
جلسه ۷۰۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/5/1431
جلسه ۷۰۵
2اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بحث مثل افلاطونی یك بحث خیلی مهم و در عین حال پرمطلبی است و طبعا مواردی در نظر هم هست اگر بخواهیم من الان به نظرم آمد كه اگر اول این را شروع بكنیم بعد كه چون بی ارتباط نیست آن مطلب با این بحث ولی اگر بخواهیم این بحث را شروع كنیم احتمالا به تعطیلات كشیده میشود آخر سال و آن چه كه مورد نظر شما است انجام نمیشود گرچه بهتر این است كه بعد از این باشد پس بنابراین فعلا بایستی این را مطرح نكنیم.
به نظرم اگر این را بعد از این شروع بكنیم بهتر است چون قضیه مثل افلاطونی برمیگردد به سلسله علل طولیه و اگر این باشد بهتر است بله خب حالا میخواهید همین این را فعلا مطرح میكنیم و انشاءالله كه در ضمنش از آن مطالب هم عرض میكنیم بحثی كه راجع به مثل افلاطونیه مطرح شده از زمان سابق این مطلب بوده یعنی از خود زمان افلاطون و قبل از افلاطون كه سقراط ایشان پایه گذار مسائل اشراق بودند راجع به عالم مثل مطالبی دارد و این مسئله را ما باید توجه داشته باشیم كه مطالبی كه از حكمای یونان اینها به دست ما رسیده است این اسم یونانی یك قدری مسئله را برای ما مستغرب قرار داده و با یك دیدگاه نامناسبی ما به این مسائل نگاه میكنیم اگر این اسم و پسوند را شما از این عنوان بردارید حكمای قدیم بگویید ذهن خیلی استیحاشی از برخورد با این مطالب و این مسائل ندارد البته این یك مسئلهای است كه متأسفانه دامن جامعه علمیرا گرفته است كه توجهش به مبانی توجه به ظاهر و اعتبارات است و همین مسئله است كه نمیگذارد ما رشد كنیم و فكرمان باز بشود و نسبت به مسائل دیدگاه بهتری داشته باشیم همین كه احساس بشود یك مطلبی از یك جایی كه به نظر قدری ناآشنا میآید رسیده است فورا در مقابل او ما میایستیم و با یك دیده تحقیر به او مینگریم گرچه آن مسئله صحیح باشد و همین كه یك مطلبی از یك شخصیتی مورد قبول و مورد پذیرش است به دست میرسد در همان اول نفس در قبال آن مطلب تعظیم میكند و خاضع میشود در حالتی كه دو زار این مسائل ارزش ندارد تا وقتی كه یك شخص پست و مسئولیتی پیدا نكرده در خیابان راه برود مردم جواب سلام او را هم نمیدهند ولی همین كه یك موقعیتی پیدا میكند همین كه همه گوشها هیچی دماغ و دهانشان هم تبدیل به گوش میشود و پرده صماخ و آن اعصاب شنوایی و خیال این همان كسی است كه دیروز فرض كنید كه در خیابان راه میرفت و یك كت و یك شلوار پوشیده بود دیگر این كه دیگر و اصلا شما را نمیشناختی كه فرض كنید كه این چند سانت قدش است و وضعیت او چطور است حال چه شده كه باید همه در مقابلش خاضع بشوند و كسی نباید صحبت بكند اما اگر یك مسئله ای از یك شخص دیگری بخواهد بشود نسبت به او موضع میگیرند و نسبت به او اگر یك شخص عادی باشد كلاهی باشد یا این كه فرض بكنید كه طلبه ای باشد كه شخص معروفی نباشد دیدگاه از اول یك دیدگاه بی اعتنا گونه است نسبت به مسئله و این صحیح نیست این طرز تفكر و این بینش و این دیدگاه دیدگاه یك فرد علمینیست
