اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/4/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۴

6
  •  شما ببینید این روش روش بزرگان بوده چقدر اینها مواظب بودند چقدر مواظب بودند كه یك حقی ضایع نشود و یك مسئله‌ای هست، بپذیرم حق است باید پذیرفت بپذیرم اما این كه ما خیلی خب اوضاع عوض شده است ها خیلی عوض شده اصلًا سیاه سفید شده سفید سیاه شده كه یك شخص این قدر آدم بعد مرحوم آقا این قضیه را نوشته‌اند من خیال می‌كنم در جنُگهایشان شما نگاه كنید ببینید پیدا می‌كنید این قضیه را چون یادم است ایشان آن موقع اسامی‌را نوشتند باید به حاجی بگوییم كه متصدی اینها است خود من كه داشتم این را نگاه می‌كردم برنخوردم به این داستان اتفاقا خیلی هم خوب بود كه این قضیه را می‌آوردم در تألیفات ولی فراموش كردم شاید بعد بیاورم این مسائلی است كه خیلی برای ما مهم و حیاتی است رعایت این قضیه! یك وقتی آدم به یك حق نمی‌رسد خب نمی‌رسد نمی‌رسد می‌گوید آقا نظر من این است فلان نمی‌شود تحقیق هم می‌كند یك وقتی نه می‌رسد و می‌فهمد آن وقت حالا نفس می‌گوید ا حالا شكست نفسی می‌شود این فلان می‌شود شروع می‌كند این بازی درآوردن همین طور با اطوار مختلف ...

  •  عرض كنم حضورتان خب علی كل حال این كلام مرحوم آخوند بر اساس مسئله جسمیت و اینها از یك جهت كه صورت جنبه عِلّی نسبت به ماده دارد كلام ایشان قابل قبول و به هر مقداری كه صورت جنبه فعلیت پیدا كند بیشتر تأثیر در ماده می‌گذارد و او را به جنبه خودش نزدیكتر می‌كند تا این جا مطلب درست اما این كه شما عنوان شریت به او می‌دهید و عنوان ظلمت می‌دهید برای ما قابل قبول و پذیرش نیست. زیرا مسئله شر بودن و ظلمت داشتن به جنبه عدمیت یك شیء برمی‌گردد در حالتی كه در مثال جنبه عدمیت هی به واسطه صور نوعیه نورانیه و مجرده تقویت می‌شود از بین می‌رود و جنبه آن تجرد و آن اشتداد وجودی و نوری بر او غلبه می‌كند شما كه الان سنگ گرانیت را سفت می‌بینید سفت بودن كمال نیست برای او كه دارید می‌آیید می‌گویید كه این خوب است و محكم است و الان چون صورت حجریت بر او غالب است این حجریت متصلب و مستحكم است و یك قوامی‌دارد و شكل دارد نه این نیست این صورت حجریت الان او را به این كیفیت درآورده است و آیا این ممدوح است آیا این برای این تلبس به آثار و صفات مختلفه به صفات مستحسنه و ارزشها آیا این صورت صورت ممدوحی است یا آن كه نه این یك صورت مستبعده است كه اتفاقا جهات عدیمه در او بیشتر است از جهات غیرعدیمه و به واسطه سنخیت بین علت و بین معلول جناب مرحوم آخوند مگر خود شما نمی‌فرمایید كه باید صورت آن ماده را به خود نزدیك كند و قابلیت او را داشته باشد تا مادامی‌كه ماده سنخیت نسبیه با این صورت نوعیه برقرار نكرده است در آثار و در خصوصیات چطور می‌تواند بین آن صورت و بین ماده ارتباط برقرار كرد تا این ماده از نظر لطافت و تجرد وجودی به مرتبه مناسبی نرسد كه صورت نامیه نمی‌تواند در او تأثیرگذار باشد تا این ماده از نقطه نظر لطافت قابلیت برای این ارتباط جسم حالا حلول نمی‌گوییم ارتباط جسم روح و اتصال روح و اشراف روح را نداشته باشد خب این جنبه لحمیت و امثال ذلك كه نمی‌تواند آن قابلیت را داشته باشد فلذا شما مشاهده می‌كنید از تمام اعضای بدن آن عضوی كه با روح ارتباطش بیشتر است مغز است از همه اعضای بدن از ناخن و آن كه از همه دورتر است ناخن ناخن این ارتباطش با روح كمتر است شما ناخن را قیچی می‌كنید هیچ دردتان نمی‌آید و بعد مو است این مو را قیچی می‌كنید ناراحت نمی‌شوید و بعد می‌رسد به این فرض كنید كه بشره كه بشره باز نزدیكتر است و بعد می‌رسد به آن بشره پایین تر لحم و بعد به استخوان تا این كه آن مساری و قلب و اینها هر كدام از اینها تا می‌رسد به سلسله اعصاب از همه اعضا به روح نزدیكتر در بدن یكی ماقبل به آخر آن سلسله و شبكه عصب است كه به مجرد برخورد شما را تحریك می‌كند متألم می‌شود و همین طور می‌تواند آن خصوصیات و آثار جانبی و خارجی را به خود بگیرد و به شما منتقل كند این عصب وقتی كه به مغز می‌رسد آن مغز می‌شود حساستر و لطیفتر و ظریفتر و از همه اعضا به روح نزدیكتر لذا قلب از كار می‌افتد شما می‌توانید با یك پمپاژی بتوانید خون را بگردانید كبد از كار بیافتد فرض كنید كه با یك جزء متابولیكی كه بتواند متابولیسم را ایجاد بكند و آنالیز كند و تجزیه و تركیب كند آن موادی را كه خوردیم به ١٢٠ جزء تقسیم كند كلیسم را بگیرد ید را بگیرد فلان را بگیرد و پروتئین را همه را یكی یكی جدا بكند شما می‌توانید یك دستگاه به جایش بگذارید ولی به جای مغز شما نمی‌توانید چیزی بیاورید كه آن به روح برگردد شما روده را می‌توانید حذف كنید روده را فرض كنید كه جراحی می‌كنند نیم مترش را برمی‌دارند یك مترش را برمی‌دارند بعضی ها هستند به لاغری حتی فرض كنید كه اینها را برمی‌دارند یا یك چیزی می‌زنند در اینها خب این یك مترش حذف شد نیم مترش حذف شد مشكلی پیش نمی‌آید ولی اگر مغز از كار بیافتد دیگر روح ارتباطش با بدن در این جا قطع می‌شود آن وقت نگاه به سلولهای مغز كنید سلولهای مغز آسیب پذیرتر از همه سلولهای بدن هستند حتی از سلولهای عصبی هم آسیبشان بیشتر است دقت و ظرافتشان بیشتر است چرا چون یك قلب را خدا نمی‌آورد آن را وسیله ارتباط بین روح و بدن قرار بدهد مغز را می‌آورد قرار بدهد فلان قسمت مربوط به حافظه است فلان قسمتش مربوط به استعداد است فلان قسمتش فرض كنید كه مربوط به سمع است فلان قسمتش مربوط به دیدن و شنوایی و همین طور قسمتهای مختلف و خب قسمتهای ناشناخته‌ای هنوز در مغز وجود كه دارد كه هنوز ناشناخته است هنوز ناشناخته است این قسمت بالای مخچه كه تقریبا حدود دو سانت در دوسانت است آن هنوز به عمق آن پی نبردند ولی می‌گویند كه مركز حساسی است كه خود آن تمام مغز را می‌تواند كنترل كند این ارتباط بین سلول و بین روح شما می‌بینید كه دقیقتر است لذا از همه جهات این محافظتش بیشتر است یك پرده روی مغز افتاده كه این را محفوظ نگاه دارد چهار رگ از قلب به مغز می‌رود برای این كه بیشتر بتواند كنترل كند چهار دقیقه اگر خون نرسد سلولها از كار می‌افتند نمی‌دانم محافظتی كه تمام این شاكله بدن این چیز شده برای این كه آن رقیقترین خون عمیقترین خون اولین خونی كه تصفیه شده از ریه آمده در قلب اول باید به مغز برسد بعد به سایر اعضای بدن برسد خب این به خاطر چیست این به خاطر جنبه شروریتش این اوصاف و آثار را دارد یا به خاطر جنبه كمالی این اوصاف را دارد! كدام یك از اینها پای شما آیا این شرافتش بالاتر است كه به هر جا می‌توانید بزنید یا به هر جا برود یا این مغز سربا این سلولها این فرض بكنید كه خصوصیاتی كه دارد و كدام یك از این دو تا بیشتر آسیب پذیر است آن ناخن شما كه می‌گیرد این آسیب پذیرتر است یا این چیزها.