اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۰۶

4
  •  در صور مثالیه در صور مثالیه این مبدأیت اتصال برای رائی معلوم است كه این مبدأیت از كجاست وقتی كه مبدأیت بود خب مسئله را می‌فهمد متوجه می‌شود و نفس در این جا برای آن افرادی كه این ها اطلاع ندارند می‌آید خودش می‌سازد یعنی آن نفس در آن وضعیتی كه بود شما می‌بینید كه فتوای حرمت صادر می‌كند و وقتی این موقعیت نفس تغییر پیدا كرد می‌بینید فتوای حلیت بلكه وجوب صد و هشتاد درجه فرق می‌كند بالاخره یا این است یا این است دیگر هر دو كه نداریم این كه الان در امروز فتوای حرمت بوده تا وقتی كه قرنیه بچه خودش خراب نشده پاره نشده و وقتی كه می‌بینیم فردا فتوای وجوب پیدا می‌كند چون قرنیه پاره شده است این به خاطر این است كه نفس دو امر مختلف در دو موقعیت مختلف این را از خودش خلق كرده هم اولی را خلق می‌كند بر اساس آن موقعیت خاص و هم دومی‌را خلق می‌كند اینها كه خلق نشده بالاخره در عالم واقع یا الان پیوند قرنیه واجب است بر اساس حكم الله واقعی یا پیوند قرنیه واجب او حرام بینهما كه این چیزها نیست پس این كه من الان فتوای بر حرمت می‌دهم خلقت من است نفس من خلق كرده و فردا كه فتوای بر وجوب می‌دهم باز نفس من خلق كرده این خلقت نفس بر چه بوده بر اساس علل و اسبابی بوده حالا یا این علت داشته یا علت دیگر داشته یا فرض كن فلان داشته یا مثلا فرض بكنید كه طرف آمده بچه طرف بوده و این هم ده میلیون و صد میلیون چقدر از طرف می‌خواهد آن هم می‌گوید تا فتوا ندهی كه صد میلیونت را به تو نمی‌دهم حالا بچه خودش نیست این جا نیاز مالی عیب ندارد یكخورده بگوییم مسائل آن چه كه می‌گذرد آن چیزهایی كه این وسط هست و با این جا نمی‌دانم پدر خلق خدا را داریم درمی‌آوریم اینها با این نفسانیاتمان با این مسائل یكخورده مردم آشنا بشوند بفهمند كه اوضاع چیست یا به خاطر مسائل احساسی و عاطفی یا به خاطر مسائل مادی یا به خاطر مسائل شخصیتی و شئونات اجتماعی به خاطر اینها می‌آید و موقعیت جدیدی پیدا می‌كند در این موقعیت جدید دستگاههای مولده به كار می‌افتد این ماشین آلاتها این چرخ دنده‌ها این فرض بكنید كه اینها به كار می‌افتد یكدفعه تا دیروز خروجیش این بود امروز خروجیش وجوب شد ا عجب حاج آقا، حضرت آقا حضرت بندگان نمی‌دانم چه عرض كنم شما كه تا دیروز این حرف را می‌زدید نه مصالح تغییر پیدا كرده این مصلحت یكدفعه تغییر پیدا كرد خورشید یكدفعه فرض كنید كه از مغرب درآمد نه خورشید از همان مشرق است مصلحت بنده این است، این جا است كه می‌گویند به مكاشفه نباید عمل كنید به خاطر این است مكاشفاتی را كه افراد و آدمیان این مكاشفات را اظهار می‌كنند پدیده هایی است كه نفس آنها خلق كرده حالا این مكاشفه تمام این فتوا مكاشفه است همه مكاشفه این مكاشفه در عالم فتوا یك روز به صورت حرمت و روز دیگر به صورت وجوب ظاهر و اظهار می‌شود آن مكاشفات در این صور مثالیه منفصل آن جا كه دیگر مقام استدلال نیست بدون روایت آن می‌گوید حرام است بدون روایت می‌گوید واجب است آن جا دیگر این خدا این چیزها را برداشته راحت تر آدم را می‌رساند به آن چه كه می‌خواهد آن چه را كه باید خلق كند زود به آن مسائل می‌رسد این جا مكاشفات ما یكخورده مایه می‌برد هی كتابها را برمی‌داریم ورق می‌زنیم وسایل می‌آوریم شیخ را می‌آوریم فلان می‌آوریم می‌رویم سراغ كتاب خلاف شیخ طوسی بلكه یك فتوا از شیخ طوسی پیدا بكنیم كه مطابق با آرای ما باشد شیخ طوسی هم فتوا داده نگاه كن ببین شیخ هم این جوری فتوا داده این مكاشفات این جوری مایه می‌برد وقت می‌برد مطاله شب تا صبح می‌برد نگاه كردن می‌برد و سردرد گرفتن می‌برد آن مكاشفات نه چشمت را می‌بندی آقا این حرام است من دیدم برای این كه من دیدم نه كتاب را باز كردی خیلی راحت و آسان این مسائل را نفس در اختیار خودش و دیگران قرار می‌دهد لذا می‌گویند مكاشفات به آن ترتیب اثر داده نخواهد شد و ما بعد از زمان مرحوم آقا رضوان الله علیه دیدیم از این مكاشفات دروغین و قلابی مشاهده كردیم و بسیاری از اینها كلك و حقه بازیهایی بود كه خود افراد داشتند یعنی بدون این كه مكاشفه بكنند می‌گویند ما مكاشفه كردیم كه بنده در همان جلد دوم اسرار ملكوت نسبت به این ریشه مسئله اشاره كردم و مچ گرفتم و بعد دیدند كه حنایشان رنگ ندارد مشغول مقابله و مبارزه با ما شدند این قسم دوم این است كه بیچاره‌ها واقعا مكاشفه كرده بودند واقعا مكاشفه بوده ولی در تحت تأثیر قوای نفس قرار گرفته بودند و بر آن اساس آن هم مچشان را باز كردیم و بعد معلوم می‌شد كه قضیه چیست و بعد بر علیه ما اعلامیه صادر می‌شد خب این بخاطر چه بوده قضیه به خاطر این بوده كه ملاكهایی آن بزرگان در دست انسان قرار دادند و مسائلی در ارتباط با آنها برای افراد این حاصل می‌شود كه خب مشخص است كه این مطلب ریشه‌اش كجاست و از كجا این نشأت می‌گیرد و چه مقاصدی را و نتایجی را در پی دارد. این از آن باب برای انسان حاصل می‌شود درست شد خب امروز نسبت به این مسئله یك مقداری پرداختیم بد هم نبود بخاطر این كه مطابق با مقتضی الحال و اینها بود یك مقداری