اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مُثل افلاطونی و جایگاه آن در علم عنایی

تبیین حقیقت اتصال حکما به عالم غیب و توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» در نظام هستی و ارتباط آن با «علم عنایی» الهی می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و تعصب‌آمیز نسبت به آرای حکمای یونان آغاز می‌شود؛ رویکردی که مانع از درک حقیقتِ اتصالِ نفسِ این حکما به عالم غیب و ادراکِ حقایقِ هستی می‌گردد. استاد با تأکید بر لزوم قضاوت بی‌طرفانه و آزاداندیشی در مباحث علمی، بر این نکته پای می‌فشارند که حقیقت، منحصر به زمان یا مکان خاصی نیست و باید با نگاهی توحیدی به پدیده‌ها نگریست. در ادامه، ضمن اشاره به کیفیتِ سلوک و مراقبه در مسیرِ اتصال به مبدأ، تفاوت میان «تظاهر به ولایت» و «ولایتِ حقیقی» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با بررسی رفتارهای اولیاء الهی، بر لزومِ تشخیصِ ملاکاتِ واقعیِ شرعی در افعالِ آنان تأکید کرده و حقیقتِ صدق و اخلاص را معیارِ اصلیِ تمیزِ ولیّ از غیرِ ولیّ معرفی می‌کنند.

مُثل افلاطونی و جایگاه آن در علم عنایی

6
  • نفس، نفس است دیگر فرق نمى‌کند! چه شما روى این نفس کلاه بگذارید و چه عمامه بگذارید، یکى است! عمامه باعث تطهیر نمى‌شود والاّ جناب عمر سعد هم عمامه داشت! جناب یزید که آمد پسر پیغمبر را کشت، ایشان عمامه داشت! همین آقای ابن زیاد که آمد آن مسائل را انجام داد، عمامه داشت! اینها همه عمامه داشتند؛ شریح قاضى، کسروى‌ و سید ضیاءالدین طباطبایى عمامه داشتند، سید نصرالله تقوى و سید حسن تقی‌زاده عمامه داشتند دیگر! اگر قرار باشد عمامه بیاید انسان را تطهیر بکند، آدم از فردا عمامه مى‌گذارد و بعد هم مستقیم به بهشت مى‌رود! نه‌ آقاجان! عمامه این کار را نمى‌کند. عمامه تازه وسیله است براى اینکه آنچه که در نفس هست بتواند ظهور و بروز پیدا بکند!

  • معنای تقیه

  • امام صادق علیه‌السّلام در آنجا با این عملشان تقیه کردند؛ تقیه یعنى انجام دادن یک فعلى براى حفظ و صیانت از مصالح اخروى با پوشش غیرواقعى و غیرحقیقى. حضرت مى‌فرمایند: ﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ﴾ من از ملک و ملکوت تا روز قیامت را خبر مى‌دهم آن‌وقت نمى‌دانم که کنیزم رفت پشت پستو مخفی شده است؟! این مسئله خنده‌دار نیست؟!

  • مثل افلاطونیه؛ سلسلۀ علّى از علم عنایى

  • در باب مثل افلاطونیه امروز بحث را [شروع می‌کنیم] إن‌شاءالله بقیه برای جلسۀ بعد باشد. مثل افلاطونیه مسئله‌اى است که به سلسلۀ علّى از علم عنایى برمى‌گردد؛ یعنى اصل و حقیقت این پدیده و تفکر مثل افلاطونى ـ که در بعضى از تعابیر از او به مثل الهى هم تعبیر شده ـ به علم عنایى برمى‌گردد که علم عنایى در ذات الهى قبل از تکوّن عالم خلق به چه چیزى تعلق گرفته است و این وجود علمى ‌اشیاء در ذات الهى به چه نحو بوده است. خب شکى بر این نیست که بالأخره عالم کون و فساد محتاج به بستر زمان است و زمان یکى از علل موثرۀ در این تکوّن است همان‌طورى‌که مکان هم به همین کیفیت است و طبعاً زمان حقیقت متدرّجُ الحصول است و باید این حقیقت، حقیقتى باشد که در انمحاء آن و تولد و تکوّن آنِ بعد باشد و از این انمحاء و تکوّن جدید تعبیر به فساد آورده مى‌شود که البته تعبیر صحیحى نیست و راجع‌ به این مسئله إن‌شاءالله عرایضى هست گرچه مطالبى را که در باب حرکت جوهرى عرض کردیم و اختلاف این مبنا با آنچه که مورد نظر است در ادراک صحیح این فصل بسیار موثر خواهد بود؛ یعنى کیفیت ارتباط ربط بین حادث و قدیم در قضایا و در پدیده‌ها و همین‌طور در ادراک صحیح از حرکت جوهریه و در اشکالى که بر حرکت جوهریه هست بر مبنایى که عرض شد، این مسائل ما را بسیار کمک خواهد کرد تااینکه ببینیم آیا آنچه را که این بزرگان به‌عنوان مُثل الهى در علم عنایى حق مطرح کرده‌اند به‌ همین کیفیت است یااینکه صورت و شکل دیگرى دارد؟