اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/4/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۴

5
  •  خیلی مسئله مسئله عجیبی است خیلی عجیب است یعنی تمام بیست و چهار ساعت فكر می‌كند كه حق را باطل كند یك دقیقه فكر نمی‌كند كه حق را بگیرد بیست و چهار ساعت این مغز را به كار می‌اندازد مغز نیست این چیزهای دیگر است كه حق را باطل كند این ور برود آن ور برود كتاب را باز كند نمی‌دانم فلان نقل را پیدا كند فلان حرف را پیدا كند یك چیزی به نظرش برسد توجیه كند تأویل كند رد كند بیست و چهار ساعت این را انجام می‌دهد این یك مرضی است واقعا این یك مرضی است برای آدم دو دقیقه فكر كند بابا این حق است بپذیر راحت این را می‌خواهد این خودش یك چیزی است این هم یك داستانی دارد دیگر برای خودش كه آدم چطور اینها به این جا می‌رسد و این مسائلی است كه آدم باید فكر بكند.

  •  یك دفعه ما رفته بودیم خدمت مرحوم آقا سید علی لواسانی آقا سید علی لواسانی معرف عهد حضوری سركار هست؟ عهد ذكری، عهد حضوری كه نه، عهد ذكری خب ایشان آدم خیلی خوبی بود آدم با صفا و صافی بود خدا بیامرزد او را باسواد هم بود من نسبت به سوادش اطلاعی نداشتم تا این كه در اواخر زمان مرحوم آقا من یك نامه‌ای از ایشان دیدم كه نوشتند كه متأسفانه آن نامه به ما نرسیده از جمله چیزهایی كه خیلی من دلم می‌خواست آن نامه را من داشتم یك نامه‌ای ایشان داده بودند در نقد بعضی از مطالب ایشان در نقد و اینها البته خب نقد ایشان جا نداشت ولی من نامه را دیدم عالمانه نوشته شده حالا كاری به محتوا نداریم ولی عالمانه نوشته شده و معلوم می‌شود آدم اهل تأملی و اهل فضلی بوده و مطالب بسیار جالبی داشت گنجنیه‌ای بود از خاطرات و تجربیاتش كه ما از آن استفاده می‌كردیم خیلی استفاده می‌كردیم مرحوم آقا هم من یادم است كه خیلی مطالبی كه می‌آوردند منزل می‌نوشتند آنهایی كه به اصطلاح ایشان می‌گفت می‌نوشتند با همه افراد بوده با همه اشخاص بوده خلاصه كشكولی داشته از طرف و لطایف و حكایات و از جمله مطالبی كه به عرض آقا می‌رسیده ما یك روز خدمت ایشان بودیم ایشان یك قضیه ای از مرحوم آقا شیخ حسین مشكوری نقل كردند كه در نجف بودند و ایشان می‌فرمودند كه با پدر ما مرحوم بله ببخشید از مرحوم مرحوم نائینی یا یكی دیگر من در این جا شك دارم نمی‌توانم بگویم دقیقا یا مرحوم نائینی یا مرحوم آقا شیخ علی قمی‌به نظرم آقا شیخ علی قمی بوده كه از شاگردان آخوند ملا حسینقلی همدانی یعنی یك چند صباحی هم پیش آقا آخوند ملا حسینقلی همدانی بوده نقل كردند و می‌گفتند كه در یك صحبت فقهی كه بین ایشان و بین آقا شیخ حسین مشكوری در صحن نماز می‌خوانده در نجف و خیلیها هم می‌رفتند و بسیار به زهد معروف بوده صحبت فقهی بوده و دو نظر مخالفی درمی‌گیرد و نه این و نه آن همدیگر را قانع نمی‌كنند می‌آیند منزل و ایشان هم ارتباط داشته با آن مرحوم مشكوری یعنی آقای آقا سید علی لواسانی، ایشان می‌گفت ساعت ١٢ شب بود دیگر همه خوابیده بودند یك مرتبه من در منزل بودم در منزل در پشت بام بودم یكدفعه دیدم در خانه را دارند می‌زنند ساعت ١٢ شب هوای گرم و خیلی گرم بود در پشت بام بودیم می‌گفت آقا شیخ حسین مشكوری از پشت بام آمد پایین و رفت دم در ببینید كیست ساعت ١٢ آمد دید كه ایشان است عرض كردم من دقیقا نمی‌دانم كدام یك از علما بودند نائینی بوده آقا شیخ علی قمی بوده یامثلا كسی دیگر بوده ولی فرد معروفی بوده آمد دید این است گفت آقا خواب بودید گفت نه داشت خوابم می‌برد گفت ببخشید، ولی من گفتم حتی اگر هم خواب هم هستید من شما را بیدار كنم و این مسئله را به فردا موكول نكنم من رفتم در منزل و مدارك را كه نگاه كردم دیدم حق با شما بوده و گفتم كه اگر من این را امشب بمیرم بر ذمه من بر گردن من می‌ماند كه من یك حقی را كه متوجه شدم با شما در آن بحث كردم قبل از این كه بمیرم امشب بیایم به شما بگویم كه حق با شما است! خداحافظ شما، ببخشید از خواب ...