
جلسه ۷۰۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مثل افلاطونی ـ 18/5/1431
جلسه ۷۰۶
5تلمیذ: شما مكاشفه كلًا كه نفی نمیفرمائید و لااقل علمی هم نمیتواند از عالم مثال پیدا كند مثلًا كسیكه امام زمان را زیارت كرده در عالم مثال در حالی كه میبیند در ماده واقع هم تأثیراتی گذاشته طرف گمشده است در بیابان یك مرتبه میبینید در شهر است میگوید یك آقایی آمد من را رساند
در حالی كه ما میگوئیم این مكاشفه بوده پس چگونه این عالم منفصل با متصل ارتباط برقرار كرده
استاد: البته همان طوری كه خدمتتان سابق بر این مسئله عرض كردم در این تغییر و تحولات و حوادث ظاهری لازم نیست حتما حضور فیزیكی در این جا باشد ممكن است در عالم مكاشفه تصرف در مثال شده و به واسطه علیت مثال در ممثل كه همان عالم شهادت باشد تغییر و تحول در آن جا پیدا بشود كه خیلی از موارد به این كیفیت بوده یعنی اگر یكدفعه یك كسی آمده این دلیل نیست كه این طور بوده آن مكاشفه برایش آمده مكاشفه درستی بوده یعنی رویا رویای صادقه است یعنی رویا نه منظور خواب رویا یعنی آن شهود واقعی بوده اما لازم نیست كه خود فیزیكی خود حضرت بوده یا یكی از افرادی كه متصل بودند تصرف امام علیهالسلام در مثال است كه او را از این جا به آن جا میبرد نه این كه بیاید حضرت دستش را بگیرد بیا هم راه برویم یكی دو تا برویم
لذا عرض كردم اینها میتواند مخلوق باشد چطور ممكن است دیروز آن طور بگوید و امروز گونه دیگر بگوید پس این هم دیروزش مخلوق است و هم امروزش مخلوق است مال آن كسی مخلوق نیست كه در آن پدیده و در آن ظهور دخالت نكرده باشد نفس واقع را ببیند و آن نفس واقع را بیان كند نه این كه بیاید واقع بسازد آن ساختن یعنی همین كه الان بنده دارم به شما فتوا میدهم فردا فتوای بنده فرق میكند اصلا من امروز دارم میسازم نه این كه واقع را ببینم من هستم كه دارم واقع را میسازم و آن مختلق خودم را به عنوان یك حقیقت واقعیه و خارجیه دارم ابراز میكنم آن مختلق فردا میآید مختلق دیگری خواهد شد پس حرفش مختلق است
