اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/5/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۵

9
  •  تلمیذ: برای ما كه دوریم این را می‌شود از دور تاریخ را بررسی كنیم و آن افرادی كه در محضر مولا امیرالمؤمنین بودند طبق فرمایش جنابعالی باید یك چند سال بی‌طرفانه نگاه به قضایا می‌كردند بعد ولایت حضرت را می‌پذیرفتند

  •  استاد: نه چند سال نمی‌خواهد آقا یك هفته با امیرالمومنین بودن می‌رساند یك هفته چند سال یك ساعت شما یك ساعت با امیرالمومنین بنشین بیطرف آنی كه باید بیاندازد می‌اندازد بله یك ساعت بیطرف نیم ساعت ماهها نمی‌خواهد از هر اشاره ابرویش یك علامت به انسان می‌رساند از هر خنده‌اش یك نشان به انسان یاد می‌دهد از هر كلامش از هر خطورش از هر حركتش از هر در زدنش از هر آوردنش اولیاء خدا نیاز ندارند این كه می‌گویند افراد باید بنشینند مدتها این برای ماها و عوام و فلان است و الا اگر بلند شود انسان برود و پیش امام علیه السلام بنشیند آخر ما داریم امام را با خودمان مقایسه می‌كنیم بابا امام ولی است ولی مسلط بر نفوس است، ولی مسلط بر ضمائر است، ولی مشرف بر حقایق و بواطن است، امام صادق مشرف است، امام صادق تمام زوایای مخاطب در دست او است وقتی احساس بكند بر این كه او دنبال مطلب است آن طرف از هزار تا شق القمر برایش با همان یك نگاه بالاتر است قضیه مسئله امام این كه می‌گویند بلند شویم بگردیم بخاطر ضیق خناق است كه می‌گویند بروید بگردید به خاطر این كه هر كسی فردا نیاید بگوید كه بند هم یك نظر انداختم نمی‌دانم من هم این كار را می‌كنم این همه شعبده باز و حقه باز و منافق و این حرفها وجود دارد دیگر این همه وجود دارد البته بنده بیش از این نمی‌گویم كه ما بعد از مرحوم آقا چه دیدیم این حرفها برای این زدم آن افراد غریبه‌ای كه می‌گفتند كه ما بر نفوس اطلاع داریم ما بر ضمائر اطلاع داریم ما بر مسائل اطلاع داریم و با این حرفهای خودشان فریفتند و گول زدند و به انحراف كشاندند چطور نفهمیدند آن وقتی كه دارند از ایشان آتو می‌گیرند بفهمند چرا نفهمیدند چطور نفهمیدند كه آن چیزهایی كه الان قایم شده و دارد از اینها آتو می‌گیرد و مسائل را چطور آنها را نفهمیدند هان به گفتن كه نیست فرض كنید كه آدم یك چیزی بگوید كه ما اشراف بر نفوس داریم شما كه اشراف بر نفوس داری چطور غرض آن میزبانت را نفهمیدی چطور نفهمیدی دارند چه دامهایی می‌اندازند برای این كه افراد را به جاهای دیگر بكشانند مگر نمی‌گویی ما مگر ما مدعی نیستیم من به یكی از این افراد كه همین مطالب را می‌گفت دید جلوی ما كه دیگر نمی‌تواند ما كه دیگر جزو قضیه هستیم، گفتم مگر شما مشرف نیستی گفت آره گفتم من چه نیتی كردم من یك نیتی كردم هر چه چرتكه انداخت این چه حرفی است داری می‌زنی آقا چه مسائلی داری می‌گویی هر چیزی یك حسابی دیگر آخر آدم امروز توانستیم دو نفر را بفریبیم فردا این فریب را رو می‌شود فردا این حیله ما رو می‌شود برای فردا چه فكری كردی