
جلسه ۷۰۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/5/1431
جلسه ۷۰۵
3مرد آن است که گیرد اندر گوش *** بر نوشته است پند بر دیوار بسیاری از مطالبی را كه انسان میتواند استفاده كند مطالبی است كه دیگران گفته اند و افراد دیگر رسیدهاند من یك كتاب روانكاوی بود از یك روانكاوی كه فعلا هم حیات دارد و یهودی است و بسیار فرد معتقدی است و در اتریش است من یك وقتی این را مطالعه میكردم و یك مطالبی هم نوشته بودم و الان نمیدانم كه آن كتاب كجاست قرار بود روی آن به اصطلاح بررسی بشود و اصلًا به طور كلی یك تطبیقی بین روانكاوی اسلامی و روانكاوی غربی ما انجام بدهیم یعنی با آن تمهیدات ولی دیگر آن مسئله عقیم ماند من وقتی كه این كتاب را مطالعه میكردم میدیدم عجیب بسیاری از دیدگاههایی كه این نسبت به اتصال انسان با مبدأ مطرح میكند چیزهای است كه ما به او اعتقاد داریم چیزهایی كه خود ما اعتقاد داریم حالا یك فرد یهودی است حالا تا میگوییم یهودی یعنی تمام شد دنیا دیگر به آخر رسید، نه یهودی ممكن است كه یك مطالبی را بگوید كه مطابق با حق باشد، یك نصرانی ممكن است مطالبی را بگوید كه مطابق با حق باشد یك بودیسم ممكن است یك مطالبی را بگوید كه مطابق با واقع باشد همه اینها انسانند همه اینها بندگانند و همه اینها نفس دارند و همه اینها به مقدار صفا و خلوصشان میتوانند كسب فیض كنند و كسب فیض فقط اختصاص به بنده و امثال بنده ندارد نخیر همه افراد هستند كه اینها به مقتضای خودشان و مقتضای نفس خودشان و میزان اتصال خودشان و میزان استضعاف خودشان میتوانند به بعضی از مطالب و مبانی برسند و در خیلی از این مواردی بود كه من همین طور حواشی یادداشت میكردم میدیدم كه مسئله مطلب غلطی نیست ولیكن مطلب ما فوقی وجود دارد و آنها را به اصطلاح میبایستی كه باید مورد توجه قرار بدهیم خب این دیدگاه اگر در ما پرورش پیدا بكند چقدر قضاوتهای ما عوض میشود چقدر مسائل فرق خواهد كرد چقدر به پدیده ها و حوادث به دیده دیگری نگاه میكنیم دیدگان ما چقدر باز خواهد شد نفس ما چقدر سعه پیدا خواهد كرد و در ارتباط با افراد و اشخاص دیگر خودمحور نخواهیم بود خود محوری را كنار خواهیم گذاشت و باب حقایق را برای همه باز خواهیم كرد و خود را جزئی از این دریای متلائم خلائق كه برای هر كدام از اینها نصیب خاص مفروضی وجود دارد میبینیم نه حاكم و مقدِّر و مشرف بر این دریا در حالتی كه خودمان قطرهای بیش نیستیم تازه اگر آن قطره باشیم این به اصطلاح مسائل لذا ما در مطالب فلاسفه و حكمای یونان ما به مطالبی برخورد میكنیم كه این مسائل مسائلی است كه حاكی از كیفیت اتصال نفس آنها با عالم غیب است و به واسطه آن اتصال است مگر این حكمای یونان در سلسله تاریخ و بستر خلقت آدمیان نبودند مگر اینها در همان زمانهایی نبودند كه پیغمبران هم بودند مگر اینها در زمانهای لقمان و امثال لقمان و موسی و عیسی و فرض كنید كه ادریس و اینها نبودند مگر آنها انبیاء نبودند خب اینها هم افرادی بودند كه متصل بودند و دارای عقل و ارتباط و حال بودند اینها هم اهل مراقبه بودند اینها هم اهل سلوك بودند و به میزان سلوكشان و صفای خاطرشان اینها مطالب را ادراك میكردند همین كه اسم حكمای یونان میآید یكدفعه میگویند آقا این حرفها چیست ما نمیگوییم همه این مطالب صد درصد درست است ولی چه كسی همه مطالبش صد درصد درست است شما بیایید بگویید كدام فقیهی همه مطالبش صد در صد درست است آن فقیهی كه صبح یك فتوا میدهد غروب فتوایش را عوض میكند همه مطالبش درست است آن مفسری كه امروز یك تفسیر میكند فردا تفسیرش را تغییر میدهد همه مطالبش درست است خب یا این است یا آن است دیگر این كه معنی ندارد چطور شد فقط این چوب و چماق تكفیر باید بر سر حكمای یونان بخورد اینها مطالبشان مطالب خلاف است مطالب از یونان نه مطالب همین الان چرا یونان فرض میكنید كه همین الان در روز شنبه نمیدانم چندم ربیع است جمادی است نمیدانم جمادی است در روز شنبه ١٤٣١ در جمادی فرض كنید كه یك شخصی به نام افلاطون هست و میگوید كه آقا نظر من این است خب شما چه میگویید بنده هم اهل یونان هستم آن آقا میگوید و نه اهل غیریونان من اهل همین قم و مدرسه فیضیه و همین جا هست بسیار خب حالا یا حرفت درست است یا غلط است دیگر حالا اگر یك فقیهی فرض بكنید كه در زمان برگردد به عقب و زمان یونان برسد شما نسبت به او چه نظر میدهید همین مطالب را و همین كتابها را فقط یك زمان در این جا برداشته شده این جا است كه خیلی از مبانی عوض میشود خیلی از مطالب تغییر پیدا میكند و آن پرده تحجری كه دیدگان ما را گرفته است در زمان در این جا آمده فاصله شده آن زمان كنار میرود و خود اصل و واقع مطلب و حقیقت قضیه و لب مسئله آن برای انسان حاصل میشود و دیدگاه انسان را نسبت به واقعیت روشن میكند و نفس انسان را پذیرای برای همه نوع مقابله با حقایق میكند
