اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/4/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۴

8
  •  خدا رحمت كند یكی از دوستان بود سابق به رحمت خدا رفت خلاصه این حالات خوبی داشت در بعضی از اوقات یك حالات خاصی و حالات وجدی پیدا می‌كرد یك دفعه من در كنارش بودم یك صحبتی بود داشتیم جایی می‌رفتیم كنار یك منزلی ایستاده بودیم قبل از این كه در بزنیم خلاصه این یك حالت شعفی بر او پیدا شد و یكدفعه ما را گرفت انداخت بالا با این كه زور من پیش‌تر وزنم هم از او سنگین‌تر بود سه متر و نیم من رفتم بالا پشت بام خانه را دیدم همدان هم نبود همین قم بود پشت بام منزلی را كه بود دیدم كه در آن منزل آلو گذاشتند خشك بشود آن منزلی كه تقریبا ٤ متر بود سه متر و نیم بالاتر بود بله ٤ متر یك طبقه بود ولی من رفتم، بعد ما را گرفت گفتم فلانی این چه بود گفت حالا به كسی نگو بابا آبرویمان را نبر این الان در این وزن واقعاً وزن ٦٠ كیلو بودم كمتر نبودم بله ٦٠ كیلو را داشتیم آن موقع‌ها چطور خودش ٣٠ كیلو نمی‌تواند بردارد یك كیسه برنج را نمی‌تواند بردارد دیسك گرفت بیچاره اصلًا یك مدتی افتاد یك كیسه برنج از بقالی گرفت برد خانه این سی كیلو را نتوانست بردارد ولی این چطور ٦٠ كیلو من را انداخت بالا این آلو را دیدم كه گذاشتند خشك بشود و این حرفها این چطوری انجام می‌شود؟! این همین یعنی وقتی كه روح می‌آید این بدن را در تسخیر خودش می‌گیرد نه این كه وزن زیاد می‌شود آن وزن را می‌گیرد اگر من هم باشم یك فوت كنم می‌رود بالا آن وزن و ثقل وقتی گرفته می‌شود چه حالا ٦٠ كیلو باشد چه ٦٠٠ كیلو باشد یكی است! چون ماده می‌آید در تسخیر قوای آن جنبه فاعلی قرار می‌گیرد دیگر بین ٦٠ كیلو و ٦ كیلو و لذا فرقی دیگر نیست اگر فیل هم بود همین كار را می‌كرد اگر فیل ١٢ تنی هم بود این كار را می‌كرد می‌رفت آلوچه را هم آن بالا می‌دید چه خبر است و وقتی رفتیم خانه یارو گفتیم كه ببینیم شما آلو خشك نمی‌كنید گفت كه چرا خشك می‌كنیم گفتیم حالا دارید حالا به روی خودمان هم نیاوردیم ما گفتیم دارید برو یك خورده بردار بیاور این حرفها گفت چطور شده شما به فكر آلو افتادید سر ناهار! گفتم خب هوس كردیم دیگر گفتیم هوس كردیم آلو برداشته بود گوجه بود چی بود هم سیاه بود هم زرد بود خلاصه یكی دو كیلو از او برداشتیم این بلند كردن صرفید!! برای ما و الا یكیش هم برای ما نمی‌آورد ما رفتیم در آن جا كشف سر كردیم اسرار را كشف كردیم دو كیلو آلو هم نصیب ما شد گفتم بیا فلانی نصفش مال تو بیا این پورسانت تو گفت همشهری چانه‌اش را من زدم تو به من نشان دادی نصف نصف لی نصف لك برادرانه تقسیم كردیم خدا بیامرزد او را