
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
تفاوت اضطراب شیاطین با آرامش اولیاء در مسیر بندگی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه حقیقت نوریه در عالم وجود میپردازند و با استناد به مبانی عرفانی، هستی را تجلی نور واحد الهی معرفی میکنند. ایشان با تفکیک میان سکون و طمأنینه ملائکه در تدبیر امور و اضطراب و تشویش شیاطین در نقشهکشیهای نفسانی، مسیر صحیح بندگی را ترسیم مینمایند. در این گفتار، با نقد تخیلات و توهمات روزمره که همچون پردهای مانع از درک مواهب غیب میشود، بر لزوم حرکت در پشت اراده و مشیت الهی تأکید شده است. استاد با بهرهگیری از مثالهای تاریخی و عرفانی، نگاه عاریهای اولیاء خدا به دنیا و حوادث آن را در مقابل نگاه مالکانه و مضطربانه اهل غفلت قرار میدهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر اینکه حوادث عالم، زمینهساز کنار رفتن موانع و ظهور حقیقت نوریه است، مخاطب را به آرامش در مسیر کمال و پرهیز از درگیریهای بیهوده با ظواهر امور دعوت میکند.
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه حقیقت نوریه در عالم وجود میپردازند و با استناد به مبانی عرفانی، هستی را تجلی نور واحد الهی معرفی میکنند. ایشان با تفکیک میان سکون و طمأنینه ملائکه در تدبیر امور و اضطراب و تشویش شیاطین در نقشهکشیهای نفسانی، مسیر صحیح بندگی را ترسیم مینمایند. در این گفتار، با نقد تخیلات و توهمات روزمره که همچون پردهای مانع از درک مواهب غیب میشود، بر لزوم حرکت در پشت اراده و مشیت الهی تأکید شده است. استاد با بهرهگیری از مثالهای تاریخی و عرفانی، نگاه عاریهای اولیاء خدا به دنیا و حوادث آن را در مقابل نگاه مالکانه و مضطربانه اهل غفلت قرار میدهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر اینکه حوادث عالم، زمینهساز کنار رفتن موانع و ظهور حقیقت نوریه است، مخاطب را به آرامش در مسیر کمال و پرهیز از درگیریهای بیهوده با ظواهر امور دعوت میکند.
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
9این حکومت دنیا از آن برگى که جراد بر فمش دارد آن را مضغ مىکند براى من ارزشش کمتر است.1
او همیشه نگاهش اینطورى [عاریانه] است؛ به دنیا اینطوری است و به خلافت اینطوری است و به جنگ صفین اینطوری است، به همه چیز! ما دیگر عوامانه داریم مثال مىزنیم والاّ نگاه، نگاه اصلاً بىتفاوتى است. حالا ما خیال مىکنیم امیرالمؤمنین خلیفه شده است بَهبَه دیگر از امشب خواب حورالعین مىبیند! نه بابا، اینها مربوط به ما است! مربوط به ما است که نمىدانیم حقیقت و واقعیت مسائل چیست و این مسائل به ما بستگى دارد.
حقیقت نوریه اصل و اساس عالم وجود
این إنّیتى که مرحوم آخوند مىفرماید این است؛ یعنى این عبارت از یک حقیقتى است که آن نظرهاى که شما به اشیاء مىاندازید آن نظره به همان حقیقةُ الوجود است حقیقةُ الوجود هم که اناره و نور محض است. پس دیگر چگونه مىتواند در اینجا ماهیتى در کنار او وجود داشته باشد که قد علم کند و آن حقیقت و نور را محبوس کند، مخفى کند، منکدر و متکدّر کند؟! هرچه هست همان است.
مرحوم آخوند در اینجا این را مىفرمایند: ـ البته در عبارات ایشان یک نکاتى هست که احتیاج به قدرى اصلاح دارد ـ آنچه که در عالم وجود هست این نفوس و همینطور عوارض این نفوس که آنها همه ظلال هستند همۀ اینها اصل و حقیقتشان حقیقت نوریه است. وقتى حقیقت نوریه شد پس چه چیزى مىتواند جلوى این نور را بگیرد و چه چیزى مىتواند او را محدود کند؟! اصلاً غیر از حقیقت نوریۀ وجودیه چیزى نیست! چیزى نیست تااینکه بخواهد آن بیاید جلویش را بگیرد و مانع ایجاد کند.
هرچه را مینگرم عکس رخ یار من است *** [هرکجا میگذرم قصۀ دلدار من است]2 در این به هرچه که مىنگرم فقط اختصاص به مسائل معنوى ندارد بلکه مسائل ظاهرى و تعیّنات خارجى به هر کیفیت باشد آن همان حقیقت نور وجود است که براى او تجلّى مىکند.
- . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 347. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج 7، ص 40؛ مطلع انوار، ج 13، ص 258.
- . دیوان اشعار بلند اقبال، شماره 57.
