اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/4/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۴

2
  •  دلیلی را كه مرحوم آخوند در این جا ذكر می‌كنند دلیلش یك نوع تقابل بین شدت صورت نوعیه و بین جهت قابلی یعنی هر چه جهت فاعلی نسبت به جهات فعل كاملتر باشد جهت قابلی نسبت به جهات قابلیت باید تمامتر باشند و هر چه جهت فاعلی در تأثیر قویتر و شدیدتر باشد طبعا آن جهت قابلی باید در ظلمت و كدورت و شرور و عادمیت جهات كمالی علت صورت است، باید قویتر باشد معنای قویتر بودن یعنی از دست دادن آن قوای وجودیه كه مثل سنگ فرض كنید كه بتواند او را نگه دارد این یك مسئله‌ای و واقعیتی است خارجی كه ما آن را به حسب ظاهر مشاهده می‌كنیم كه در قرآن هم نسبت به او تذكر داده شده است كه راجع به قلوب انسان وقتی كه تشبیه می‌كنند كه وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ الله1 كه این حتی دل انسان را از سنگ هم صلب‌تر و سخت‌تر قلمداد می‌كند خدا می‌گوید اینها از سنگ كه از سنگ كه دیگر صلب‌تر نداریم از این سنگهای سفت گرانیتی كه فرض كنید كه چكش هم به سختی می‌تواند آنها را به نظام دربیاورد خب چقدر این سنگ سنگ سختی است ولی در قبالش شما می‌بینید خاك نرم است از این گذشته آب خیلی نرم است این صورت نوعیه نفسیه است كه این صلبیت ایجاد می‌كند هر چه این صورت نوعیه رقیقتر بشود و لطیفتر بشود این آمادگی برای تغییر و تبدل در او بیشتر خواهد شد اگر این سنگ بخواهد تبدیل به شجر و یك میوه بشود نمی‌توانید كنار سنگ بگذارید و بعد این درخت را هی آب بدهید و این ریشه‌اش برود نه باید این سنگ نرم بشود باید آمادگی پیدا بكند و تبدیل بشود به فرض كنید كه خاكهای عادی تا آن كه بتواند ریشه ارتزاق كند این ارتزاق بستر مناسب می‌خواهد استعداد می‌خواهد این ارتزاق باید یك نوعی سنخیتی پیدا بشود بین جسم نامی و بین جسم غیرنامی‌تا یك انتقالی از جسم غیرنامی به جسم نامی تحقق پیدا بكند این انتقال به واسطه همان كیفیت نفسی است كه بر این حجریت حاكم است و در این انتقال خب تغییر و تبدلاتی پیدا می‌كند و نفس به واسطه لطافتی كه پیدا می‌كند بیشتر او را در خود هضم می‌كند و جذب و آن قدرت و صلابت را بیشتر از خودش می‌گیرد كه دیگر در این جا تعبیر می‌كنند مرحوم آخوند به شرور و ظلمت یعنی ظلمت این صفات استقلالیه و صفاتی كه باعث تشخص شیء می‌شود و او را از یك استحكام خاصی برخوردار می‌كند روی این جهت ما می‌توانیم بگوییم بله فرض كنید كه به همان اندازه‌ای كه انسان دارای نفوس مختلفی است از مرتبه ظلمانی به مرتبه نورانی به همان مقدار دارای ابدانی هست از مرتبه ظلمانی به مرتبه نورانی یعنی این ظلمت خود این بدن برای خودش به واسطه نفس دارای یك استحكامی‌می‌شود و وقتی كه آن نفس از این بدن فاصله گرفت ما می‌بینیم كه این بدن دچار بوار می‌گردد و از بین می‌رود این به واسطه جدا شدن نفس از بدن است.

    1. سوره البقره (٢) قسمتى ازآيه ٧٤