
جلسه ۷۰۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/5/1431
جلسه ۷۰۵
10تلمیذ: فی الجمله .. مثلًا در مقام تلویح باسم بعضی وقتها این حال برای ما به دست میآید
استاد: عمه بنده هم همین طور است یك شب خواب میبیند فردا چه كسی است كه نبیند فی الجمله پیدا میشود خب بله فی الجمله ولی حالا یك وقتی فرض كنید كه در صد تا مورد دو تا مورد است یك وقتی میبینی در صد تا مورد دو تا مورد این طرفی است ٩٨ تای آن چرت است پنجاه تا شصت تایش چرت است بله شما یك وقتی یك خوابی میبینی بله برای من هم گاهی اوقات فرض بكنید كه از این تصورات و تخیلات و از این حرفها پیدا میشود برای شما هم پیدا میشود برای هر كسی خلاصه این مسئله هست این غیر از این است كه فرض بكنید كه انسان در ارتباط با ولی الهی ببیند نه این طرف این است این این كاره است وقتی كه فهمید این كاره است حالا در یك جایی یكدفعه اشتباه كرد این دیگر نمیآید اساس را از بین ببرد میگوید به جهتی بوده یك علتی داشته خود آدم میفهمد و رد میكند و رد میشود والا اگر آدم یك اشتباه یك درست یك اشتباه من هم خودم همین هستم دیگر یك اشتباه یك درست دو تا اشتباه یكی درست سه تا اشتباه یكی درست خب اینها كه الی ما شاءالله ما در عمرمان دیدیم نه ادعای ولایتی كردند بیچارهها نه چیز بنده كسی را میشناختم كه در همین جا شما هم میشناختید به رحمت خدا هم رفته خب هر استخارهای كه میكرد میگفت خود بنده در مجالسی حضور داشتم افرادی میآمدند از سیر تا پیاز آن مورد را میگفتند یك موردش هم من نشسته بودم یك شب جمعهای بود دو سه نفری بودند خیلی با آنها چیز نداشت یك جوانی آمد گفت كه من یك دختری را میخواهم اتفاقا پدر و مادرم هم مخالفند میخواهم ببینم می توانیم انجام بدهیم یا نه این یك كاغذ درآورد یك اعدادی را شروع كرد به نوشتن یك دو سه دقیقه طول كشید حالا میگوید ولی خدا چیست بدهید من یك دو سه دقیقه طول كشید یك چیزهایی نوشت گفت موردی كه شما میخواهید بروید چشمش این جوری است یك سیاهی در سفیدی سمت چپش هست یكدفعه آن جوان دهانش باز ماند خب این در كجای این كاغذ این آمده مگر این آیینه است كه این چشم دختر را در فلان شهر نشان بدهد و این طور است و یك عیب دیگری دارد و در ضمن بدان كه الان كلیه سمت چپ او ناراحت است فورا به دكتر مراجعه بكن و این برای تو خوب است بعد از یك ماه دیگر یك قضیه پیش میآید بین فامیل او و بین فامیل تو این نغار برطرف میشود و این وصلت انجام میشود غصه نخور خب همین طور شد شما از یك ولی خدا دیگر چه میخواهید بالاتر از این چه میخواهید بیچاره نه میگفت من ولی خدا هستم نه هیچی دیگر هیچی نمیگفت حتی راجع به بنده هم گفت، خوب است؟ من دیگر توضیح نمیدهم ولی وقتی كه همین شخص را من وقتی كه ملاحظه میكنم میبینیم كه در آن جایی كه باید تسلیم تقدیر خدا باشد آن جا به یك جور دیگر عمل میكند تمام شد این آدم خوب و صالح است ولی آن یك مسائل دیگر است حالا آدم میآید مرحوم آقا مشاهده میكند و چه میگوید؟ میگوید این ولی است این كه میگویم ملاكات شرع در نفسش این حك شده باشد و اتحاد به نحو وحدت و عینیت پیدا كرده باشد آن خودش را نشان میدهد آن نیازی به این مسائل ندارد برخوردها و جهت گیریها، یك ملاك شرع من به شما بگویم و آن اینكه اگر كسی در حال خطبه كردن زنی میباشد كراهت دارد انسان آن دختر را خواستگاری كند و وارد این خطبه شود، در حالیكه وقتی دارم با چشمم دارم میبینم یك همچنین قضیه انجام گرفته چه بگویم تمام شد این چیزی است كه در توضیح المسائل این را نوشتنهاند دیگر كه وقتی پسری فرض كنید كه یك موردی را میخواهد و صحبت هم شده و هر دو طرف بر این مسئله متمكن شدند یعنی قرار گرفتهاند یك شخصی بلند شود بیاید بگوید نه آقا آن دختر را برای پسر من انتخاب كنید معلوم است بابا این دكان و دستگاه است این كه دیگر نیازی رمل و اسطرلاب انداختن ندارد ولی در یك جای دیگر همین ولی الهی كه میبینید برای فرزند خودش آن چنان عمل میكند كه انسان میگوید این اصلا قصد دشمنی با فرزندش را دارد والا این جوری عمل نمیكرد یعنی به نحوی برخورد عادلانه و از روی واقع و حق است كه اصلا به ذهن انسان خطور نمیكند كه میخواهد جانب بگیرد و فقط رعایت مصلحت و مشیت الهی را دارد در این جا در نظر دارد برای خودش قرار میدهد آدم یونجه نخورده میفهمد آن چه كه برای ما ارزش داشت حالات مرحوم آقا رضوان الله علیه اخبار از غیب و اینها نبود اخبار از غیب را از دیگران هم شنیدم اینها خیلی از افراد هستند آن چرا كه برای ما مهم است تست كردن ایشان در این موارد بود كه ما میدیدیم كه این نفس نفسی است كه با عالم ملاكات وحدت پیدا كرده مخلَص شده نه مخلِص متواضع نیست حقیقت او حقیقت صدق شده این برای ما ارزش داشت ولی با غیر از اینها نه چیز نداشت.
