
جلسه ۷۰۴
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/4/1431
جلسه ۷۰۴
1اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
ذكر اجمالی: کلما کانت الصورة أشد و شرفا نورایی کانت المادة المقابلة لها اشد انفعالا! و خسّة و ظلمة
این بحثی كه مرحوم آخوند در این جا مطرح میكنند نسبت به كیفیت انفعال ماده از صورت و میزان ارزش ماده در قبال صورت به اشكال مختلفه و به انواع مختلفه طبیعی است كه آن ماده نوعیه هر شیئ بسته به صورت نوعیه همان شیء تشكل پیدا میكند از نظر خصوصیات جسمیه یا همین طور خصوصیات غیرجسمیه و مثالیه.
در این تعبیر و بحث، من مسئله صورت مثالی و ماده و بدن مثالی را هم داخل میكنم كه بحث وسیعتر و شمولش بیشتر بشود. هیولای اولیه كه از او تعبیر به مادی المواد میشود در وجود خودش همان طوری كه عرض شد دارای ابهام محضه است البته این مطلب بنابر مبنای معروف و مشهور مطرح میشود تا این كه خب بعداً اگر نسبت به این مسئله نقض و ابرامی هست روشن بشود و كیفیتش بیان بشود من به طور كلی تعجب میكنم با توجه به بحث قبلی و آن تقسیمیكه در بحث قبلی داشتیم این مسائل در این جا چطور باید مطرح بشود! گرچه بسیاری از این بحث امروز تمجید كردند و تقریرها خیلی او را عظیم شمردند ولكن حالا در انتها برای رفقا روشن خواهد شد كه مسئله شاید غیر از این باشد.
به طور كلی در هیولای اولیه و مسئله مادی المواد این حقیقی الشیء و آن نوعیتش به همان جنبه صوریهای دارد كه بر آن هیولا به عنوان ابهام حاكم و غالب است و به واسطه این مسئله خب دارای ابهام محض است دارای خلاء محض است دارای نقص محض است حالا محض خب محوضت را حتی ما نیاوریم قریب به محوضت و از خود هیچ نوع تشخصی ندارد در او ظلمت و شرور به اصطلاح شر نه به عنوان مثلا كار خلاف و اینها بلكه به عنوان عدیم الفائده و عدیم النورانیه و به این عنوان خب بر این هیولا و بر این ماده آن هم حاكم است و به واسطه صورت نوعیه هست كه از آن مرحله ابهام درمیآید و حالت جسمیت به خود میگیرد و آن جسمیتش باز به اجسام و اقسام متنوعه تبدیل میشود تا این كه این اجسام خارجیه از ضم و ضمائم و تركیب در خارج این تحقق پیدا میكند این حقیقت هیولای مبهمه است و كیفیت صورت بندیش و تنوعش در انواع مختلفه كه در آن جا به تناسب آن صورت نوعیه خود او هم تشكل پیدا میكند و بعد آثار مختلفی از او سرمیزند فوائد مختلفی از او به وجود میآید هر كدام از این آثار و فوائد به واسطه همان صورت نفسیهای است كه بر او حاكم است خود كتاب هم صورت نفسیه دارد فرش هم صورت نفسیه دارد فلزات هم صورت نفسیه دارند منتهی در آن صور نفسیه هر چه آن صورت نفسیه لطیفتر باشد طبعا خود آن شیء هم لطیفتر خواهد بود! حالا این معنای لطیفتر را من زود گفتم این را فعلا شما در نظر نگیرید به آن جنبه صلابت آن توجه كنید كه هر چه آن صورت نوعیه از مراتب تجرد دورتر باشد استقلال آن جهت مادی قویتر است سنگ استقلالش و تشخصش نسبت به جسم نامیقویتر است و محكمتر است آن جسم نامینسبت به حیوان لذا میبینید كه از یك ماده قوی برخوردار است ولی شما چوب را زود میتوانید بشكنید یا فرض كنید كه آن فسادی كه در گوشت هست آن فساد در چوب نیست، یك چوب میتواند ماهها همین طور كنار باشد ولی یك تكه گوشت اگر یك كنار باشد بعد از دو روز كم كم حالت اضمحلال و بوار به خود میگیرد این به جهت آن نزدیك بودن ماده است به واسطه صورت حیوانی با خود آن صورت كه لطیفتر میشود و آن آثار را بیشتر میتواند در خود نگه دارد كمتر میتواند آثار بقا را در خود نگه دارد بر عكس آن صور سلبیه و صور نوعیه مستبعده از آن جنبه تجرد.
