه را كه خواندیم اگر موقعش پیش آمد پس بدهیم و تصور آقایان بر این است كه آن رشته ممدود بین الارض و السماء ما هستیم وجود ما وجودی است كه به ثبت الارض و السماء و فقدان ما فقدانی است كه تزول الارض و السماء بفقدان ما مائیم یعنی درست عكس این مسئله می‌آید برای ما این قضیه بقاء خود را بقاء دین و شریعت و اسلام می‌دانیم بنده خودم را عرض می‌كنم به كس دیگر كاری ندارم حالا اگر خیال می‌كنیم كه اگر بنده باشم دیگر همه چیز تمام است راه خدا تمام است مسئله تما م است اگر بنده بروم دیگر هیچ همه چیز به هم می‌ریزد سلسله ملك و ملكوت آن دیگر سررشته و نظام خودش را از دست می‌دهد این مسئله‌ای است كه می‌آید و برای ما شریعت می‌سازد برای ما می‌آید دین می‌سازد مسئله این طور است دیگر حالا توقع هم داریم كه افراد به ما نظرشان نظری باشد كه به زعمای ما بوده