اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/5/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۵

5
  •  تلمیذ: یعنی تعمداً اولیاء خدا اشتباه می‌كنند؟

  •  استاد: اشتباه نه یعنی در مقام نفس و در مقام ظهور نمی‌خواهند آن حقیقت را بیاورند به خاطر ادب است كه اشتباه با امام نگیرند. یك وقت مردم نیایند و خیال كنند كه امام اشتباه نمی‌كند امام عصمت دارد و باید این عصمت حفظ بشود او وظیفه‌اش است فرض كنید كه امیرالمومنین تأدباً بیاید به من امیرالمومنین نگویید حق ندارد لقب امیرالمومنین باید باشد و خود امام زمان هم نمی‌تواند به خودش امیرالمومنین بگوید امام زمان به ما می‌فرماید باید به جدّم این لقب گفته بشود و روی این حساب تكلیف الهی است و ائمه نمی‌توانند اشتباه كنند ائمه نمی‌توانند خلاف كنند وقتی كه امام صادق علیه‌السلام در آن مجلس كه نعمان بن ثابت ابوحنفیه این حضور داشت و آمدند با یك حالت گفتند كه چه مردم راجع به ما می‌گویند كه ما علم غیب می‌دانیم من الان كنیزم آمده این حرف من را عمل نكرده می‌خواهم تنبیهش كنم خودش مخفی كرده و دنبالش می‌گردم ولی پیدایش نمی‌كنم آن وقت مردم می‌گویند ما علم غیب داریم ما اطلاع داریم وقتی كه این حضرت گفت الان یك مسائلی است كه روی این روایت خیلی مانور می‌دهند یعنی یكی از مسائل این است ولی خب چرا ذیل روایت را نگاه نمی‌كنید وقتی كه رفتند بیرون مجلس تمام شد و منقضی شد دو سه نفر از اصحاب تا آن جایی كه در نظرم است یكی از آنها ظاهراً داوود رقّی بود كه رفتند و بعد از ده دقیقه برگشتند و رو كردند به حضرت گفتند یابن رسول الله ما كه می‌شناسیم آخر این چه حرفی بود شما زدید حضرت فرمودند این آیه را نخوانده اید وَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ1 این همان خنده آقا است و این كل شیء احصیناه فی امام مبین همان لبخند است حضرت فرمودند فلانی در مجلس بود باید تقیه می‌كردم اگر حضرت بلند شوند بیایند و خلاصه غیر از آن چه كه هست یك چشمه دیگر نشان بدهند می‌دانند این مرتیكه بی دین لامذهب حرام زاده این چطور غلیان پیدا می‌كند آن احقادش و آن كینه‌هایی كه در دل دارد نسبت به امام و بلند می‌شود به سعایت كردن ولی هنگامیكه این جور گفتند طرف فكر می‌كند حضرت مثل خودمان است و از نظر اجتماعی و ارتباطات اجتماعی خیلی با ما فاصله ندارد و الا اگر این بگیرد بنشیند و پنجاه نفر هم گرفتند نشستند و حضرت بیاید یك چشمه دو چشمه سه چشمه یكی پس از دیگری هی بیاید نشان بدهد این بدبخت همان جا بلند می‌شود می‌رود پیش منصور به سعایت كردن و می‌گوید چه كار داری می‌كنی این دارد همه زندگی را می‌بینید و می‌داند در این دنیا چه خبر است این را قبول ندارد آن را قبول دارد، مرامش و مكتبش چیست؟ تمام اینها فقط به خاطر این كه آمد یك حرف یكخورده بالاتر زد یك دو نفر بیشتر به او توجه كردند نفس نفس است دیگر فرق نمی‌كند چه شما روی این نفس كلاه بگذارید چه روی این نفس عمامه بگذارید یكی است عمامه باعث تطهیر نمی‌شود والا عمر سعد هم عمامه داشت یزید كه آمد پسر پیغمبر را كشت ایشان عمامه داشت. ابن زیاد و شریح قاضی عمامه داشتند، كسروی‌ها و سید ضیاءالدین طباطبایی اینها عمامه داشتند، سید نصرالله تقوی سید حسن تقی زاده اینها عمامه داشتند دیگر اگر قرار باشد عمامه بیاید انسان را تطهیر بكند، انسان از فردا عمامه می‌گذارد و بعد هم یكراست می‌رود در بهشت، نه آقاجان عمامه این كار را نمی‌كند عمامه تازه وسیله است برای این كه آن چه كه در نفس است بتواند ظهور و بروز پیدا بكند

    1. سوره يس (٣٦) ذيل آيه ١٢