اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر می‌کند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح می‌دهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید می‌کنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.

لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر می‌کند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح می‌دهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید می‌کنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت

18
  • یکی از ملاکات قرب به خدا

  • ایشان همیشه این را مى‌فرمودند:

  • آن فردى نزدیک‌تر است که خود را به توحید نزدیک‌تر احساس کند!

  • این ملاک را همیشه داشته باشید که هروقت خودتان را به توحید [نزدیک‌تر احساس کنید، نزدیک‌تر هستید] و توحید هم ملاکات و مظاهر و آثارش مشخص است؛ هروقت احساس کردید که نسبت به‌ کناری خودتان تفوق ندارید بفهمید که تازه مى‌خواهید یک چیزى بشوید! هروقت احساس کردیم که در این موقعیت ما جایگاهى داریم بفهمیم که به‌به! خیلى کار خراب است! آن‌وقت تا ته چاله رفتى و باید بلند شوى شش روز خودت را بشویى و تازه غسل کنى! هروقت احساس کردیم که نیاز ما به سایر دوستان بیش از احتیاج آنها به ما است تازه مى‌خواهد حرکتى انجام بشود!

  • ما اصلاً گاهى اوقات مشاهده مى‌کنیم که مثل اینکه افراد پرت هستند؛ غیر از آنچه که در زمان مرحوم آقا گفته شده پانزده سال هم بعد از مرحوم آقا حرف زدیم اما طرف مثل اینکه اصلاً متوجه نیست و همۀ مطالب را به این در و به آن در و به آن‌طرف مى‌زند! انگار وجود مبارک و نازنین مبرّیٰ از هر عیب و نقص و شین است! نه جان من! مسئله این‌طور نیست! ما این را احساس مى‌کردیم.

  • بنده قسم جلاله مى‌خورم که مرحوم پدرم وقتى که در خدمت استادش مى‌رسید اصلاً وجودى براى خودش در آنجا احساس نمى‌کرد یعنى حالات ایشان و وضعیت ایشان به این نحو بود نه‌اینکه بگوید که ما الآن 28 سال است که پیش آقا هستیم! یک وقت مرحوم آقا به ما فرمودند: میزانى که من در خدمت آقاى حداد بودم درست به اندازۀ میزانى بود که آقاى حداد در خدمت مرحوم آقاى قاضى ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ بود؛ دقیقاً هردو 28 سال بودیم! کِى این حرف را آقا زدند؟! این حرف را در آن وقتى که سنشان بالاى 60 سال بود و آقاى حداد از دنیا رفته بود، آن موقع حساب مى‌کردند نه آن موقع جوانی‌شان! ببینید! چقدر این مرد بزرگ هست و عزت دارد که تا دم مرگ استادش خودش را شاگرد او مى‌داند و دقیق به من مى‌گوید که درست ما 28 سال شاگرد ایشان بودیم، به همان مقدارى که درست 28 سال ایشان شاگرد مرحوم قاضى بود! حالا ما دو روز آمدیم اینجا روز سوّم ابرو را بالا مى‌بریم دهانمان را آن‌طرف می‌بریم! آقا چه خبر است؟! حالت خوب است؟! سردی‌ات نکرده؟!

/ 260