
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
تفاوت اضطراب شیاطین با آرامش اولیاء در مسیر بندگی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه حقیقت نوریه در عالم وجود میپردازند و با استناد به مبانی عرفانی، هستی را تجلی نور واحد الهی معرفی میکنند. ایشان با تفکیک میان سکون و طمأنینه ملائکه در تدبیر امور و اضطراب و تشویش شیاطین در نقشهکشیهای نفسانی، مسیر صحیح بندگی را ترسیم مینمایند. در این گفتار، با نقد تخیلات و توهمات روزمره که همچون پردهای مانع از درک مواهب غیب میشود، بر لزوم حرکت در پشت اراده و مشیت الهی تأکید شده است. استاد با بهرهگیری از مثالهای تاریخی و عرفانی، نگاه عاریهای اولیاء خدا به دنیا و حوادث آن را در مقابل نگاه مالکانه و مضطربانه اهل غفلت قرار میدهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر اینکه حوادث عالم، زمینهساز کنار رفتن موانع و ظهور حقیقت نوریه است، مخاطب را به آرامش در مسیر کمال و پرهیز از درگیریهای بیهوده با ظواهر امور دعوت میکند.
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه حقیقت نوریه در عالم وجود میپردازند و با استناد به مبانی عرفانی، هستی را تجلی نور واحد الهی معرفی میکنند. ایشان با تفکیک میان سکون و طمأنینه ملائکه در تدبیر امور و اضطراب و تشویش شیاطین در نقشهکشیهای نفسانی، مسیر صحیح بندگی را ترسیم مینمایند. در این گفتار، با نقد تخیلات و توهمات روزمره که همچون پردهای مانع از درک مواهب غیب میشود، بر لزوم حرکت در پشت اراده و مشیت الهی تأکید شده است. استاد با بهرهگیری از مثالهای تاریخی و عرفانی، نگاه عاریهای اولیاء خدا به دنیا و حوادث آن را در مقابل نگاه مالکانه و مضطربانه اهل غفلت قرار میدهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر اینکه حوادث عالم، زمینهساز کنار رفتن موانع و ظهور حقیقت نوریه است، مخاطب را به آرامش در مسیر کمال و پرهیز از درگیریهای بیهوده با ظواهر امور دعوت میکند.
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
11بَل مقهورةٌ تحتَ استقلاله كَما یُشاهدُ مِن عدمِ استقلالِ الأنوارِ الضعیفة فی مشهدِ النور القوى فی التأثیر و الإنارة فَهكذا حكمُ عالمِ الوجود جمیعاً فی كونِها أشِعة و أنواراً و أضواءً لِلذات الأحدیةِ الواجبیةِ.1
«بلکه اینها مشتعل از نور واحد هستند که همان خود نور حقیقت وجود است و در تحت استقلال آن نور واحد مقهورند. همانطورىکه از عدم استقلال انوار ضعیفه در یک مشهد نور قوى در تأثیر و اناره این مسئله مشاهده مىشود که چطور وقتى که یک نور قوى مىآید خود انوار ضعیفه دیگر آن استقلال خودشان را ازدست مىدهند و در آن نور اشعۀ قاهره محو مىشوند.» این مثالى که براى شما آوردیم تمام اینها حکم عالم وجود را دارد که همۀ اینها در تحت اشعۀ قاهرۀ نور بسیطُ الحقیقه محو هستند. «در اینکه اینها اشعه و انوار و اضواء هستند براى ذات أحدیت واجبیت همۀ اینها اشعه او هستند.» خب شعاع هم اصلش چیست؟ اصل شعاع هم از همان مبدأ خودش است دیگر و چیزى غیر از او نیست. پس چه چیز دیگرى در اینجا مىتواند ماهیت باشد؟! البته ماهیت به آن معانى که بعضیها مىگویند، نه به آن کیفیتى که مطرح شد.
إذِ الوجودُ كلُّهُ مِن شروقِ نورهِ و لَمعانُ ظهورِه كَما هوَ مُشاهدٌ مِن الشمس المَحسوسِ الذی هوَ المثلُ الأعلىٰ لهُ فی السماواتِ و الأرض إلا أنَّ بینَ الأشعّتین فرقاً أنّ أشعةَ شمسِ العقل أحیاءٌ عاقِلةٌ ناطقةٌ فَعالةٌ.
«وجود تمامش از موجوداتى که دارد از شروق نور این ذات أحد و لمعان ظهور ذات أحدیت است که ما این را از خود شمس در سماوات و ارض مشاهده مىکنیم» که نور اشعۀ شمس یعنی نور قاهرش بر همه چیز غلبه مىکند و همه را در تحت آن سیطرۀ خودش درمىآورد و حتى نورهایى که به سایر اشیاء مىدهد آن نورها هم وجود استقلالى ندارند بلکه نورى که از ماه تراوش مىکند بهواسطۀ انعکاس نور شمس است که به او خورده است و همینطور ارض و سایر کرات. «إلا أنَّ بینَ الأشعّتین فرقاً ... بین این دو اشعۀ محسوس و غیر محسوس تفاوت این است که شعاع آن عقل کلى که بر همۀ عقول مىتابد و بر همۀ نفوس اشراق دارد همۀ اینها حىّ، عاقل، ناطق و فعال هستند.»
- . همان، ص 45.
