
جلسه ۷۰۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مثل افلاطونی ـ 18/5/1431
جلسه ۷۰۶
9روستایی گاو در آخور ببست *** شیر گاوش خورد و بر جایش نشست حق همیمیگوید که ای مغرور کور *** نی زنامم پاره پاره گشت طور از اسم من كوه پاره پاره میشود آن وقت تو در این جا غرور دنیا تو را گرفته چشمان تو را بسته و نمیگذارد كه آن حقیقت توحیدی بر تو تجلی كند اگر آن بفهمد كه این كه الان دارد دست میكشد شیر است
گفت شیر از روشنی افزون بدی *** زهرهاش بدرید و جگر پرخون شدی زهرهاش میتركد كه این خیال میكند كه آن هم هیچ چیز نمیگوید صدایش را در نمیآورد دست به دمش میكشد خیال میكند دم گاو است به سرش میكند خیال میكند سر گاو است تا كم كم كم كم آشنا كه میشود شبهه در او پیدا میشود كه قضیه چیست آماده كه شد این نكند حالا یك حیوان دیگر است و یك چیز دیگر است این نفس كه كم كم آماده میشود برای پذیرش پدیده جدید آن موقع صبح میشود و نور از این شیشه وارد طویله كه میشود چشمش میافتد عجب این شیر بوده از دیشب تا حالا به این دست میزده و این به این نحوه برخورد این اگر از آن اول یكدفعه چه میشد قالب تهی میكرد آن وقت در اینجا ایشان میخواهد بفرمایند كه من در این جا این هستم ما در این جا این شیرهستیم و كسی كه در این جا میآید خلاصه همه وجودش همه چیزش را باید از دست بدهد و از بین ببرد انشاءالله
تلمیذ: فرمودید كه آقای حداد فتوحات میخواندند
استاد: ولی در عین این مسئله احترام، وقتی كه فتوحات را میخواندند به مرحوم آقا میفرمودند من وقتی این فتوحات را میخوانم این مطالب را به خود عرضه میكنم با وضعیت خودم این مطالب را مقایسه میكنم و به میزان آن ادراك نسبت به این مسائل نمره میدادم الان من دارم میگویم ایشان كه نمیگفت این هجده است این نوزده است این مثلا حالا نمرهاش شانزده است این چه چون احساس میكردند كه در این مسائل خب هنوز شاید مطالبی عمیقتر دقیقتر و راقیتر وجود داشته باشد و خیلی باعظمت نگاه میكردند به این قضیه مسئله فتوحات و مطالب خیلی
